۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

تشدید تضاد قدرت‌های امپریالیست و رشد میلیتاریسم


یکی از مشخصه‌های بارز سرمایه‌داری دوران سلطه انحصارات و سرمایه مالی، رشد روزافزون میلیتاریسم و جنگ‌افروزی است که از تشدید تضادهای نظم سرمایه‌داری و رقابت قدرت‌های امپریالیست‌برای سلطه برجهان، کسب مناطق نفوذ اقتصادی و سیاسی و تقسیم مجدد بازارها ، منشأ می‌گیرد.
ازآنجایی‌که در مرحله امپریالیسم از تکامل سرمایه‌داری، تضادهای این نظام به درجه بی‌سابقه‌ای تشدید شده است، کارکرد میلیتاریسم و رشد روزافزون آن نه صرفاً برای سرکوب و در انقیاد نگه‌داشتن طبقه کارگر، اهمیت ویژه‌ای برای طبقه سرمایه‌دار در عموم کشورهای جهان یافته، بلکه در سیاست بین‌المللی قدرت‌های امپریالیست، نقش و کارکرد تعیین‌کننده یافته است. چراکه سروری برجهان و در اختیار گرفتن هر چه بیشتر بازارها به توازن قوایی وابسته است که قدرت اقتصادی، مالی و نظامی، نقش تعیین‌کننده‌ای در آن بازی می‌کند. اما ازآن رو ‌که این توازن برای مدتی طولانی نمی‌تواند پایدار باقی بماند و درنتیجه‌ی رشد ناموزون کشورهای سرمایه‌داری تغییر می‌کند، لذا جنگ‌ها اجتناب‌ناپذیر می‌گردند. بر این اساس، دوران به‌اصطلاح صلح میان قدرت‌های جهانی، صرفاً دوره‌ای برای تدارک جنگ‌ها و منازعات آتی است. این واقعیت را تاریخ یک‌صد سال گذشته به‌وضوح نشان داده است. آنچه که در اوایل قرن بیست‌ویک نیز در برابر چشمان همگان در حال رخ دادن است، چیزی نیست، جز ادامه همان روند یک قرن گذشته.

۱۳۹۳ مرداد ۳۱, جمعه

اوج‏گیری تضادهای درونی حاکمیت و رودرویی خامنه‌ای با روحانی


تازه یک‌سال گذشته، هنوز نه صحبت از انتخابات مجلس است و نه صحبت از انتخابات ریاست‌جمهوری، وزیر علوم استیضاح و برکنارمی‌شود، روحانی مخالفان‌اش را بزدل می‌نامد، کوچک‌زاده در نطق پیش از دستور مجلس وزیر نفت را با نام “آقای بخوربخور” مورد خطاب قرار داده و می‌گوید “خیلی پُر رو هستی”، دیگری می‌گوید: “برو به این مرتیکه (وزیر علوم) بگو که یا این چند نفر رو عزل می‌کنه یا با اردنگی از وزارت بیرون‌ات می‌کنم”. حتا مجلس جلسه غیرعلنی برای بررسی فحاشی روحانی به رقیبان‌اش برگزار کرد و حسینیان در خلال این جلسه و خطاب به خبرنگاران روحانی را دیکتاتورتر از شاه ‌خواند، دو روز بعد نیز اطلاعیه‌ای علیه روحانی در مجلس دست به دست شد. خلاصه خیلی زودتر و شدیدتر از آن‌چه که خودشان نیز فکر می‌کردند، مشغول تکه پاره کردن یک دیگر شده‌اند. طوری که عابد فتاحی پس از پایان جلسه غیرعلنی مجلس در ارتباط با فحاشی روحانی به رقبیان‌اش، به خبرنگاران می‌گوید: “حرف‌های روحانی نگرانم کرد. ما نمی‌دانیم پشت‌پرده چه می‌گذرد، شاید برخی به دنبال کارشکنی جدی در پرونده و مسایل مذاکره‌اند… سوال من این است که ما داریم به کجا می‌رویم و چه میزان فشار روی روحانی و کابینه است که او این‌طور از کوره دررفته است”.
اما این وضعیت در میان بالایی‌ها نتیجه‌ی چه شرایطی‌ست؟! برخلاف تبلیغات “حامیان روحانی” این تنها اعضای “جبهه پایداری” نیستند که پرچم مخالفت را بلند کرده‌اند، خامنه‌ای نیز در مدتی کوتاه دو بار به روحانی هشدار داد و البته دفعه دوم بسیار روشن‌تر و صریح‌تر از همیشه.
اولین بار در جمع برخی از “اساتید دانشگاه‌ها” در ۱۱ تیر بود که هشدارهایی در رابطه با وضعیت دانشگاه‌ها و در همسویی با افراطی‌ترین جناح مجلس که استارت استیضاح “فرجی دانا” را زده بودند، به دولت روحانی داد. اما سخنان اخیر او در تقابل آشکار با دیدگاه‌های روحانی و دولت او بود، و البته “دعاهای” خامنه‌ای برای گروه مذاکره کننده نمی‌تواند صورت مساله را تغییر دهد.


