۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

قدرت شورایی چیست؟




تاریخ ضبط: اواخر مارس 1919
نخستین انتشار: انتشار بر مبنای صفحۀ ضبط شده با گرامافون
منبع: مجموعه آثار لنین، نسخۀ انگلیسی چاپ چهارم، پراگرس پابلیشرز، مسکو، 1972، جلد 29، صص. 248-249
ترجمه: جورج هانا
ترجمه از متن انگلیسی به فارسی: آرمان پویان



قدرت شورایی چیست؟
ماهیّت این قدرت جدید، که مردم بسیاری از کشورها هنوز نمی توانند، یا نخواهند توانست، تا آن را درک کنند، چیست؟

ماهیّت این قدرت، که تعداد بیش تر و بیش تری از کارگران هر کشور را به خود جلب می کند، بدین شرح است: در گذشته، کشور تقریباً به دست ثروتمندان یا به دست سرمایه داران اداره می شد، امّا اکنون برای نخستین بار، کشور به دست طبقاتی، و به علاوه توده های متعلق به آن طبقات، که پیش تر تحت ستم سرمایه داری قرار داشتند، اداره می گردد.
حتی در دمکراتیک ترین و آزادترین جمهوری ها، مادام که سرمایه حکومت می کند و زمین تحت مالکیّت خصوصی باقی می ماند، دولت همواره در دستان اقلیتی کوچک، که نه دهم آن را سرمایه داران یا ثروتمندان تشکیل می دهند، خواهد بود.
در این کشور، در روسیه، برای نخستین بار در تاریخ جهان، دولت کشور به شکلی تشکیل گردیده است که تنها کارگران و دهقانان کارگر، به جای استثمارگران، آن سازمان های توده ای را که سوویت ]شورا[ نام دارد می سازند، و این سوویت ها هستند که تمام قدرت دولتی را در دست دارند.
به همین دلیل است، برخلاف اتهامی که نمایندگان بورژوازی در تمامی کشورها دربارۀ روسیه پخش می کنند، واژۀ "سوویت" اکنون در تمامی جهان نه تنها قابل فهم، که معروف شده است، به کلمۀ محبوب کارگران، تمامی کارگران، تبدیل شده است.
به همین خاطرست که قدرت شورایی، علی رغم تمامی آزارهایی که متوجّه پیروان کمونیسم در کشورهای مختلف است، می باید ضرورتاً، به ناگزیر و در آیندۀ نه چندان دور، بر سرتاسر دنیا چیره شود.
ما به خوبی می دانیم که هنوز کاستی های بسیاری در تشکیل قدرت شورایی در این کشور وجود دارد. قدرت شورایی، یک طلسم معجزه آسا نیست؛ یک شبه تمامی مصائب گذشته را التیام نمی بخشد: بی سوادی، نبود فرهنگ، پیامدهای یک جنگ سبعانه، عواقب سرمایه داری غارتگر.
امّا ]قدرت شورایی[ راه را به سوی سوسیالیسم هموار می کند. به کسانی که پیش تر تحت ستم قرار داشتند، فرصت می دهد تا قامت خود را راست کنند، تا حدّی که بتوانند تمام حکومت کشور، تمام ادارۀ اقتصاد، کلّ مدیریّت تولید را در دستان خودشان بگیرند.
قدرت شورایی، مسیری به سوی سوسیالیسم است که از سوی توده های کارگر یافت شد، و به همین خاطر مسیری واقعی است؛ به همین خاطر، شکست ناپذیر است.
منبع: مجموعه آثار لنین

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

ترانه دانشجویان ترکیه در حمایت از خیزش مردم ایران


لا لا لا لا لا گل ابریشم
بخواب آروم مو پریشم ، نرو از پیشم ، بی تو فردا شب می چکه ، قطره قطره از چشم ماه
رودا خشکیدن، موجا خوابیدن
دیوماهی ها تو کوچه می رقصن با خون ، افتاده بی جون دختر بهار ، گل داده گلوش توی شوره زار
هوهوی باده ، گل ها شکسته
از کوچه مردا می یان خاموش و خسته ، افتاده بی جون دختر بهار ، گل داده گلوش توی شوره زار

