کشمکش و اختلاف میان جناحها و باندهای حکومتی بار دیگر تشدید گشته است. یک سرِ این اختلاف، ائتلاف روحانی رفسنجانیست که از حمایت کامل گروههای موسوم به اصلاحطلب، انسجام نسبی و حمایتهای بینالمللی برخوردار است و سرِ دیگر آن طیفی از گروههای پراکندهی موسوم یا منتسب به اصولگرایان است که فاقد انسجام درونیاند. کشمکش و اختلاف میان اینها در لحظه حاضر، قبل از هر چیز در زمینه سیاست خارجی بهویژه در مورد مذاکره با آمریکا و مساله هستهای تبلور یافته است. در حالیکه جناح روحانی – رفسنجانی، در اساس از ایجاد رابطه با آمریکا، عقبنشینی کامل از مواضع “ضد آمریکایی” رژیم در گذشته، تغییر استراتژی در این زمینه و عادیسازی مناسبات فیمابین تا حد بازگشت به دوران پیش از انقلاب – ولو با تغییراتی در این زمینه – دفاع میکند و آن را وسیله برون رفت نظام از معضلات متعدد اقتصادی و مالی، راه نجات آن، و به سود خویش میبیند، جناح رقیب اما با این نگرش مخالف است و تندروترین گروههای وابسته به این جناح که در عین حال از لحاظ مواضع سیاسی، از بقیه به خامنهای نزدیکتر هستند، موضوع مذاکره با آمریکا را حداکثر یک عقبنشینی تاکتیکی، در حد دادوستد امتیازات به منظور استحکام و تقویت مواضع استراتژیکی رژیم میدانند.
۱۳۹۲ آذر ۲۸, پنجشنبه
۱۳۹۲ آذر ۴, دوشنبه
محدودیتها و موانع دولت روحانی در توافقات هستهای
اگرچه کشاکش حکومت اسلامی با قدرتهای بزرگ جهان سرمایهداری بر سر مسایل هستهای – بویژه پس از آغاز تحریمهای بینالمللی – یکی از دلمشغولیهای مهم سران حکومت بوده است، اما با آغاز دوران ریاستجمهوری روحانی بهشدت بر اهمیت آن افزوده گردید.
شعارهای روحانی در جریان انتخابات ریاستجمهوری و گرهزدن رفع مشکلات اقتصادی به این بحران، و تاثیری که کاهش بحران در سیاست خارجی میتواند بر تثبیت و یا تقویت موقعیت جناح روحانی – رفسنجانی در درون حاکمیت در لحظهی کنونی و آینده بگذارد، از جمله عواملی هستند که مذاکرات هستهای ایران با گروه ۵ بعلاوه یک را بیش از هر زمان دیگر زیر ذرهبین برده و واکنشهای متعددی را از سوی جناحهای گوناگون بورژوازی حاکم بر ایران بههمراه آورده است. تضادهایی که بر سر این مورد و پس از تعارفهای اولیهی بعد از انتخابات، هم اکنون سر باز کردهاند، آنقدر عمیق هستند که خامنهای رهبر حکومت اسلامی را نیز در همین مدت کوتاه مجبور به چندین واکنش کرده است.
هماکنون دو دیدگاه اصلی در درون حکومت اسلامی بر سر مذاکرات هستهای وجود دارد، دیدگاههایی که هر کدام ریشه در منافع گروه خاصی از بورژوازی ایران داشته و هر کدام از این دیدگاهها نمایندگی آن را بردوش میکشند.
برچسبها:
انتخابات,
حکومت اسلامی,
روحانی,
مذاکرات هستهای
۱۳۹۲ آبان ۱۰, جمعه
تضاد لاینحل ساختار جمهوری اسلامی
اگر در طول سالهای گذشته، هرگاه که یک جناح از نمایندگان سیاسی طبقه حاکم بر ایران در راس دستگاه اجرائی جمهوری اسلامی قرار میگرفت، میبایستی گاه چند سالی بگذرد تا تضادهای درونی هیات حاکمه به یک نزاع علنی و پردامنه بیانجامد، با به قدرت رسیدن روحانی، تنها گذشت چند روزی کافی بود تا جمهوری اسلامی بار دیگر این تناقض لاینحل درونی خود را برملا سازد.