۱۳۹۳ مرداد ۲۰, دوشنبه

بشریت مترقی باید با این پدیده ضدبشری تعیین تکلیف کند


غزه غرق در خون و آتش است. نهادهای بین‌المللی، حقوق‌بشری و کشورهای “متمدن” اروپائی، در سکوتی شرم‌آور لت‌وپار شدن کودکان فلسطینی را به تماشا نشسته‌اند. دولت اشغال‌گر و صهیونیستی اسرائیل که از حمایت‌های بی‌دریغ و بی‌قیدوشرط قدرت‌های امپریالیستی و در راس آن آمریکا برخوردار است، با استفاده از مدرن‌ترین تجهیزات جنگی با قدرت تخریبی فوق‌العاده بالا، نزدیک به یک ماه است شب و روز از زمین و هوا و دریا، غزه را وحشیانه می‌کوبد و بمب و گلوله و موشک و خمپاره بر سر ساکنین بی‌دفاع آن می‌ریزد. مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، مراکز پناهندگی یا منازل مسکونی برایش فرقی نمی‌کند. هر مکانی که یک شهروند فلسطینی در آن باشد باید بر سر وی آوار و با خاک یکسان شود. رژیم صهیونیستی و جنایت‌کار اسرائیل تا روز دوشنبه ۱۳ مرداد یعنی بیست و هشتمین روز حمله به غزه، ۱۸۵۸ فلسطینی را به کام مرگ فرستاده، ۹۴۰۰ نفر را مجروح ساخته، صدها منزل مسکونی را به کلی با خاک یکسان و هزاران نفر از مردم غزه را آواره ساخته است. آتش بس‌های “انسان‌دوستانه” که مدیای امپریالیستی پیرامون آن سروصدا و تبلیغات زیادی به راه انداخته‌اند، آن‌هم در شرایطی که صهیونیست‌های اشغال‌گر محاصره غزه را تنگ‏تر ساخته و رفح را که یگانه گذرگاه مرزی و کانال ارتباطی مردم غزه با دنیای خارج است به محاصره درآورده‌اند، هربار پس از اعلام، نقض و زیرپا گذاشته شده است.

۱۳۹۳ تیر ۲۸, شنبه

برنامه “هم‌صدایی” تلویزیون اندیشه، مرکز بده و بستان با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی


سرمایه‌داران همواره کوشیده‌اند به طرق مختلف در جنبش کارگری نفوذ کنند و این جنبش را تحت انقیاد و اسارت خود درآورند. یکی از رسواترین شیوه‌های آن‌ها، رشوه دادن به عناصری از درون این جنبش و یا پرداختهای پولی تحت عنوان کمک، به قصد فاسد کردن کارگران و منحرف ساختن آن‌ها از مبارزه انقلابی‌ست.