مادر غمگین ، برخیز و ببین
از پس پرده شب می تابه خورشید ، با تیغ فردا پرده سیاه می افته کنار ، صبح می شه پیدا
از این شب سرد ، باید گذر کرد
راهی نمونده به ساحت آزادی ، خون بسته چراغ تو کوه و کمر ، کو تفنگ من ، کو اسب کهر
تو پرده اشک ، آوازه روده
سینه شاه ماهی ها پر فریاده ، برخیز ای هم بند ! برخیز ای هم بغض ! گر تو برخیزی میهن آزاده

Sen ey partizan, beni de götür
Ça bella ça bella ça bella ça ça ça
Beni de götür dağlarınıza , dayanam tutsaklığa

Eğer ölürsem ben partizanca
Ça bella ça bella ça bella ça ça ça
Sen gömmelisen ellerinle beni
Ellerinle toprağıma

خونه ضحاک ، خشم و خون و خاک
بنیاد قلعه ماران براندازیم ، گر به ما تازد ، ما به هم سازیم ، تاج خونش را بر خاک اندازیم
زوزه گرگه ، خاموشی مرگه
باید از جان به جهان آتش افروزی ، پا به پای هم تا ستم سوزی تا سپیده ی روز پیروزی

انقلاب مشروطیت و یک صد سال استبداد


هر تحول سیاسی بزرگ در جوامع انسانی برخاسته از نیازهای اقتصادی – اجتماعی یک دوران معین در حیات ملت‌هاست. رسالت انقلابات سیاسی به عنوان برجسته‌ترین رویداد در تاریخ سیاسی مردم هر کشوری، در هم شکستن موانعی‌ست که سد راه تحقق این نیازها و تحول بالنده‌ی جامعه بشری شده‌اند. آن‌چه که در ایران، انقلاب مشروطیت نام گرفت، برخاسته از همین نیازهای مبرم اقتصادی – اجتماعی جامعه ایران، در متجاوز از یک قرن پیش بود که سرانجام، به صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد، توسط مظفرالدین شاه قاجار منجر گردید.

در این هفته، مباحثات متعددی بر سر این مسئله جریان یافت که علت ناکام ماندن انقلاب مشروطیت چه بود و چرا پس از گذشت متجاوز از یک صد سال از انقلاب مشروطیت، مردم ایران هم‌چنان در چنگال استبداد اسیر و گرفتارند؟

پاسخ به این سؤال مقدم بر هر چیز در این است که انقلاب مشروطیت قرار بود به کدام نیازهای اقتصادی – اجتماعی پاسخ دهد؟ تحولات جوامع بشری از یک روند قانونمند عام تبعیت می‌کنند. نظم فئودالی که بر بنیان رابطه‌ی طبقاتی ارباب و رعیتی استوار بود، نظم اقتصادی – اجتماعی جهان در یک دوران طولانی تاریخ بشریت موسوم به قرون وسطا بود. اما هیچ نظمی در جهان دائمی و پایدار نیست. مثل هر پدیده دیگری متولد می‌شود، رشد می‌کند و زوال می‌یابد. نظام فئودالی خود، زوال یافت، اما در بطن خود نظم دیگری را پروراند که بر ویرانه‌های آن مستقر گردید. نظم سرمایه‌داری. انقلابات بورژوایی که از قرن هفدهم آغاز گردید، طبقه سرمایه‌دار را به طبقه حاکم تبدیل نمود، موانع فئودالی را از سر راه تکامل جامعه جاروب کرد. نظم سرمایه‌داری تا نیمه اول قرن نوزدهم، به نظم مسلط و حاکم جهان تبدیل گردید و تا اوایل قرن بیستم به بالاترین مرحله تکامل خود رسید و به سراشیب زوال گام نهاد. اما هنوز کشورهایی در سطح جهان وجود داشتند که در دوران فئودالیسم به سر می‌بردند و با یک تأخیر تاریخی روبرو بودند.

ایران، یکی از این نمونه‌ها بود. دلیل این تأخیر نیز چیزی جز این نبود که به علل داخلی و خارجی، رشد نیروهای تولید و مناسبات سرمایه‌داری در بطن جامعه‌ی کهنه‌ی فئودالی کُند و محدود بود و طبقه جدید سرمایه‌دار که قرار بود رسالت تحولات را بر عهده داشته باشد، ضعفی و ناتوان از کار درآمده بود. با این وجود، تا اوایل قرن بیستم، این نیاز به دگرگونی اقتصادی – اجتماعی تا به آن حد مبرم شده بود که در ادامه‌ی نارضایتی عمومی از وضع موجود و یک رشته جنبش‌های توده‌ای، انقلابی در ایران آغاز گردد که به انقلاب مشروطیت معروف گردید.

