به مدد حضور یک گرایش بالقوه قوی مارکسیستی و انقلابی در جنبش کارگری ایران و حضور چشمگیر کارگران آگاه و پیشرو، جنبش کارگری نسبت به انحرافات گوناگونی که آن را تهدید میکند، هوشیار است و بایستی این هوشیاری را حفظ و آن را دو چندان سازد. هر گرایش یا هر تلاش و فعالیتی که بخواهد استقلال جنبش طبقاتی کارگران را مخدوش سازد یا آن را زیر ضرب ببرد، هر نیرویی که بخواهد مبارزات کارگری را به انحراف بکشد و یا اشکال و تاکتیکهای مبارزاتی و خواستهای طبقه کارگر را به چارچوبهای قانونی محدود و مقید سازد و بالاخره هر کس که بخواهد جنبش کارگری را به ورطه رفرمیسم یا انحراف آنارکوسندیکالیستی بکشاند، بیرحمانه بایستی مورد انتقاد قرار گرفته و افشاشود. آنارکوسندیکالیسم که در دهه گذشته به عنوان یک گرایش ضعیف و حاشیهای که میتوانست در دوره کوتاهی یک انحراف علیه جنبش کارگری محسوب شود، امروز خطر بالفعلی نیست. گرایش انحرافی دیگر اما که رفرمیسم ریشهدار است، کماکان به حیات خود در درون جنبش کارگری ایران ادامه میدهد. همین گرایش است که با سماجت و جان سختی میکوشد مبارزات کارگری را در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی به بند بکشد، افق دید و فعالیتهایش از نامه نگاری و عریضهنویسی به این یا آن نهاد و مسئول حکومتی فراتر نمیرود و همواره کوشیده است این باور را در توده کارگران ایجاد کند که راه مسالمت و راه صبر و انتظار بی پایان و صدقهطلبی از طبقه حاکم و دولت آن، تنها راه پیروزی در مبارزه است.
۱۳۹۳ تیر ۲۲, یکشنبه
۱۳۹۳ خرداد ۲۴, شنبه
یک سال پس از “انتخابات ریاست جمهوری”
یک سال از “انتخابات ریاستجمهوری” گذشت، انتخاباتی که کاندیداهای منتخب حکومت با وعدههای بسیار تلاش کردند، مردم مایوس از حکومت و گرفتار در فقر و بیکاری را بهپای صندوقهای رای بکشانند و حسن روحانی آن مرد “خوشبختی” بود که ناماش از صندوقهای رای بیرون آمد. فردی که بیشترین وعدهها را در رابطه با حل معضلاتی چون بیکاری، تورم، فقر، آزادیهای سیاسی، حقوق زنان و اقلیتهای ملی و بالاخره سیاست خارجی داده بود.
اما سرنوشت وعدههای “شیرین” آخوند روحانی بهکجا انجامید؟ تا آنجا که به “ریاست جمهوری روحانی” مربوط است، این همان مساله اصلی برای دهها میلیونکارگر و زحمتکش ایرانیست. چه آنهایی که پای صندوقهای رای نرفتند، گول فریبهای حاکمیت را نخورده و به تحریم انتخابات پاسخ مثبت دادند و چه آنهای که دچار توهم شده و باز به پای صندوقهای رای رفتند.
وعدهی اصلی روحانی رفع معضلات اقتصادی مردم در کوتاهترین زمان بود، یعنی مبرمترین مساله آنها. این جملات روحانی که “مردم در همان ۲ ماه اول دولت تدبیر و امید آثار کارهای انجام شده را میبینند و برای از پیش روی برداشتن مشکلات اقتصادی برنامه یک ماهه، ۳ ماهه، یک ساله و ۴ ساله در نظر گرفتهایم”، چه قبل از انتخابات و چه بعد از انتخابات انعکاس گستردهای یافت، وعدهای که بیش از هر چیز بهوعدهی احمدینژاد میمانست که گفته بود: “نفت را بر سر سفره مردم میآورم”.
۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۸, یکشنبه
شیادی که در شأن جمهوری اسلامی است
در کشورهای سرمایهداری، ازجمله در آنجایی که آزادی سیاسی و نظم پارلمانی حاکم است، احزاب و سیاستمدارانی که در رأس قدرت قرار میگیرند، همواره دروغ میگویند و تلاش میکنند حقیقت را از چشم تودههای مردم پنهان نگاهدارند، اما فقط در یک رژیم استبدادی و اسلامی از نمونه جمهوری اسلامیست که این شیادی طبقه حاکم به شکلی کاملاً رسوا، به نهایت خود میرسد. نمونههای آن در طول ۳۵ سال استقرار جمهوری اسلامی در ایران فراوان است. اما جدیدترین آن، اظهارنظر آخوند روحانی در گفتگوی تلویزیونی اخیر او است که در پاسخ به این سؤال “آیا شما در سال ۹۲ به اهداف و برنامههایی که پیشبینی کرده بودید، دست پیدا کردید؟” گفت: “ما به سیاستها و برنامههایی که به مردم اعلام کرده بودیم، توانستیم جامه عمل بپوشانیم”.
اما آخوند روحانی به کدام “سیاستها و برنامههایی که به مردم اعلام کرده بود” و در همان سال ۹۲ قرار بود به اجرا درآیند، “جامه عمل” پوشاند؟ از سادهترین و سرراستترین آنها آغاز کنیم:
اما آخوند روحانی به کدام “سیاستها و برنامههایی که به مردم اعلام کرده بود” و در همان سال ۹۲ قرار بود به اجرا درآیند، “جامه عمل” پوشاند؟ از سادهترین و سرراستترین آنها آغاز کنیم:
برچسبها:
اسلامی,
رژیم استبدادی,
سیاستمداران,
شیادی
۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۹, جمعه
رأی عدم اعتماد مردم به روحانی و کلیت رژیم جمهوری اسلامی
روحانی در فروردین ماه اعلام کرد مرحله دوم “هدفمندی یارانهها” یا در واقع “آزادسازی قیمتها” از اردیبهشت ماه آغاز میشود. مهلت ثبتنام برای دریافت یارانه نقدی از ۲۰ فروردین و به مدت ۱۰ روز تعیین شد.
در این مدت، دولت از هر وسیلهای استفاده کرد تا تعداد هر چه بیشتری را قانع کند از دریافت یارانه انصراف دهند. مردم را موظف کرد برای دریافت یارانه “فرم خوداظهاری” پر کنند و درآمدهای واقعی خود را بیان کنند و اعلام کرد این فرمها “راستیآزمایی” خواهند شد. آنان را تهدید کرد: “به موجب قانون، ارائه هر گونه اطلاعات نادرست، موجب استرداد وجوه دریافتی و جریمه نقدی به میزان سه برابر یارانه نقدی دریافتی” خواهد شد. کمپین “نه به یارانه” راه انداخت. از رسانهها و صدا و سیمای رژیم حداکثر بهرهبرداری تبلیغاتی را کرد.
وعده داد مبالغ کسب شده از محل انصراف از دریافت یارانه به بخشهای تولید، اشتغال، حمل و نقل، سلامت و بیمه اختصاص خواهد یافت.
نه تنها دولت، بلکه تقریبا تمامی دستاندرکاران رژیم وارد صحنه شدند تا بر تعداد انصرافدهندگان بیفزایند. حتا فراکسیونهائی از اصولگرایان و اعضای جبهه پایداری که از مخالفان دولت هستند، برای دعوت مردم به انصراف بیانیه دادند. کار به جایی کشید که آخوندهای “مرجع تقلید” نیز به میدان آمدند و توصیه کردند: “ثروتمندان برای کمک بیشتر به فقرا از دریافت یارانه انصراف دهند.”