از این‌روست که اقدام منصور اسانلو، یکی از افراد اخراجی سندیکای شرکت واحد، به گرفتن مبلغ ۱۰۰ هزار دلار از یک سرمایه‌دار سلطنت‌طلب، تحت عنوان کمک به کارگران، با واکنش سریع و قاطع سازمان‌های کمونیست و چپ، فعالان کارگری داخل و خارج از کشور و حتا کارگران اسیر در زندان‌های جمهوری‌اسلامی روبه‌رو گردید. همه به اتفاق، ماهیت این عمل سلطنت‌طلبان را افشا و اقدام اسانلو را شدیدا محکوم کردند.
از ابراز خشم سلطنت‌طلبان و عوامل آن‌ها که در برنامه “هم‌صدایی” تلویزیون اندیشه، نمایش به‌اصطلاح کمک سرمایه‌دار سلطنت‌طلب را به کارگران بر پا کردند، آشکار است که بیشترین نقش و تاثیرگذاری را در افشای ماهیت کثیف این اقدام عوامل بورژوازی سلطنت‌طلب و خنثا کردن و به شکست کشاندن آن را مقاله شماره ۶۷۰ نشریه کار تحت عنوان “جنبش کارگری هوشیار است و لخ والسا بردار نیست” ایفا نموده است. از این روست که برنامه “هم‌صدایی” تلویزیون اندیشه دست به دامان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شد، تا گویا برای جبران این شکست، یک برنامه یک ساعته را علیه سازمان فدائیان (اقلیت) اختصاص دهد. اما پیش از پرداختن به این مسئله ببینیم که پیشبرد پروژه سلطنت‌طلبان توسط منصور اسانلو، تا چه حد برای آن‌ها حائز اهیمت بود که افشا و خنثاسازی آن، این چنین دارودسته سلطنت‌طلب را به رعشه‌های مرگ‌آور دچار ساخته است.


۱۳۹۳ تیر ۲۲, یکشنبه

در برابر انحراف رفرمیستی درون جنبش کارگری باید ایستاد

به مدد حضور یک گرایش بالقوه قوی مارکسیستی و انقلابی در جنبش کارگری ایران و حضور چشمگیر کارگران آگاه و پیشرو، جنبش کارگری نسبت به انحرافات گوناگونی که آن را تهدید می‌کند، هوشیار است و بایستی این هوشیاری را حفظ و آن را دو چندان سازد. هر گرایش یا هر تلاش و فعالیتی که بخواهد استقلال جنبش طبقاتی کارگران را مخدوش سازد یا آن را زیر ضرب ببرد، هر نیرویی که بخواهد مبارزات کارگری را به انحراف بکشد و یا اشکال و تاکتیک‌های مبارزاتی و خواست‌های طبقه کارگر را به چارچوب‌های قانونی محدود و مقید سازد و بالاخره هر کس که بخواهد جنبش کارگری را به ورطه رفرمیسم یا انحراف آنارکوسندیکالیستی بکشاند، بیرحمانه بایستی مورد انتقاد قرار گرفته و افشاشود. آنارکوسندیکالیسم که در دهه گذشته به عنوان یک گرایش ضعیف و حاشیه‌ای که می‌توانست در دوره کوتاهی یک انحراف علیه جنبش کارگری محسوب شود، امروز خطر بالفعلی نیست. گرایش انحرافی دیگر اما که رفرمیسم ریشه‌دار است، کماکان به حیات خود در درون جنبش کارگری ایران ادامه می‌دهد. همین گرایش است که با سماجت و جان سختی می‌کوشد مبارزات کارگری را در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی به بند بکشد، افق دید و فعالیت‌هایش از نامه نگاری و عریضه‌نویسی به این یا آن نهاد و مسئول حکومتی فراتر نمی‌رود و همواره کوشیده است این باور را در توده کارگران ایجاد کند که راه مسالمت و راه صبر و انتظار بی پایان و صدقه‌طلبی از طبقه حاکم و دولت آن، تنها راه پیروزی در مبارزه است.

