اقتصاد سرمایهداری ایران که سالهای طولانی در یک دور باطل رکود و تورم گرفتار است، همراه با بحران اقتصادی جهانی به مرحلهی وخیمتری از رکود گام نهاده است. سران رژیم جمهوری اسلامی و نهادهای اقتصادی و مالی دستگاه دولتی که مدتها ادعا میکردند بحران اقتصادی جهان تأثیری بر اقتصاد ایران نداشته است، اکنون شرمگینانه از وخیمتر شدن روزافزون اوضاع اقتصادی سخن میگویند. با این وجود، سران رژیم میکوشند وخامت اوضاع را به توطئهی دشمنان داخلی و خارجی “فتنه اقتصادی” نسبت دهند و تحریمهای اقتصادی را برجسته کنند. اما اقتصاددانها و نهادهای مالی آنها اکنون به ناگزیر میپذیرند که رابطهای میان عمیقتر شدن بحران اقتصادی در ایران با بحرانی که تمام جهان سرمایهداری را فرا گرفته است، وجود دارد. در این میان بانک مرکزی هنوز دچار لکنت زبان است. شرم دارد که آشکارا ورشکستگی را اعلام کند. آمار و شواهدی دال بر خرابی اوضاع اقتصادی انتشار میدهد، اما میترسد که نزول مطلق نرخ رشد را که ماحصل و چکیدهی تمام این آمار است، اعلام نماید. لذا میگوید که هنوز همه چیز برای جمعبندی آماده نیست. فقط این را میپذیرد که بحران اقتصادی جهان، اقتصاد ایران را “تحت تأثیر” قرار داده است. اما از بحران نامی نمیبرد و میکوشد با ذکر آمار منفرد از اینجا و آنجا، بگوید که اوضاع چندان هم نومیدکننده نیست. بانک مرکزی جمهوری اسلامی در “خلاصه تحولات اقتصادی کشور ۱۳۸۸” که اخیراً انتشار داد، میگوید: “اقتصاد ایران اگر چه به دلیل ارتباط ضعیف نهادهای مالی و بازار سرمایه کشور با بازارهای بینالمللی تا حدودی از آثار دور اول بحران مالی جهان در امان ماند، لیکن تسری بحران به بخشهای واقعی اقتصاد، موجب تأثیرپذیری معنیدار اقتصاد کشور از آن شد. کاهش قیمت نفت خام و دیگر مواد اولیه و واسطهای در بازار جهانی، مجاری اصلی تأثیرگذاری بحران اقتصادی جهان بر اقتصاد ایران بودند که با تأخیری چند ماهه و عمدتاً در سال ۱۳۸۸، عملکرد متغیرهای اصلی کشور را متأثر نمودند. کاهش ارزش صادرات، کاهش درآمدهای ارزی متعاقب آن و کاهش ارزش واردات کشور از پیامدهای ناگزیر بحران اقتصادی جهانی بر اقتصاد ایران بودند که در کنار برخی دیگر از عوامل درونزا و برونزا، عملکرد اقتصاد ایران در سال ۱۳۸۸ را تحت تأثیر قرار دادند.”
واقعاً که مغزهای متفکر جمهوری اسلامی در بانک مرکزی چه
هوش و فراستی از خود نشان داده و چه تحلیل درخشانی از اوضاع ارائه دادهاند! سرمایهداری ایران تافته جدا بافتهای از سرمایهداری جهانیست. اصلاً به کار بردن واژهی بحران، زیبندهی سرمایهداری ایران و رژیم سیاسی پاسدار آن نیست. آنچه که رخ داده “تأثیرپذیری معنیدار” اقتصاد ایران از بحران اقتصادی جهان “در کنار برخی دیگر از عوامل درونزا و برونزا” بوده است. اما تمام این لاطائلات تلاش ناشیانه و کودکانهایست برای طفره رفتن از بازگو کردن وضعیت به غایت بحرانی که نظم سرمایهداری ایران در آن گرفتار است.
واقعاً که مغزهای متفکر جمهوری اسلامی در بانک مرکزی چه
هوش و فراستی از خود نشان داده و چه تحلیل درخشانی از اوضاع ارائه دادهاند! سرمایهداری ایران تافته جدا بافتهای از سرمایهداری جهانیست. اصلاً به کار بردن واژهی بحران، زیبندهی سرمایهداری ایران و رژیم سیاسی پاسدار آن نیست. آنچه که رخ داده “تأثیرپذیری معنیدار” اقتصاد ایران از بحران اقتصادی جهان “در کنار برخی دیگر از عوامل درونزا و برونزا” بوده است. اما تمام این لاطائلات تلاش ناشیانه و کودکانهایست برای طفره رفتن از بازگو کردن وضعیت به غایت بحرانی که نظم سرمایهداری ایران در آن گرفتار است.
