۱۳۹۷ تیر ۲۵, دوشنبه

اعتراضی مؤثر به کم‌آبی و خاموشی: عدم پرداخت قبض‌های آب و برق

روزی نیست که در گوشه و کنار کشور صدای اعتراضی برنخیزد. اعتراضاتی که به اشکال گوناگون بروز می‌یابند. موضوع برای اعتراض کم نیست: وضعیت معیشتی وخیم و فقر، دستمزدهای ناچیز، گرانی و تورم سرسام‌آور، بیکاری، تخریب بی‌امان محیط زیست، فساد و چپاول سران رژیم، سرکوب و نقض آزادی‌های اجتماعی و سیاسی، نقض آزادی‌های فردی، بی‌آبی، ریزگردها و آلودگی هوا، و…
از پسِ اعتراضات دی ماه، روزی نگذشته که مسئله‌ای جدید به سیاهه‌‌ی اعتراضات افزوده نشود. در روزهای اخیر، مردمی که آب و نان نداشتند، به معضل خاموشی برق نیز دچار گشته‌اند آن هم در تابستانی داغ و در گرمایی که گاه به بالای ۵۰ درجه نیز می‌رسد.

۱۳۹۷ تیر ۱۸, دوشنبه

وحدت جناح های حکومتی در کجا و تا به کجاست؟


“وحدت‎طلبی” و گرایش به همکاری در میان جناح‎های حکومتی تشدید شده است. اصول‎گرایانی که مخالف سرسخت برجام و روحانی بوده‎اند، اکنون حامی روحانی شده‎اند. بعد از سخنان روز سه شنبه ۱۲ تیر روحانی در یک نشست خبری در بِرن پایتخت سوئیس در مورد “نامشروع” بودن اسرائیل و صدور نفت که گفت: “معنی ندارد نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود” که به بستن تنگه هرمز تعبیر شد، اصول‎گرایان بویژه “تندروترین” بخش آن‎ها از سخنان روحانی استقبال کردند. قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای برون مرزی سپاه (نیروی قدس)در پیامی که برای روحانی فرستاد، سخنان وی را “بسیار ارزشمند”، “مایه مباهات و افتخار” دانست. وی در پیام خود به روحانی، نوشت “دست شما را برای ایراد سخنان به‎موقع، حکیمانه و صحیح می‎بوسم و برای هر سیاستی که مصلحت نظام اسلامی باشد، در خدمت هستیم”! کیهان شریعتمداری نیز که همواره در صف مقدم مخالفین روحانی و همدستان “اصلاح‎طلب” وی بوده و کابینه وی را به “فقدان روحیه جهادی” متهم می‎کرد، با کشف تغییراتی در “ادبیات” روحانی در برخورد با آمریکا، اگر چه با اندکی تردید و مشروط، اما سیاست حمایت از روحانی را پیشه کرده است.
کیهان حتا در مقابل کسانی که از “چرخش” روحانی در گفتار و تغییر لحن وی به ابراز نارضایتی پرداخته و بخشاً بحث استیضاح وی را به میان کشیده بودند، نیز ایستاد. کیهان اصول‎گرا، استیضاح روحانی را “بحران‎سازی” و افزوده شدن مشکل دیگری بر مجموعه مشکلات خواند، با آن مخالفت و از روحانی حمایت کرد.

۱۳۹۷ تیر ۹, شنبه

همکاری سازمان اکثریت با جریان اصلاح‎طلب برای نجات رژیم از بن‎بست و بحران

در تاریخ ۲۶ خرداد، متن نامه یا بیانیه‎ای که به امضاء بیش از صد نفر رسیده است در برخی رسانه‎ها انتشار یافت. در این بیانیه که نام و امضای  تعدادی ازاعضا و رهبران اکثریت و عضو شورای مرکزی حزب جدید دست پخت اکثریت، “حزب چپ”، در کنار اسامی گروهی از اصلاح‎طلبان درون و بیرون حکومت آمده، ضمن اشاره به دیدار رهبران آمریکا و کره‎شمالی، از حکومت و دولت جمهوری اسلامی خواسته شده بدون هیچ قید و شرطی وارد مذاکره مستقیم با دولت آمریکا شود. در بیانیه چنین آمده است: “ما افرادی از طیف‎های مختلف فکری و سیاسی بر این نظریم که اینک وقت آن رسیده است که بر اختلاف دیرینه ایران و آمریکا نیز نقطه پایانی گذاشته شود. از این رو خواهان مذاکره مستقیم و بدون هیچ قید و شرطی از سوی طرفین هستیم”.
صرف نظر از این‎که این بیانه، واکنش‎های به نسبت تند جناح اصول‎گرای حکومت را در پی داشت و برخی آن را “تسلیم‎نامه”، “احمقانه”، “توصیه تسلیم‎پذیری” و مایه “حقارت و ذلت” خواندند و تا جایی پیش رفتند که گفتند، بعضی‎ها درداخل کشور در همدستی با خارج، در راستای منافع دشمن حرکت می‎کنند و برای آن خوراک تهیه می‎کنند، هم‎چنین صرف‎نظر از این‎که در شرایط کنونی مذاکره مستقیم و رسمی ایران با آمریکا آن هم بعد از تجربه برجام و “عهدشکنی” آمریکا چقدر ناممکن به‎نظر آید یا تحت شرایط اعمال تحریم‎ها و تشدید فشارها چقدر ممکن گردد و این‎که اساسا این مذاکرات چه نتایج و عواقبی را در پی داشته باشد که در این نوشته مورد بحث ما نیست، اما این بیانیه، ماهیت حزب چپ اکثریت و صحت تحلیل سازمان ما در کار شماره ۷۷۵ در مورد این حزب “جدید” دست پخت اکثریت و این‎که سیاستی جز همراهی با حکومت و جناح اصلاح‎طلب آن ندارد، را نشان داد.