این انقلاب در صورتی می‌توانست به پیروزی برسد که تمام موانع فئودالی را در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جاروب کند و راه را بر تحولات بگشاید. این نیز فقط در شرایطی می‌توانست انجام بگیرد که طبقه جدید بر توده‌های وسیع زحمتکش به ویژه دهقانان که اکثریت بزرگ مردم را تشکیل می‌دادند، متکی باشد. طبقه سرمایه‌دار ایران، اما یک طبقه انقلابی نبود که بتواند همچون بورژوازی فرانسه، رادیکال عمل کند. این طبقه ناتوان‌تر و بزدل‌تر از آن بود که چنین وظیفه‌ای برای خود قائل باشد. سازش و زد و بند با فئودال‌ها، سران ایلات و عشایر، دستگاه روحانیت و دربار، تمام آن چیزی‌ست که طبقه سرمایه‌دار ایران در پی آن بود و تکیه‌گاه بین‌المللی‌اش نیز بورژوازی بین‌المللی که به یک نیروی ارتجاعی تبدیل شده بود. بنابراین از آن‌جایی که انقلاب مشروطیت نتوانست به وظایف اقتصادی – اجتماعی خود عمل کند، سرنوشتی جز شکست نمی‌توانست داشته باشد. ایران هم‌چنان جامعه‌ای نیمه فئودال – نیمه مستعمره باقی ماند، با یک روبنای سیاسی پر از نهادهای قرون وسطایی و یک رژیم سیاسی استبدادی. طبقه سرمایه‌دار ایران در اتحاد با فئودال‌ها قدرت سیاسی را در دست گرفت و روند تدریجی و آرام گسترش مناسبات سرمایه‌داری، سرانجام با انجام رفرم‌هایی از بالا و به شکلی بوروکراتیک، در دوران رژیم محمدرضا شاه، به تسلط شیوه تولید سرمایه‌داری و سلطه سیاسی کامل بورژوازی انجامید. بورژوازی ایران که به یک طبقه کاملاً ارتجاعی تبدیل شده بود، نمی‌توانست در برابر طبقه جدید و بالنده کارگر که هر لحظه موجودیت‌اش را تهدید می‌کرد، جز با استبداد و اختناق، قدرت سیاسی را حفظ و از نظم موجود حراست کند. روندی که جامعه ایران از دوران دیکتاتوری رضا خانی تا به امروز طی کرده است، آشکارا این واقعیت را نشان می‌دهد. جمهوری اسلامی بارزترین تجسم گندیدگی سیاسی طبقه‌ی سرمایه‌دار حاکم بر ایران است که فقط با وحشیانه‌ترین سرکوب و اختناق، و توسل به خرافات مذهبی می‌کوشد سلطه طبقاتی خود را حفظ کند.

مردم ایران نمی‌توانند از شر استبداد و تمام فجایعی که طبقه حاکم در این یک صد سال به بار آورده رها شوند، مگر آن که طبقه حاکم به همراه تمام نظم موجود سرنگون شود. روبنای سیاسی موجود و در محور آن، دستگاه دولتی به کلی در هم شکسته شود. توده‌های کارگر و زحمتکش، نهادهای شورایی خود را برپا دارند و به یک روبنای سیاسی به کلی جدید شکل دهند که توده مردم را بر سرنوشت خود حاکم سازد و یک بار برای همیشه به استبداد و اختناق پایان بخشد.

