احمدینژاد رئیس جمهوری یک دولت فوق ارتجاعی دینی به نام جمهوری اسلامیست. این دولت، رژیم دیکتاتوری عریان طبقه سرمایهدار است که اختناق و سرکوب عنان گسیخته و محرومیت تودهی مردم از آزادیهای سیاسی ویژگی بارز آن است. اما جمهوری اسلامی سوای مختصات هر رژیم دیکتاتوری عریان، ویژگی منحصر به فرد خود را نیز داراست و آن، ویژگی مذهبی دولت است. لذا دامنهی اقدامات سرکوبگرانه و استبدادی آن به عرصهی عمومی جامعه محدود نمیشود، بلکه عرصهی زندگی خصوصی مردم را نیز دربرمیگیرد.
احمدینژاد که فرآوردهی یک چنین دولتیست و مراحل پیشرفت خود را از درون گلههای حزباللهی خیابانهای تهران در سال ۵۷ تا ریاست جمهوری در ظل توجهات همین دولت طی کرده است، قاعدتاً بهتر از هر کس میدانسته و میداند که جمهوری اسلامی بر بنیاد سرکوب و اختناق بنا شده است و از آنجایی که خود را طرفدار اسلام ناب محمدی میداند، همانند تمام فرقههایی از این دست، راه و چارهای جز این ندارد که زندگی خصوصی مردم را نیز مورد تعرض قرار دهد و با زور، مردم را به تبعیت از مقررات مذهبی و دین رسمی وادارد. تفاوتی هم نمیکند که این طرفدار اسلام ناب محمدی، رژیم نوپای وهابیهای قرن نوزدهم عربستان باشد یا عربستان کنونی، جمهوری اسلامی باشد یا طالبان افغانستان. هر چه این اسلام، محمدیتر و نابتر باشد، باید عملاش به روشهای قرون وسطایی صدر اسلام نزدیکتر باشد.
معهذا احمدینژاد که همه این واقعیتها را میداند و اصلاً خودش در رأس دستگاه اجرایی، مجری و پیشبرنده سیاستهای جمهوری اسلامیست، گاه و بیگاه ادای مخالفتخوانی در میآورد و در مصاحبهها و سخنرانیهایاش میخواهد چنین وانمود کند گویا وی موافق برخی سرکوبگریهای رژیم، از جمله در مورد زنان و جوانان نیست.
احمدینژاد که فرآوردهی یک چنین دولتیست و مراحل پیشرفت خود را از درون گلههای حزباللهی خیابانهای تهران در سال ۵۷ تا ریاست جمهوری در ظل توجهات همین دولت طی کرده است، قاعدتاً بهتر از هر کس میدانسته و میداند که جمهوری اسلامی بر بنیاد سرکوب و اختناق بنا شده است و از آنجایی که خود را طرفدار اسلام ناب محمدی میداند، همانند تمام فرقههایی از این دست، راه و چارهای جز این ندارد که زندگی خصوصی مردم را نیز مورد تعرض قرار دهد و با زور، مردم را به تبعیت از مقررات مذهبی و دین رسمی وادارد. تفاوتی هم نمیکند که این طرفدار اسلام ناب محمدی، رژیم نوپای وهابیهای قرن نوزدهم عربستان باشد یا عربستان کنونی، جمهوری اسلامی باشد یا طالبان افغانستان. هر چه این اسلام، محمدیتر و نابتر باشد، باید عملاش به روشهای قرون وسطایی صدر اسلام نزدیکتر باشد.
معهذا احمدینژاد که همه این واقعیتها را میداند و اصلاً خودش در رأس دستگاه اجرایی، مجری و پیشبرنده سیاستهای جمهوری اسلامیست، گاه و بیگاه ادای مخالفتخوانی در میآورد و در مصاحبهها و سخنرانیهایاش میخواهد چنین وانمود کند گویا وی موافق برخی سرکوبگریهای رژیم، از جمله در مورد زنان و جوانان نیست.