حاصل تمامی این تبلیغات، وعدهها، توصیهها و تهدیدها چه بود؟
در این مدت، دولت از هر وسیلهای استفاده کرد تا تعداد هر چه بیشتری را قانع کند از دریافت یارانه انصراف دهند. مردم را موظف کرد برای دریافت یارانه “فرم خوداظهاری” پر کنند و درآمدهای واقعی خود را بیان کنند و اعلام کرد این فرمها “راستیآزمایی” خواهند شد. آنان را تهدید کرد: “به موجب قانون، ارائه هر گونه اطلاعات نادرست، موجب استرداد وجوه دریافتی و جریمه نقدی به میزان سه برابر یارانه نقدی دریافتی” خواهد شد. کمپین “نه به یارانه” راه انداخت. از رسانهها و صدا و سیمای رژیم حداکثر بهرهبرداری تبلیغاتی را کرد.
وعده داد مبالغ کسب شده از محل انصراف از دریافت یارانه به بخشهای تولید، اشتغال، حمل و نقل، سلامت و بیمه اختصاص خواهد یافت.
نه تنها دولت، بلکه تقریبا تمامی دستاندرکاران رژیم وارد صحنه شدند تا بر تعداد انصرافدهندگان بیفزایند. حتا فراکسیونهائی از اصولگرایان و اعضای جبهه پایداری که از مخالفان دولت هستند، برای دعوت مردم به انصراف بیانیه دادند. کار به جایی کشید که آخوندهای “مرجع تقلید” نیز به میدان آمدند و توصیه کردند: “ثروتمندان برای کمک بیشتر به فقرا از دریافت یارانه انصراف دهند.”
حاصل تمامی این تبلیغات، وعدهها، توصیهها و تهدیدها چه بود؟
۱۳۹۳ فروردین ۱۸, دوشنبه
اقتصاد ایران، سالی که گذشت و سالی که در پیش است
حسن روحانی در بخشی از سخنان خود در دیدار با برخی از وزرا و مدیران دولتی بمناسبت سال نو، ضمن تعریف و تمجید از عملکرد و سیاست دولت در عرصهی اقتصادی، وعدهداد تا در سال آینده، تورم به ۲۵ درصد و حتا کمتر کاهش یابد، رشد اقتصادی ایجاد شود، بیکاری کمتر شود و وضعیت معیشتی مردم بهبود یابد. سخنان و وعدههایی که از ابتدای سال جدید تاکنون چندین بار تکرار شده است. وعدههایی که حتا نزدیکترین اقتصاددانان حامی روحانی نیز با تردید بسیار بهآن مینگرند.
جالب آنکه آمارهای روحانی در برخی مواقع حتا با آمارهای ارائه شده از سوی وزرای دولت نیز همخوانی ندارند. برای مثال در حالی که روحانی در این دیدار از درآمد ۱۴۸ هزار میلیارد تومانی دولت در سال گذشته سخن بهمیان آورد، وزیر اقتصاد او در سخنرانیاش در “مجلس خبرگان” به تاریخ ۱۶ اسفند، از درآمد ۱۱۴ هزار میلیارد تومانی دولت تا پایان ماه بهمن خبر داده بود!! و یا در حالیکه وزیر اقتصاد در همین سخنرانی میزان بودجه اختصاص داده شده به طرحهای عمرانی را حدود ۱۰ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان اعلام کرد، روحانی در سخنان خود در اولین جلسه هیات دولت در سال جدید این رقم را ۲۲ هزار میلیارد تومان یعنی دو برابر وزیر اقتصاد اعلام نمود!! جالب آنکه انصاری معاون پارلمانی روحانی نیز آمار دیگری ارائه میدهد. وی در روز ۱۰ اسفند با اشاره به تحقق ۱۲۰ هزار میلیارد تومان از کل درآمدهای منظور شده در بودجه سال ۹۲ گفت: “در خوشبینانهترین حالت حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان از بودجه طرحهای عمرانی تحقق یافته است که این فقط در حد دایر ماندن کارگاهها است وگرنه پرداختی بابت کار صورت نمیگیرد و در واقع کاری انجام نمیشود که این بدین معنی است که همه طرحها و پروژهها خوابیده است”!!