۱۳۹۳ خرداد ۲۴, شنبه

یک سال پس از “انتخابات ریاست جمهوری”


یک سال از “انتخابات ریاست‌جمهوری” گذشت، انتخاباتی که کاندیداهای منتخب حکومت با وعده‌های بسیار تلاش کردند، مردم مایوس از حکومت و گرفتار در فقر و بیکاری را به‌پای صندوق‌های رای بکشانند و حسن روحانی آن مرد “خوشبختی” بود که نام‌اش از صندوق‌های رای بیرون آمد. فردی که بیشترین وعده‌ها را در رابطه با حل معضلاتی چون بیکاری، تورم، فقر، آزادی‌های سیاسی، حقوق زنان و اقلیت‌های ملی و بالاخره سیاست خارجی داده بود.
اما سرنوشت وعده‌های “شیرین” آخوند روحانی به‌کجا انجامید؟ تا آن‌جا که به “ریاست جمهوری روحانی” مربوط است، این همان مساله اصلی برای ده‌ها میلیون‌کارگر و زحمتکش ایرانی‌ست. چه آن‌هایی که پای صندوق‌های رای نرفتند، گول فریب‌های حاکمیت را نخورده و به تحریم انتخابات پاسخ مثبت دادند و چه آن‌های که دچار توهم شده و باز به پای صندوق‌های رای رفتند.

وعده‌ی اصلی روحانی رفع معضلات اقتصادی مردم در کوتاه‌ترین زمان بود، یعنی مبرم‌ترین مساله آن‌ها. این جملات روحانی که “مردم در همان ۲ ماه اول دولت تدبیر و امید آثار کارهای انجام شده را می‌بینند و برای از پیش روی برداشتن مشکلات اقتصادی برنامه یک ماهه، ۳ ماهه، یک ساله و ۴ ساله در نظر گرفته‌ایم”، چه قبل از انتخابات و چه بعد از انتخابات انعکاس گسترده‌ای یافت، وعده‌ای که بیش از هر چیز به‌وعده‌ی احمدی‌نژاد می‌مانست که گفته بود: “نفت را بر سر سفره مردم می‌آورم”.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۸, یکشنبه

شیادی که در شأن جمهوری اسلامی است

در کشورهای سرمایه‌داری، ازجمله در آنجایی که آزادی سیاسی و نظم پارلمانی حاکم است، احزاب و سیاستمدارانی که در رأس قدرت قرار می‌گیرند، همواره دروغ میگویند و تلاش می‌کنند حقیقت را از چشم توده‌های مردم پنهان نگاه‌دارند، اما فقط در یک رژیم استبدادی و اسلامی از نمونه جمهوری اسلامی‌ست که این شیادی طبقه حاکم به شکلی کاملاً رسوا، به نهایت خود می‌رسد. نمونه‌های آن در طول ۳۵ سال استقرار جمهوری اسلامی در ایران فراوان است. اما جدیدترین آن، اظهارنظر آخوند روحانی در گفتگوی تلویزیونی اخیر او است که در پاسخ به این سؤال “آیا شما در سال ۹۲ به اهداف و برنامه‌هایی که پیش‌بینی کرده بودید، دست پیدا کردید؟” گفت: “ما به سیاست‌ها و برنامه‌هایی که به مردم اعلام کرده بودیم، توانستیم جامه عمل بپوشانیم”.
اما آخوند روحانی به کدام “سیاست‌ها و برنامه‌هایی که به مردم اعلام کرده بود” و در همان سال ۹۲ قرار بود به اجرا درآیند، “جامه عمل” پوشاند؟ از ساده‌ترین و سرراست‌ترین آن‌ها آغاز کنیم: