همه روزه از طریق مطبوعات رژیم خبردار میشویم که دادگاه عدل الهی و اسلامی در فلان شهر یا استان، حکم کرده است، فردی را به اتهام سرقت، به دست جلاد بسپارند تا انگشتانش را قطع کند یا دستش را از تن جدا نماید و اگر این سرقت به قتل منجر شده است، گردناش را بزنند، یا کمی انسانیتر، به دار بکشند.
بر کسی پوشیده نیست که این مردمان فلاکتزدهای که به آنها آفتابهدزد هم میگویند، انسانهای فقیر و گرسنهای هستند که نظم حاکم بر ایران را به فقر و بیکاری محکوم نموده است. تنها راهی که این نظم غیر انسانی در برابر آنها قرار داده است، دستبرد زدن به اجناس یک مغازه، یا بالا رفتن از دیوار یک خانه برای سیر کردن شکم گرسنه خود و خانوادهشان هستند. در نظام طبقاتی سرمایهداری به این افراد میگویند، دزد و چون در ایران نظام عدل الهی و اسلامی هم ضامن و پاسدار این نظم است، اگر گرفتار شوند، به اشد مجازات یا دقیقتر، وحشیانهترین مجازاتها محکوم میشوند.
اما گاهگاهی در مطبوعات، خبری از دزدیهای نوعی دیگر انتشار مییابد که به آن دزدی نمیگویند، بلکه واژه اختلاس را به کار میبرند. این واژه مختص کسانیست که دزدیهایشان ابعاد میلیاردی از خزانه دولتی و ثروتهای عمومی مردم دارد. در مورد آنها از واژهی زنندهی دزد استفاده نمیشود، بلکه به آنها مختلس اطلاق میشود. چون آدمهای سرشناس و “محترمی” هستند، مشمول حداکثر رئوفت دادگاههای عدل اسلامی و قوانین آن میشوند. نه دست و پایشان قطع میشود و نه سرشان از تن جدا. خیلی که مسئله جدی باشد، مدتی در زندان میمانند و بعد آزاد میشوند که بروند پی کارشان.
بر کسی پوشیده نیست که این مردمان فلاکتزدهای که به آنها آفتابهدزد هم میگویند، انسانهای فقیر و گرسنهای هستند که نظم حاکم بر ایران را به فقر و بیکاری محکوم نموده است. تنها راهی که این نظم غیر انسانی در برابر آنها قرار داده است، دستبرد زدن به اجناس یک مغازه، یا بالا رفتن از دیوار یک خانه برای سیر کردن شکم گرسنه خود و خانوادهشان هستند. در نظام طبقاتی سرمایهداری به این افراد میگویند، دزد و چون در ایران نظام عدل الهی و اسلامی هم ضامن و پاسدار این نظم است، اگر گرفتار شوند، به اشد مجازات یا دقیقتر، وحشیانهترین مجازاتها محکوم میشوند.
اما گاهگاهی در مطبوعات، خبری از دزدیهای نوعی دیگر انتشار مییابد که به آن دزدی نمیگویند، بلکه واژه اختلاس را به کار میبرند. این واژه مختص کسانیست که دزدیهایشان ابعاد میلیاردی از خزانه دولتی و ثروتهای عمومی مردم دارد. در مورد آنها از واژهی زنندهی دزد استفاده نمیشود، بلکه به آنها مختلس اطلاق میشود. چون آدمهای سرشناس و “محترمی” هستند، مشمول حداکثر رئوفت دادگاههای عدل اسلامی و قوانین آن میشوند. نه دست و پایشان قطع میشود و نه سرشان از تن جدا. خیلی که مسئله جدی باشد، مدتی در زندان میمانند و بعد آزاد میشوند که بروند پی کارشان.