برچسبها:
اقتصاد ایران,
حسن روحانی,
سال نو,
وعدههای روحانی
۱۳۹۲ اسفند ۲۸, چهارشنبه
از نوشدن طبیعت تا دگرگونی و نوشدن جامعه
زمستان به سر آمد و ما در آستانه نوروز و بهاری دیگر هستیم. نوروز ۱۳۹۳ و بهاری که گل افشان در راه است تا شکست زمستان را آذین دیگری بندد. بهاری مُشکافشان، تا غبار تیرهگی از دامن طبیعت بزداید و نیلوفر و سوسن زنبق را بر جِلوهگاه دشت و دمن بنشاند. بهاری با پرواز پرستوهای مهاجر بر فراز آبهای نیلگون خلیج و خزر و آواز قمریان سپید، خاکستری، سیاه در دامنههای البرز و کرانههای رنگارنگ سپیدرود و زرینهرود. بهاری که فصل شکوفاییست، فصل زایش طبیعت، فصل نو شدن و پوست انداختن طبیعت از پوستین کهنگی ست. چرا که بهار، فقط فصل گل دادن نیست، بل، نقطه پایانی بر زمهریر زمستان است، گذر از سردی دی به گلگشت فروردین، گذر از رخوت زمستانی به پایکوبی، تلاش و شادمانی جشنهای نورزیست. در واقع، زیبایی بهار، تنها در آراستگی طبیعت نیست، در این شکوفایی و نو شدن بهارانه، همانا پیام ایستادگی، مقاومت و مبارزه علیه هر آنچه رنگ و بوی کهنگی، زوال و پوسیدگی را با خود دارد، نهفته است. از این روست که “نوروز” طی گذشت هزاره های متوالی، هنوز که هنوز است برای مردم ایران و دیگر کشورهایی که نوروز را برپا میدارند، در قامت ماندگارترین و شادمانهترین جشن تودهها بر جای مانده است. از این روست که تودههای مردم ایران، فارع از هرگونه زبان، نژاد و تعلق ملیتی خود، از روزهای پایانی اسفند ماهِ هرسال، جهت پرپایی پرشکوه جشنهای نوروزی به تکاپو میافتند. خانه تکانی می کنند، جامه ی نو میپوشند، سفره هفت سین میگسترانند و با تزیین و آراستگی خانه و کاشانهای که در آن زندگی میکنند، نخستین نشانه های سمبلیک زدودن رخوت و برچیدن بساط کهنگی را در همراهی با شکوفایی بهار آغاز می کنند.
۱۳۹۲ بهمن ۱۶, چهارشنبه
جمهوری اسلامی، نگران از رشد سوسیالیسم
سراسر تاریخ بشریت از هنگامی که طبقات بر پهنه آن ظاهر شدند، عرصه نبرد بیوقفهای بوده است میان طبقات و اندیشههائی که حامل دگرگونی و پیشرفت تاریخیاند با طبقات میرنده و افکار و عقاید پسمانده و ارتجاعی که از برجای ماندن نظم کهنه و پوسیده پاسداری کردهاند. بزرگترین و پردامنهترین این نبردهای طبقاتی متعلق به دورانیست که سرمایهداری شکل گرفت و دو طبقهی کارگر و سرمایهدار رودرروی یکدیگر قرار گرفتند.
بورژوازی که زمانی یک طبقه بالنده و مترقی بود، برای کسب قدرت و تبدیل شدن به طبقهی حاکم، در نبرد علیه طبقهی ارتجاعی فئودال از حق مسلم هر طبقه تحت ستم به استفاده از قهر انقلابی، توسل به سلاح و قیام مسلحانه برای پیروزی انقلاب و به زیرکشیدن مرتجعین بهره گرفت. اما
برچسبها:
بالنده و مترقی,
تاریخ بشریت,
رشد سوسیالیسم,
طبقات
اشتراک در:
پستها (Atom)