هر طبقه جدیدی که بر پهنه تاریخ ظاهر می‌شود و رسالتی تاریخی دارد، به همراه خود نهادهای سیاسی جدیدی پدید می‌آورد که مادام این طبقه رسالتی تاریخی دارد مترقی‌اند. اما هر نهاد سیاسی، همانند خودِ نظام اقتصادی – اجتماعی، پدیده‌ای‌ست گذرا و تاریخی. از این‌رو آن‌چه که در یک دوران مترقی‌ست، وقتی که عمر یک نظام به پایان می‌رسد، به پدیده‌ای ارتجاعی تبدیل می‌گردد. نظام پارلمانی در دورانی که سرمایه‌داری تازه در عرصه جهانی پدید آمده بود و نقشی مترقی داشت، پیشرفته‌ترین نظام سیاسی بود. اما به همان نسبت که نظم سرمایه‌داری به یک مانع تاریخی تبدیل گردید، پارلمانتاریسم نیز کهنه و ارتجاعی شد. اگر طبقه سرمایه‌دار ایران با انقلاب مشروطیت نتوانست نظام پارلمانی را بر ایران حاکم سازد، دقیقاً از آن‌رو بود که بورژوازی دیگر رسالتی در عرصه جهانی ندارد و بورژوازی ایران که از همان آغاز خصلت ارتجاعی پیدا کرده بود، نمی‌توانست نهادی را که دوران‌اش سپری شده است، ایجاد کند.

طرفداران پارلمانتاریسم در ایران یک صد سال است که در آرزوی استقرار آن چیزی در ایران به سر می‌برند که دوران‌اش از مدت‌ها پیش سپری شده است. از همین روست که چیزی جز شکست عاید آن‌ها نشده و نخواهد شد. بی‌دلیل نیست که پارلمانتاریسم آن‌ها سر از رژیم استبدادی جمهوری اسلامی درمی‌آورد. اینان مرده‌پرستانی هستند که به گذشته پناه می‌برند. تاریخ، اما، به پیش می‌رود، افق‌های جدیدی به روی بشریت می‌گشاید. نظام‌ها و نهادهای جدیدی می‌آفریند که گام‌های متعالی در راه رهایی بشریت‌اند. نظام شورایی، آینده بشریت است و پارلمانتاریسم به گذشته تعلق دارد. توده‌های مردم ایران فقط می‌توانند با نگاه و عمل به این آینده و استقرار نظمی شورایی بر ویرانه‌های جمهوری اسلامی، به این آینده درخشان تعلق داشته باشند.

http://96.0.88.207/?p=18763

۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

لالا لالا دیگه بس گل لاله - بهار سرخ امسال مثل هر سال



لالا لالا دیگه بس گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هر سال
هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هنوز شب زیر سرب و چکمه می‌‌ناله
نخواب آروم گل بی‌ خارو بی‌ کینه
نمی‌بینی نشست گلوله تو سینه
آخه بارون که نیست رگبار باروت
سزای عاشقای خوب ما این
نترس از گلوله دشمن گل لادن
که پوست شیر پوست سرزمین من
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

نخواب آروم گل بادوم نا‌ باور
گل دل نازک خسته گل پر پر
نگو باد ولایت پر پرت کرده
دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی‌ بارون نمیذاره
مثل یار دلاور نشکن از دشمن
ببین سر میشکنه تا وقتی‌ سر دار
نزاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
نزاشتن حتی با هم دیگه بد باشیم
کتابای سفید و دوره میکردیم
که فکر شب کلاهی از نمد باشیم
--------------------------------------------------------------

گلزار خاوران محل دفن جانباختگان کشتار وحشیانه رژیم در تابستان ۶۷ می‌باشد،

حکومت اسلامی ایران در صدد ویرانی گلزار خاوران، محل دفن جان باختگان کشتار همگانی سال ۶۷ است. سال گذشته، بنیاد پژوهش‌های زنان ایران، فیلمی به نام «مادران خاوران» تهیه کرد که در آن چگونگی تبدیل گورستان «لعنت آباد» به گلزار خاوران و مبارزه مادران و همسران جان باختگان علیه فراموشی و دادخواهی را به نمایش گذاشته است.

گلزار خاوران محل دفن جانباختگان کشتار وحشیانه رژیم در تابستان ۶۷ می‌باشد، محاکمه‌های ۳ دقیقه‌ای که بین ۳۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ زندانی سیاسی را به جرم ولی‌ مطلق ندانستن خمینی یکشبه به پای چوبهٔ‌های دار برد برخی‌ حتی دوره محکومیت خود را گذرانده و منتظر برگه آزادی خود بودند

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

تحریم‌های اروپائی، یک معضل جدی برای جمهوری اسلامی



مهم‌ترین رویداد سیاسی این هفته که واکنش وسیعی را از سوی مقامات دولتی در پی داشت، تحریم‌های اتحادیه اروپا بود.