۱۳۹۷ خرداد ۹, چهارشنبه

وظیفه‌ای فوری‌تر از سرنگونی جمهوری اسلامی نیست


با خروج دولت آمریکا از برجام، چنین به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی ایران وارد یکی از حاد‌ترین تنش‌های سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی شده است. گرچه مناسبات جمهوری اسلامی با دولت آمریکا همواره با اختلاف و کشمکش همراه بوده است، اما تاکنون هیچ‌گاه دولت آمریکا همچون امروز مقابله سیاسی با جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار نداده بود. اعلام استراتژی جدید دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی گویای این واقعیت است.
در پی خروج دولت آمریکا از برجام ، روز دوشنبه ٣١ اردیبهشت، وزیر خارجه آمریکا، طی یک سخنرانی، استراتژی جدید دولت این کشور را برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران اعلام نمود و بر اجرای دوازده مورد از خواست‌های دولت آمریکا تأکید نمود.
وی گفت که برجام امنیت آمریکا را تضمین نمی‌کرد و بالعکس نفوذ جمهوری اسلامی را در منطقه افزایش داده است. ایران با ثروتی که از توافق هسته‌ای به دست آورد پول‌ها را به جنگ‌های نیابتی خود تزریق کرد و به حزب‌الله در لبنان کمک کرد تادندان‌مسلح شود. هزاران نیروی نظامی به سوریه گسیل داشت، به حوثی‌های یمن کمک تسلیحاتی و مالی کرد. به طالبان افغانستان و القاعده کمک کرد، بر دخالت در امور عراق افزود. اما دیگر این‌چنین نخواهد بود. دیگر شاهد نفوذ ایران در منطقه نخواهیم بود. وی افزود:
من وظیفه‌دارم در چند جبهه پیگیری کنم ازجمله اینکه فشار بی‌سابقه مالی به ایران وارد کنیم،‌ این تحریم‌ها بزرگ‌ترین تحریم‌هایی خواهد بود که در طول تاریخ اعمال‌شده است. وی سپس مواردی را که دولت آمریکا خواستار تحقق آن‌هاست، اعلام نمود:

۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۱, جمعه

دیکتاتوری پرولتاریا - مارکس و اهمیت درهم‌شکستن ماشین دولتی بورژوایی

“سوسیال دموکراتِ عامی که اخیرا واژه دیکتاتوری پرولتاریا دوباره به گوش‌اش خورده، از شنیدنِ آن به وحشتی سلامت‌بخش دچار شده است. بسیار خوب، آقایان، خیلی مایلید بدانید این دیکتاتوری چه‌گونه چیزی است؟ نگاهی به کمون پاریس بیندازید، خواهید دید که این همان دیکتاتوری پرولتاریاست” (فردریش انگلیس – مقدمه بر چاپ آلمانی ۱۸۹۱ جنگ داخلی فرانسه). یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای تئوریک مارکس، ماتریالیسم تاریخی بود. مارکس نشان داد که تاریخ تاکنونی جوامع بشری، تاریخ مبارزه طبقاتی‌ست، اما وجود طبقات خود محصول مرحله‌ای از تکامل جوامع بشری‌ست. سرمایه‌داری همراه با خود گورکن خود یعنی پرولتاریا را پدید می‌آورد و پرولتاریا که در مبارزه با سرمایه‌داری چیزی برای از دست دادن ندارد، با خلع‌ید از خلع‌ید کنندگان، نقطه‌ی پایانی بر این مرحله از تکامل جوامع بشری – جامعه طبقاتی – می‌گذارد.
مانیفست کمونیست که اولین بار در فوریه ۱۸۴۸ انتشار یافت، با شعار “کارگران جهان متحد شوید”، ضمن بیان روشن خصلت انترناسیونالیستی پیکار طبقه کارگر، اعلام جنگی بود علیه نظام سرمایه‌داری، علیه نظام طبقاتی، نظام مبتنی بر استثمار و حاکمیت اقلیتی کوچک بر اکثریت بزرگ جامعه.
مارکس در این اثر ضمن تشریح برخی از خصوصیات جامعه‌ی کمونیستی می‌نویسد: “تمام جنبش‌های تاریخی پیشین یا جنبش اقلیت و یا به سود اقلیت بوده است. جنبش پرولتری جنبش خودآگاه و مستقلِ اکثریتی عظیم و به سودِ اکثریت است”.
وی در ادامه توضیح می‌دهد که پرولتاریا برای تحقق اهداف خود، قدرت سیاسی را به تصرف درآورده و با لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، خصلت طبقاتی مالکیت را از بین می‌برد. وی می‌نویسد: “ما فقط می‌خواهیم خصلت تباه کننده‌ی تملکی را از بین بریم که موجب می‌شود کارگر فقط به این دلیل زنده بماند که بر سرمایه بیفزاید و فقط تا جایی زنده می‌ماند که منافع طبقه حاکم ایجاب می‌کند”.

