وقتی که یک نظم اقتصادی – اجتماعی و سیاسی به دوران زوال و گندیدگی خود میرسد، بحرانهای متعدد و علاج ناپذیر رخ میدهند. تمام تلاش طبقهی حاکم، برای علاج این بحرانها با ناکامی روبرو میگردد. این شکستها، در درون طبقهی حاکم شکاف میاندازد و پی در پی آنها را به اجزایی تجزیه میکند که مدام درگیر نزاعهای درونی میشوند. اوضاع آشفتهی طبقهی حاکم بر ایران، آیینهی تمامنمای یک نظم پوسیده است.
ظاهراً عجیب میرسید که روزی احمدینژاد، کسی که رفتارش در برابر خامنهای، همچون یک نوکر در مقابل ارباب بود و اربابی که توجهی ویژه به این نوکر داشت، رو در روی یکدیگر قرار گیرند. اما بحرانهای طبقه حاکم، از جمله بحران در درون حکومت و دستگاه دولتی، به درجهایست که مدام باید تجزیه و شکاف را بازتولید کند و امکان استثنائات را نیز به حداقل برساند. بنابراین، تعجبآور نبود که از روز یکشنبهی این هفته، نزاع جدیدی در درون هیئت حاکمه رخ داد که این بار، دو طرف اصلی درگیری، احمدینژاد و خامنهای بودند که مستقیماً در مقابل یکدیگر قرار گرفتند.
این نزاع که مدتی در خفا جریان داشت، از روز یکشنبه با برکناری وزیر اطلاعات، آشکار و علنی شد. علت این برکناری چه بود؟ اصل ماجرا به تلاش احمدینژاد برای تمرکز تمام قدرت در دستگاه اجرایی و قدرتگیری روزافزون او در درون دستگاه دولتی بازمیگردد که خامنهای را نیز که از پشتیبانان و تقویتکنندگان وی بود، هراسناک کرد. از این رو تضعیف موقعیت احمدینژاد را که حالا دیگر برای عزل و نصبهای خود، افسارگسیخته بود و توجهی به نظرات خامنهای نداشت، آغاز کرد. با اشارهی خامنهای بود که وزیر اطلاعات، تصفیهی طرفداران احمدینژاد را از پستهای بالای وزارت اطلاعات آغاز نمود.
ظاهراً عجیب میرسید که روزی احمدینژاد، کسی که رفتارش در برابر خامنهای، همچون یک نوکر در مقابل ارباب بود و اربابی که توجهی ویژه به این نوکر داشت، رو در روی یکدیگر قرار گیرند. اما بحرانهای طبقه حاکم، از جمله بحران در درون حکومت و دستگاه دولتی، به درجهایست که مدام باید تجزیه و شکاف را بازتولید کند و امکان استثنائات را نیز به حداقل برساند. بنابراین، تعجبآور نبود که از روز یکشنبهی این هفته، نزاع جدیدی در درون هیئت حاکمه رخ داد که این بار، دو طرف اصلی درگیری، احمدینژاد و خامنهای بودند که مستقیماً در مقابل یکدیگر قرار گرفتند.
این نزاع که مدتی در خفا جریان داشت، از روز یکشنبه با برکناری وزیر اطلاعات، آشکار و علنی شد. علت این برکناری چه بود؟ اصل ماجرا به تلاش احمدینژاد برای تمرکز تمام قدرت در دستگاه اجرایی و قدرتگیری روزافزون او در درون دستگاه دولتی بازمیگردد که خامنهای را نیز که از پشتیبانان و تقویتکنندگان وی بود، هراسناک کرد. از این رو تضعیف موقعیت احمدینژاد را که حالا دیگر برای عزل و نصبهای خود، افسارگسیخته بود و توجهی به نظرات خامنهای نداشت، آغاز کرد. با اشارهی خامنهای بود که وزیر اطلاعات، تصفیهی طرفداران احمدینژاد را از پستهای بالای وزارت اطلاعات آغاز نمود.
