پیش از این، برخی از وظایف فوری حکومت شورائی مانند ملی کردن صنایع و مؤسسات متعلق به سرمایه داران بزرگ ، ملی کردن بانک ها و ادغام آن دریک بانک واحد و ملی کردن شرکت های بیمه را به عنوان اقدامات ضروری و تسهیل کنندهی انتقال به سوسیالیسم ، مورد بررسی قراردادیم . اکنون به برخی دیگر ازمهمترین وظایف فوری حکومت شورائی برای انتقال و گذار به سوسیالیسم می پردازیم.
کارتلیزاسیون اجباری: یکی دیگر از وظایف فوری حکومت شورائی، کارتلیزاسیون اجباریست. کارتلیزاسیون عبارت است از متحد ساختن اجباری صاحبان صنایع و مؤسسات. غیر از صنایع و سرمایههای بزرگی که دولت شورائی به فوریت آنها را ملی میکند و تحت کنترل خود درمیآورد، بخشی از صنایع و مؤسسات کوچکتر در دست صاحبان آنها باقی میمانند و گرچه ملی نمیشوند، اما باید تحت کنترل شوراها درآیند. تعدد و پراکندگی این دسته از صنایع و مؤسسات اما به حدیست که امر کنترل و نظارت واقعی بر فعالیت آنها را ناممکن میسازد. یکی از شروط ضروری و اولیه کنترل و نظارت بر این گونه صنایع و بنگاهها و بر فعالیت آنها، متحد ساختن اجباری آنها یا کارتلیزاسیون است. “کارتل سازی اجباری شرط لازم و مقدماتی هر کنترل تا اندازهای جدی و هرگونه صرفه جوئی کار مردم است”(١)
کارتلیزاسیون اجباری، نه فقط امکان کنترل و نظارت برفعالیت این دسته از مؤسسات و صنایع را بسی تسهیل و ممکن میسازد و وسیلۀ کاملترین و دقیقترین کنترل محاسبات، به ویژه معاملات مربوط به خرید مواد خام، فروش مصنوعات، میزان سود، استخدام یا اخراج و نظیر آن است، بلکه در عین حال موجب صرفه جوئی بسیار زیادی در وسائل و نیروی کار توده مردم نیز هست و به قول لنین “در صورت جمع شدن بنگاههای پراکنده در یک سندیکای واحد این صرفه جوئی همانگونه که علم اقتصاد میآموزد و نمونه تمام سندیکاها و کارتلها و تراستها نشان میدهد، به میزان هنگفتی خواهد رسید”(٢)
علاوه بر این، کارتلیزاسیون اجباری و تجمع هزاران کارگردر یک موسسه و یا در یک کارتل واحد، به بسط و توسعه مبارزه طبقاتی یاری میرساند.
بدیهی ست که دولت شورائی کارتلیزاسیون اجباری را باید ازبزرگترین و کلانترین بنگاهها و مؤسساتی که ملی نشدهاند و اهمیت بیشتری در اقتصاد کشور دارند آغاز کند و بنگاههای کوچک و صاحبکاران خرده پا را بايد از کارتلسازی اجباری مستثنا ساخت. گرچه شمار بنگاههای کوچک و صاحبکاران خرده پا فوقالعاده زیاد است، اما اولاً درمقیاس عمومی تولید و از لحاظ اهمیتی که برای اقتصاد در مقیاس تمام کشور دارند، نقش ناچیزی بازی میکنند، ثانیاً اغلب آنها نیز به نحوی از انحاء به بنگاههای بزرگ و مؤسسات بزرگتر وابستهاند. متحد شدن بنگاههای کوچک و صاحبکاران خرده پا را باید بطور داوطلبانه و از طریق نمونۀ تعاونیها و عرضهی کمکهای اجتماعی بدین منظور، عملی ساخت.
کارتلیزاسیون اجباری: یکی دیگر از وظایف فوری حکومت شورائی، کارتلیزاسیون اجباریست. کارتلیزاسیون عبارت است از متحد ساختن اجباری صاحبان صنایع و مؤسسات. غیر از صنایع و سرمایههای بزرگی که دولت شورائی به فوریت آنها را ملی میکند و تحت کنترل خود درمیآورد، بخشی از صنایع و مؤسسات کوچکتر در دست صاحبان آنها باقی میمانند و گرچه ملی نمیشوند، اما باید تحت کنترل شوراها درآیند. تعدد و پراکندگی این دسته از صنایع و مؤسسات اما به حدیست که امر کنترل و نظارت واقعی بر فعالیت آنها را ناممکن میسازد. یکی از شروط ضروری و اولیه کنترل و نظارت بر این گونه صنایع و بنگاهها و بر فعالیت آنها، متحد ساختن اجباری آنها یا کارتلیزاسیون است. “کارتل سازی اجباری شرط لازم و مقدماتی هر کنترل تا اندازهای جدی و هرگونه صرفه جوئی کار مردم است”(١)
کارتلیزاسیون اجباری، نه فقط امکان کنترل و نظارت برفعالیت این دسته از مؤسسات و صنایع را بسی تسهیل و ممکن میسازد و وسیلۀ کاملترین و دقیقترین کنترل محاسبات، به ویژه معاملات مربوط به خرید مواد خام، فروش مصنوعات، میزان سود، استخدام یا اخراج و نظیر آن است، بلکه در عین حال موجب صرفه جوئی بسیار زیادی در وسائل و نیروی کار توده مردم نیز هست و به قول لنین “در صورت جمع شدن بنگاههای پراکنده در یک سندیکای واحد این صرفه جوئی همانگونه که علم اقتصاد میآموزد و نمونه تمام سندیکاها و کارتلها و تراستها نشان میدهد، به میزان هنگفتی خواهد رسید”(٢)
علاوه بر این، کارتلیزاسیون اجباری و تجمع هزاران کارگردر یک موسسه و یا در یک کارتل واحد، به بسط و توسعه مبارزه طبقاتی یاری میرساند.
بدیهی ست که دولت شورائی کارتلیزاسیون اجباری را باید ازبزرگترین و کلانترین بنگاهها و مؤسساتی که ملی نشدهاند و اهمیت بیشتری در اقتصاد کشور دارند آغاز کند و بنگاههای کوچک و صاحبکاران خرده پا را بايد از کارتلسازی اجباری مستثنا ساخت. گرچه شمار بنگاههای کوچک و صاحبکاران خرده پا فوقالعاده زیاد است، اما اولاً درمقیاس عمومی تولید و از لحاظ اهمیتی که برای اقتصاد در مقیاس تمام کشور دارند، نقش ناچیزی بازی میکنند، ثانیاً اغلب آنها نیز به نحوی از انحاء به بنگاههای بزرگ و مؤسسات بزرگتر وابستهاند. متحد شدن بنگاههای کوچک و صاحبکاران خرده پا را باید بطور داوطلبانه و از طریق نمونۀ تعاونیها و عرضهی کمکهای اجتماعی بدین منظور، عملی ساخت.