منازعه و کشمکش جناحها و فراکسیونهای طبقه حاکم، در طول نزدیک به سه ماهی که از تشکیل کابینه جدید میگذرد، یک لحظه متوقف نشده است. در طول تمام این مدت، هر گروه و دستهای در تلاش بوده است تا جائی که در قدرت دارد، سیاستهای گروه رقیب را خنثا و چنانچه بتواند آنها را به شکست بکشاند.
در حالی که روحانی با حمایت گروههای وابسته به رفسنجانی و جریان موسوم به اصلاحطلب، حتا فراکسیون اکثریت مجلس و تایید گاه آشکار و گاه ضمنی خامنهای در تلاش است مناسبات بینالمللی جمهوری اسلامی را بهبود بخشد تا با لغو تحریمها و حمایت قدرتهای امپریالیست، رژیم را از بحران اقتصادی و مالی وخیمی که درگیر آن است، نجات دهد، گروههای دیگری از هیات حاکمه که پشت سر آنها دستگاههای قدرتمند نظامی و امنیتی و لااقل بخشی از سران دستگاه روحانیت قرار دارند، مستقیم و غیرمستقیم به مخالفت و کارشکنی با این سیاست برخاستهاند. در همین چند روز اخیر، در حالی که گروهی از هیات حاکمه برای تحقق سیاست آشتی با دولت آمریکا خواهان برچیده شدن شعار مرگ بر آمریکا از تبلیغات دولتی شده است، گروهی دیگر، طبل مخالفت با آمریکا را بیشتر به صدا درآورده است. گروهی بیلبوردهای تبلیغاتی ضد آمریکایی در تهران نصب میکند و گروه دیگر اقدام به برچیدن آنها مینماید. گروهی خواستار تعطیل مراسم سالروز اشغال سفارت آمریکاست، گروه دیگر در تدارک برگزاری گستردهتر این مراسم با راهپیمایی و تظاهرات ضد آمریکایی شده است. در حالی که روحانی برای بزک کردن چهره زشت و زنستیز جمهوری اسلامی وعدههای توخالی برای کاستن از دامنه فشار و سرکوب زنان سر میدهد، دستگاه پلیسی رژیم، سرکوب را تشدید کرده و فرمانده کل پلیس آن را سیاستی اعلام میکند که کسی قادر به تغییر آن نیست.
برچسبها:
تضاد لاینحل,
جمهوری اسلامی,
روحانی,
طبقه حاکم
۱۳۹۲ مهر ۲۵, پنجشنبه
اجلاس ژنو، نتایج و چشم انداز
در حالی که حسن روحانی سرنوشت سیاست های داخلیاش را به حل نزاع هستهای و بحرانهای بینالمللی جمهوری اسلامی گرده زده است، اجلاس نمایندگان جمهوری اسلامی و قدرتهای بزرگ چهانی پیرامون نزاع هستهای در روزهای ٢٣ و ٢۴ مهرماه در ژنو برگزار گردید. وزیر خارجه جمهوری اسلامی در آغاز این اجلاس طرح جدید رژیم را که ظاهرا متمایز از طرحهای پیشین است، با عنوان “پایانی بر یک بحران غیرضروری، آغازی برای افقهای جدید” ارائه داد. از محتوا و جزئیات این طرح هنوز چیزی به بیرون درز پیدا نکرده است و معاون وزیر خارجه اعلام نمود که “این طرح محرمانه است و محرمانه باقی خواهد ماند تا به توافق نهائی برسیم.” گرچه دیپلماسی سری، راه و رسم همیشگی دولتهای سرمایهداری در سیاست خارجی و بده و بستانهای مخفیانه به دور از چشم توده مردم بوده و هست، اما تاکید ویژه بر مخفی ماندن این طرح در تمام مراحل مذاکرات، قاعدتا باید حاوی مسائل جدیدی باشد که نفع جممهوری اسلامی در آشکار نشدن آنهاست. اظهار نظر نمایندگان دولتهای ذینفع در این مذاکرات که فضای اجلاس را مثبت و خوشبینی خود را از روند حل مسائل مورد اختلاف، گاه صریح و گاه با قید احتیاط اعلام کردهاند، همین واقعیت را بازتاب میدهد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از پایان مذاکرات ، با حضور در نشست خبری طرح جدید ایران را جامعترین طرحی توصیف کرد که تاکنون ارائه شده است. وی افزود: در این دور از مذاکرات به طرز بیسابقهای به جزئیات پرداخته شده است. در بیانیه مشترک نیز آمده است که این مذاکرات در تاریخ ۷ و ۸ نوامبر در ژنو ادامه مییابد.