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۸, سه‌شنبه

مارکس و زندگی سراسر مبارزاتی او

پنجم ماه مه، سالروز تولد کارل مارکس، برجسته ترین رھبر و آموزگار بزرگ کارگران جهان است. از آن روز تاکنون، ۲۰۰ سال گذشته است، با وجود این، جهان سرمایه داری همواره از آموزه های این بنیان گذار سوسیالیسم علمی خصوصا تئوری ارزش اضافی او بر خود می لرزد. در گرامی داشت دویستمین سالگرد تولد رهبر کبیر پرولتاریای جهان، شایسته است تا مروری هرچند مختصر بر آموزش های سیاسی و زندگی سراسر مبارزاتی این آموزگار بی بدیل طبقه کارگر داشته باشیم.
کارل مارکس در ۵ ماه می ۱۸۱۸ در شهر تِرِیِر، ایالت راین پروس متولد شد. از نخستین نوشته ھائی که از وی به دست آمده و مھم ترین آن انشائی ست که در دبیرستان با عنوان “اندیشه ھای یک مرد جوان، درباره انتخاب شغل” نگاشته شده است، چنین بر می آید که وقتی ھنوز دانش آموز دبیرستان بود، با عقاید روشنگران عصر انقلاب کبیر فرانسه آشنایی داشته است.
در این نوشته می گوید: “ما نمی توانیم ھمواره به جایگاه و موقعیتی دست یابیم که بر این باوریم سزاوار آن ھستیم. مناسبات ما در جامعه می باید تا حدودی از قبل برقرار شده باشد، پیش از آن که ما در موقعیتی باشیم که آن ھا را تعیین کنیم…. راھنمای عمده ای که باید ما را در گزینش شغل مان یاری رساند، رفاه بشریت است و کمال خود ما. نباید پنداشت که این دو نفع، در ستیز با یکدیگرند و یکی نافی دیگری. بالعکس، طبیعت انسان چنان سامان گرفته است که انسان تنھا با تلاش برای کمال و خوشبختی ھمنوعان خود، می تواند به کمال خویش دست یابد”. (*(

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۴, جمعه

بن‌بست رژیم و جدال جناح‌ها

جاه‌طلبی‌های سیاسی و اهداف و مقاصد توسعه‌طلبانه ارتجاعی و ویرانگر جمهوری اسلامی مسئله جدیدی نیست. واقعیتی است آشکار که مکرر در نشریه کار نیز موردبحث قرارگرفته است. اما آنچه جدید است، اکنون برای نخستین بار، یکی از مقامات سطح بالای جمهوری اسلامی این واقعیت را می‌پذیرد و به نقش ویرانگر جمهوری اسلامی در خاورمیانه و شکست جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه آن، اعتراف می‌کند.
وزیر امور خارجه ایران که به دعوت شورای روابط خارجی آمریکا، روز سوم اردیبهشت در اندیشکده شورای روابط خارجی در آمریکا سخنرانی می‌کرد، در بخشی از این سخنرانی به تلاش جمهوری اسلامی برای تبدیل‌شدن به قدرت برتر منطقه و نقش آن در ویران کردن خاورمیانه اشاره کرد و گفت: «من درباره منطقه خودمان صحبت می‌کنم. نه ایران و نه عربستان سعودی نمی‌توانند هژمون منطقه ما باشند. این‌یک واقعیت است و باید آن را بپذیریم. هرقدر هم که ناراحت‌کننده باشد، اما هیچ‌یک از ما نمی‌توانیم هژمون جدید منطقه باشیم.»
وزیر امور خارجه ادامه داد: «اگر بخواهیم این حرف را در قالبی زیبا قرار دهیم، می‌توانیم بگوییم که باید به دنبال منطقه‌ای قدرتمند باشیم، نه دنبال قدرتمندترین بودن در این منطقه. ما برای مستثنا کردن یکدیگر و تبدیل‌شدن به قدرتمندترین در منطقه، منطقه را نابود کرده‌ایم. باید این روند را متوقف کنیم. به شما می‌گویم که ایران آماده این کار است.»