روز دوشنبه، ۴ مرداد ماه، اتحادیه اروپا، یک رشته تحریم‌ها را علیه جمهوری اسلامی تصویب کرد که تاکنون تحریمی در این ابعاد علیه کشور دیگری اعمال نکرده است. بر طبق این تصمیمی جدید اتحادیه اروپا، ۴۱ تن از مقامات رژیم، متجاوز از ۳۵ موسسه مالی، صنعتی و خدماتی به همراه شعبات و شرکت‌های وابسته به آن‌ها در مجموع حدود ۷۰ شرکت، در لیست سیاه قرار گرفتند. سرمایه‌گذاری در رشته‌های نفت و گاز ممنوع گردید، شرکت‌های حمل بار دریایی و هوایی که مقصد آن‌ها ایران است، مشمول کنترل و بازرسی قرار گرفتند و بر نقل و انتقال بانکی نیز محدودیت‌های شدید‌تری نسبت به گذشته اعمال می‌گردد. مقامات اتحادیه اروپا ابزار اطمینان نمودند که در پی تحریم‌های جدید شورای امنیت، تحریم‌های یک جانبه‌ی دولت آمریکا در مورد فروش بنزین، این مجموعه تحریم‌های اروپائی، این بار تاثیرگذار خواهد بود. گرچه در اظهار نظر سران و مقامات جمهوری اسلامی پیرامون این تحریم‌ها، نگرانی وجود داشت. با این وجود، آن‌ها هر یک به نحوی بر همان مواضع گذشته رژیم تاکید کردند. واکنش وزارت امور خارجه، شکلی دیپلماتیک داشت. منوچهر متکی، پس از پایان اجلاس سه جانبه وزرای خارجه برزیل، ترکیه و جمهوری اسلامی، اعلام کرد: ایران، آماده است فورا مذاکرات با گروه ۱ + ۵ را از سر بگیرد. اما مذاکره بر سر چیست؟ پاسخ این سئوال را نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین‌المللی انرژی می‌دهد که چند ساعتی پس از اعلام تحریم‌های اتحادیه‌ی اروپا نامه‌ای را به مدیر آژانس تحویل داد. وی در مصاحبه با خبرگزاری فارس در مورد مفاد این نامه اعلام کرد: ایران آماده است، بدون هیچ شرطی مذاکرات پیرامون سوخت رآکتور تهران را آغاز کند. اما اگر قرار بود مذاکره بر سر این مسئله آغاز شود، از مدت‌ها پیش نه فقط آغاز، بلکه به نتیجه نیز رسیده بود. بنابر این، اقدام به ارسال نامه، یک حرکت دیپلماتیک، اما مسخره است. چون پیشاپیش هر دو طرف اعلام کرده‌اند که این یک بحث فرعی‌ست، اصل مسئله چیز دیگری‌ست.

احمدی‌نژاد در یک گفتگوی تلویزیونی با پرس تی وی (Press TV)، به اصل این نزاع اشاره کرد و مواضع واقعی جمهوری اسلامی را بار دیگر اعلام نمود. وی برخلاف اظهارات نماینده جمهوری اسلامی در آژانس، برای این مذاکرات، شرط و شروطی گذاشت که پیش از این نیز به آن‌ها اشاره کرده بود. وی آغاز مذاکرات را مشروط به حضور برزیل و ترکیه در این مذاکرات نمود و علاوه بر این خواهان موضع‌گیری رسمی طرف‌های مذاکره، بر سر بمب‌های اتمی اسرائیل شد. احمدی‌نژاد از آن رو برای این مذاکرات شرط و شروط قایل می‌شود که می‌داند مسائل مورد اختلاف، چنان جدی‌ست که با مذاکرات دیپلماتیک حل نمی‌شود. شورای امنیت به‌ویژه قدرت‌های اروپائی و آمریکا خواهان توقف غنی‌سازی اورانیوم هستند، جمهوری اسلامی اما آن را نپذیرفته و نمی‌تواند بپذیرد. چرا که در پشت سر مسئله غنی‌سازی نزاع بر سر توسعه طلبی دو گروه، در منطقه خاورمیانه قرار دارد. بنابر این، احمدی نژاد در همین گفتگوی تلویزیونی بار دیگر اعلام کرد که بحث توقف غنی‌سازی مختومه است، و مذاکره می‌تواند بر سر دغدغه‌های بین‌المللی طرفین صورت بگیرد. اصل مسئله نیز در همین جا‌ست و دقیقا به همین علت است که به یک نزاع لاینحل تبدیل شده است. یعنی از طریق دیپلماسی نمی‌تواند حل شود، بلکه فقط از طریق اعمال زور و قدرت می‌تواند حل شود. تحریم‌ها نیز یکی از اشکال اعمال زور و قدرت برای وا داشتن جمهوری اسلامی به تبعیت است. بنابر این بی دلیل نیست که سران و مقامات جمهوری اسلامی همواره گفته‌اند که تحریم‌ها هیچ تاثیری بر مواضع آن‌ها نخواهد داشت. احمدی‌نژاد در همین مصاحبه نیز می‌گوید: اگر ۴ هزار بار دیگر هم تحریم کنند، فایده‌ای برای آن‌ها نخواهد داشت. آن‌ها خودشان را تحریم می‌کنند. وی می‌افزاید، بالعکس، این تحریم‌ها برای مردم ایران فایده‌های بسیار دارد. تاثیر آن در حدی‌ست که “سرعت پیشرفت ملت ایران را چند برابر می‌کند.” البته این دیگر از نوع تبلیغات مختص و ویژه‌ی احمدی‌نژاد است. والا هر آدم کم اطلاعی هم می‌داند که تحریم‌های بین‌المللی سرعت پیشرفت یک ملت را به چند برابر افزایش نمی‌دهد، بلکه شدیدا کاهش می‌دهند و یا لااقل آن را کند می‌کنند. آن‌هم کشوری سرمایه‌داری از نمونه ایران که تمام موجودیت اقتصادی‌اش وابسته به بازار جهانی سرمایه و تقسیم کار بین‌المللی در این بازار است. احمدی‌نژاد، خودش نگرانی ندارد، چون رئیس جمهور است، با درآمد هنگفت، نه بیکار می‌شود که بداند زندگی میلیون‌ها بیکار در ایران چگونه زندگی می‌کنند، نه افزایش روز‌افزون بهای کالا‌ها بر زندگی او تاثیر دارد و نه نگران عواقب حادتر درگیری‌هاست. تحریم‌ها هر شکلی که به خود بگیرد، سرانجام بار آن بر دوش توده‌های کارگر و زحمتکش خواهد بود. حتا در آنجایی که مستقیما منابع مالی دولت هدف قرار می‌گیرد، دولت تلاش می‌کند، مخارج خود را به اشکال مختلف از توده مردم تامین کند. مادام که در‌آمد‌های رژیم از طریق فروش نفت و گاز کاهش قابل ملاحضه‌ای نداشته باشد، رژیم در محدوده‌ای هنوز می‌تواند ادعا کند که تحریم‌ها تاثیری نخواهد داشت. اما با گسترش روزافزون دامنه‌ی این تحریم‌ها، همین منابع نیز محدودتری گردد. تحریم‌های اتحادیه اروپا به ویژه در آن بخش که سرمایه‌گذاری در رسته‌های نفت و گاز را ممنوع یا محدود می‌سازد، البته عواقب دراز مدت جدی برای رژیم در پی خواهد داشت. محدودیت نقل و انتقالات پولی و مالی، به حالت تعلیق درآوردن ضمانت‌های دراز مدت برای صادرات، افزایش بیمه کالاها، تاثیرات فوری‌تری در پی خواهد داشت. علاوه بر این، تعداد زیادی از موسسات تولیدی مشمول تحریم، برای ادامه فعالیت خود به مواد خام، کالا‌های واسطه‌ای و قطعات پیش ساخته نیاز دارند که خرید آن‌ها از کشورهای دیگر مستلزم افزایش هزینه‌هاست. علاوه بر این، بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز ناگزیرند مستقیم یا غیر مستقیم در این تحریم مشارکت داشته باشند. چرا که فقط مسئله تحریم‌های شورای امنیت در میان نیست. مهم‌ترین انحصارات صنعتی و مالی جهان در دست قدرت‌های اروپائی و آمریکا و متحدین آن‌ها‌ست. و کشورهای دیگر به ناگزیر وارد این ماجرا می‌شوند. بنابر این از آنجایی که مناسبات اقتصادی و مالی جمهوری اسلامی با اروپا، همواره در سطحی گسترده قرار داشته است، کارآئی تحریم‌های اتحادیه اروپا بسیار جدی‌تر از تحریم‌های یک جانبه آمریکا خواهد بود. سران و مقامات جمهوری اسلامی به رغم موضع‌گیری علنی‌شان مبنی بر این که تحریم‌ها تاثیری نخواهد داشت، اکنون جدا نگران عواقب این تحریم‌ها هستند. وزرای اقتصادی کابینه احمدی‌نژاد به مردم اطمینان می‌دهند که تدارک لازم برای مقابله با تحریم‌ها انجام گرفته است. معاون ارزی بانک مرکزی اعلام کرد، متناسب با تحلیل شرایط دارائی‌های خارجی را منتقل می‌کنیم. وی افزود: “بانک مرکزی باید به دنبال راهکارها و شیوه‌هایی باشند که این دارائی‌ها را مصون نگه دارد و هر زمانی که نخواهد قابلیت استفاده و نقدینگی داشته باشد. معاون ارزی بانک مرکزی در مورد بلوکه شدن دارایی شرکت‌های وابسته به نیروهای مسلح رژیم در دوبی نیز گفت چنانچه این شرکت‌ها تحت سازمان ملل باشند، احتمالا به امارات نیز تحریم این شرکت‌ها ابلاغ شده است. وی وعده داد که از طریق دارائی‌های خارجی می‌توان شرایط بحران را پشت سر گذاشت.

یک عضو هیئت رئیسه مجلس نیز در مورد تاثیرات این تحریم‌ها در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت: “البته تحریم‌ها مشکلات و زحماتی را برای برخی بخش‌های اقتصادی کشورمان ایجاد خواهد کرد.” اما “اروپا در اتخاذ سیاست‌های خود چندان پایدار نیست. با گذشت زمان آن‌ها متوجه اقدام اشتباه خود می‌شوند، اما وظیفه دولت و ملت است که با رصد این گونه اقدامات اروپائیان سیاست آینده خود در طراحی کنند.”

واقعیت اما این است که نه دارائی‌های خارجی در آن حد است که به ادعای معاون بانگ مرکزی جمهوری اسلامی بتواند با تحریم‌های گسترده مقابله کند و نه دولت می‌تواند کار خارق‌العاده‌ای برای خنثا کردن اثرات آن‌ها انجام دهد. تا جایی که مسئله به تحریم‌های اقتصادی مربوط می‌شود، اوضاع اقتصادی و مالی رژیم در نتیجه این تحریم‌ها وخیم‌تر خواهد شد.
http://96.0.88.12/?p=18300

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

سرودِ سپیده - با هر سپیده بانگ گلوله - در هر گلوله مرگ کبوتر



تا کی ستیز داس و شقایق - اعدام برگ و قتل صنوبر
تا کی مصاف سرب و شقیقه - تا کی ستیز سینه و خنجر

با هر سپیده بانگ گلوله - در هر گلوله مرگ کبوتر
با هر کبوتری گلی از خون - در هر گلی ستاره ی پرپر

از نو قسم به گل به ستاره - از نو قسم به خلق دلاور
ای جوخه جوخه های جنایت - ای چکمه های به خون شناور

با طبل گام شب شکنان و - با ضجه های اینهمه مادر
تصنیف سرخ مرگ هیولا - آواز ناب خشم برادر

هر مشت بسته غنچه ی کینه - تا خون بهای لاله ی بی سر
تا فصل فسخ حصار و زنجير - تا نسل همصدا و برابر

با پرچمی به رنگ ترانه - بر شانه ی شهامت خواهر
یک نعره مانده تا خودِ خورشید - تا مرگ دیو خفته به بستر

ای در ستیز این شب خون ریز - ای دست تو مسلسل و سنگر
با من بیا به فتح رهایی - تا مرگ سایه،تا شب آخر

امروز ما شکستن هر مرز - فردای ما تبلور باور
با هر سپیده عطر ترانه - در هر ترانه سپیده ی دیگر

( یغما گلرویی )