برچسبها:
حسن روحانی ،اجلاس ژنو، جمهوری اسلامی
۱۳۹۲ مهر ۱۱, پنجشنبه
آیا یخ روابط جمهوری اسلامی و آمریکا در حال آب شدن است؟
هیچگاه سفر روسای جمهور حکومت اسلامی به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، تا این اندازه انعکاس خبری نیافته بود. حتا سفر اول خاتمی با پیشنهاد گفتوگوی تمدنها و یا احمدینژاد با “هالهی نوری” که او را احاطه کرده بود، هرگز تا این اندازه در رسانههای جهانی و حتا ایرانی بازتاب پیدا نکردند. اگرچه در ظاهر این توجه، به سخنرانیها، مصاحبهها و دیدارها بهویژه دیدار ظریف با جان کری و گفتوگوی تلفنی روحانی و اوباما برمیگردد، اما علت اصلی، ریشه در وضعیتی دارد که این دیدارها و در یک کلام “سیاست خارجی دولت روحانی” را زیر ذرهبین رسانهها قرار داده است و آن از یکسو به وضعیتی برمیگردد که بر خاورمیانه حاکم شده (که حتا شیپور جنگ و مداخله مستقیم دولتهای امپریالیستی در جنگ داخلی سوریه به گوش رسید) و از سوی دیگر به بحرانهای داخلی جمهوری اسلامی ربط پیدا میکند. بحرانهایی بیسابقه که حسن روحانی راه اصلی گذر از آنها را بهبود روابط خارجی و رفع تحریمهای بینالمللی اعلام کرده است.
۱۳۹۲ شهریور ۲۹, جمعه
روحانی و رویکردش نسبت به اصلاح طلبان
حسن روحانی در واپسین روزهای پیش از انتخابات ٢۴ خرداد ٩٢، با به چالش کشیدن سیاست خارجی دولت احمدی نژاد و نیز دادن وعده هایی در مورد بهبود وضعیت معیشتی مردم، تغییر در رویکرد سیاست خارجی، حل بحران اتمی، کاهش و یا متوقف ساختن تحریم های بانکی و نفتی، باحمایت جناحهائی از بورژوازی ایران، “اپوزیسیون” رفرمیست جمهوری اسلامی و نیز تبلیغات وسیع رادیو- تلویزیونهائی از نمونه بی بی سی توانست نظر بخشی از توده های معترض جامعه را به سوی خود جلب نماید. با اتخاذ چنین رویکردی، روحانی بر رقبای خود پیشی گرفت و قادر شد به جای احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری بنشیند. از ٢۴ خرداد تا به امروز سه ماه گذشته است. طی این مدت دست کم آنهایی که با امید به تحقق شعارهایی که حسن روحانی در مناظره های تلویزیونی وعده اش را داده بود، در انتظار نشسته اند تا ببینند او نسبت به وعده های داده شده چه رویه و اقداماتی را در پیش گرفته و یا خواهد گرفت.
برچسبها:
احمدی نژاد,
اصلاح طلبان,
انتخابات,
روحانی,
کارگران و توده های مردم,
وضعیت معیشتی
۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه
“بازنگری در سیاست خارجی” ادعای توخالی روحانی
هر تلاش هیئت حاکمه برای غلبه بر بنبستهایی که با آن روبهروست، به علت تضادهای درونی جمهوری اسلامی با موانع و بنبستهای جدیدی برخورد میکند.
شیوه برخورد به نزاع هستهای و نهاد تصمیمگیرنده آن در مذاکرات، به یک معضل جدید رژیم تبدیل شده است.
در دوران احمدینژاد بر سر شیوه برخورد جمهوری اسلامی به این نزاع و نهادی که ظاهرا تصمیمگیرنده آن بود، اختلاف قابلملاحظهای وجود نداشت. اکنون، اما با به قدرت رسیدن روحانی، نزاع هستهای به نزاع و مجادله درونی رژیم منجر شده است.
روحانی که میداند با ترکیب کنونی شورای امنیت ملی، قدرت تصمیمگیری و مانور بر سر این مسئله را در مذاکره با قدرتهای جهانی نخواهد داشت، برای پیشبرد سیاست خود در عرصه بینالمللی، در تلاش است، ابتکار عمل و تصمیمگیری در مورد نزاع هستهای را از دست شورای امنیت ملی درآورد و در دست خود متمرکز سازد. او به این استدلال متوسل شده است که مسائل مربوط به پرونده هستهای در زمره سیاستهای کلی رژیم نیست، بنابراین حل و فصل آن بر عهده اوست و باید به وزارت امور خارجه تحت امر وی واگذار گردد. اما اعضای شورای امنیت ملی رژیم که عمدتا متشکل از سران و فرماندهان ارگانها و نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی وابسته به گروههای رقیب است، با این انتقال مرکز تصمیمگیری به مخالفت برخاستهاند. از همینروست که هنوز نه توافقی بر سر نماینده جمهوری اسلامی در مذاکرات صورت گرفته و نه تاریخی برای از سر گیری این گفتگوها تعیین شده است.
روشن است که بالاخره، باندهای درونی رژیم ناگزیرند بر سر این نزاع درونیشان به نحوی به توافق برسند، اما همین اختلاف و نزاع نشانه آشکاری از لاینحل بودن معضلیست که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان میباشد. واقعیت قضیه این است که پرونده هستهای، گروگان نزاع جمهوری اسلامی با قدرتهای جهانی در مورد سیاست خارجیست. بنابراین نه میتواند مجزا از کل نزاع مرتبط با سیاست خارجی حل و فصل گردد و نه گروههای رقیب روحانی حاضرند قدرت تصمیمگیری بر سر این مسئله را از دست بدهند.
شیوه برخورد به نزاع هستهای و نهاد تصمیمگیرنده آن در مذاکرات، به یک معضل جدید رژیم تبدیل شده است.
در دوران احمدینژاد بر سر شیوه برخورد جمهوری اسلامی به این نزاع و نهادی که ظاهرا تصمیمگیرنده آن بود، اختلاف قابلملاحظهای وجود نداشت. اکنون، اما با به قدرت رسیدن روحانی، نزاع هستهای به نزاع و مجادله درونی رژیم منجر شده است.
روحانی که میداند با ترکیب کنونی شورای امنیت ملی، قدرت تصمیمگیری و مانور بر سر این مسئله را در مذاکره با قدرتهای جهانی نخواهد داشت، برای پیشبرد سیاست خود در عرصه بینالمللی، در تلاش است، ابتکار عمل و تصمیمگیری در مورد نزاع هستهای را از دست شورای امنیت ملی درآورد و در دست خود متمرکز سازد. او به این استدلال متوسل شده است که مسائل مربوط به پرونده هستهای در زمره سیاستهای کلی رژیم نیست، بنابراین حل و فصل آن بر عهده اوست و باید به وزارت امور خارجه تحت امر وی واگذار گردد. اما اعضای شورای امنیت ملی رژیم که عمدتا متشکل از سران و فرماندهان ارگانها و نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی وابسته به گروههای رقیب است، با این انتقال مرکز تصمیمگیری به مخالفت برخاستهاند. از همینروست که هنوز نه توافقی بر سر نماینده جمهوری اسلامی در مذاکرات صورت گرفته و نه تاریخی برای از سر گیری این گفتگوها تعیین شده است.
روشن است که بالاخره، باندهای درونی رژیم ناگزیرند بر سر این نزاع درونیشان به نحوی به توافق برسند، اما همین اختلاف و نزاع نشانه آشکاری از لاینحل بودن معضلیست که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان میباشد. واقعیت قضیه این است که پرونده هستهای، گروگان نزاع جمهوری اسلامی با قدرتهای جهانی در مورد سیاست خارجیست. بنابراین نه میتواند مجزا از کل نزاع مرتبط با سیاست خارجی حل و فصل گردد و نه گروههای رقیب روحانی حاضرند قدرت تصمیمگیری بر سر این مسئله را از دست بدهند.
برچسبها:
ادعای توخالی,
جمهوری اسلامی,
روحانی,
سیاست خارجی,
عرصه بینالمللی
اشتراک در:
پستها (Atom)





