۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه

احمدی نژاد می‌گوید: الان وقت تقسیم غنائم نیست، کنار نمی‌روم

داستان دنباله‌دار کشمکش‌های درونی رژیم، همچنان ادامه دارد. در این هفته سالروز مرگ خمینی بود و حضور سران مقامات رژیم بر سر قبر وی. با تشدید اختلافات و درگیری‌های رژیم، اکنون چند سالی‌ست که این مراسم نیز عرصه دیگری برای تسویه حساب‌های درونی شده است. دفتر خامنه‌ای که سرنخِ اُمت حزب الله را در دست خود دارد، وظیفه جدیدی در این مراسم بر عهده این گروه قرار داده است. وظیفه آن‌ها شعار دادن و بر هم زدن و متوقف کردن سخنرانی فرد یا افرادی‌ست که به حسب اوضاع سیاسی هدف قرار گرفته‌اند. امسال قرعه به نام احمدی‌نژاد اصابت کرده بود و این اُمت همیشه در صحنه‌ی حزب‌الله وظیفه داشت با شعار و داد و بیداد، مانع از سخنرانی وی گردد. احمدی‌نژاد که سال گذشته از اجرای این نقش حزب‌الله علیه حسن خمینی بسیار شاد و خرسند بود، امسال شدیدا ناراحت و عصبانی به نظر می‌رسید. او به محض این که خواست سخنرانی کند، دریافت که نوبت او هم رسیده است. بنابراین با هر زحمتی بود، سخنرانی خود را در میان هیاهوی امت حزب‌الله به پایان رساند و نکته قابل ذکر سخنرانی‌اش هم همین بود که او در ظاهر خطاب به رئیس حزب‌اللهِ حاضر در صحنه، اما در واقع خطاب به رقبای خود گفت: نوبت شما هم خواهد رسید.

در ادامه‌ی این درگیری‌ها، احمدی‌نژاد که بر سر تعیین سرپرست برای وزارت نفت مجبور به عقب‌‌نشینی شده بود، فردی را از در‌ون باند خود به عنوان سرپرست این وزارتخانه تعیین نمود. اما این تغییر، آن چیزی نبود که بتواند باندهای رقیب را بر سر وزارتخانه مهمی چون نفت آرام کند.

لاریجانی با ارسال نامه‌ای رسمی به احمدی‌نژاد، اقدام هیئت وزیران در مورد واگذاری حق تصمیم‌گیری در امور نفت به کارگروهی متشکل از نمایندگان ویژه رئیس جمهور را بر خلاف قانون اعلام نمود. در این نامه آمده است به موجب قانون برنامه پنجم عواید حاصل از صادرات نفت به حساب ذخیره ارزی واریز می‌شود، بنابراین مفاد تصمیم‌نامه از حیث عدم تصریح به ضرورت واریز وجوه حاصله به حساب مذکور، مغایر قانون است.

۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه

محتمل‌ترین راه‌حل‌های درگیری‌های درونی رژیم

تلاش‌های متعدد خامنه‌ای، مجلس، شورای نگهبان و تهدیدات ارگان‌های نظامی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، برای واداشتن رئیس قوه اجرائی به تبعیت از قوانین رژیم، نتیجه‌ای در پی نداشته است. احمدی‌نژاد مصوبات مجلس را اجرا نمی‌کند، یا آن‌ها را در مرحله‌ی اجرا آن‌گونه که خود می‌خواهد تغییر می‌دهد. یاری شورای نگهبان به مجلس نیز کارساز نبوده و قدرت این نهاد دست نشانده‌ی خامنه‌ای نیز زیر سئوال رفته است. اتوریته‌ای برای هیچ‌یک از سران و ارگان‌های رژیم باقی نمانده است. افلاس و ورشکستگی سیاسی به مرحله‌ای رسیده است که سران و مقامات رژیم، یکدیگر را نفرین می‌کنند و از خدا تقاضای مجازات می‌نمایند.

در این هفته، مجلسیان سراغ خامنه‌ای رفتند تا شاید رهنمود جدیدی برای برون رفت از هرج و مرج موجود و غلبه بر نافرمانی رئیس هیئت دولت دریافت کنند. اما او حرف جدیدی در چنته نداشته نداشت، جز این که به صحرای کربلا بزند و با اشاره به آنچه که او “فتنه”اش می‌خواند و اختلافات درونی، بی‌آن‌که نامی از احمدی‌نژاد ببرد، او را نفرین کند و بگوید: “هر کاری که باعث حرکت در چارچوب موردنظر دشمن بشود و به کشور و ملت ضربه بزند، جزو گناهان بزرگی‌ست که خداوند از آنها نمی‌گذرد.” خامنه‌ای که می‌داند تا زمانی که تصمیم قطعی برای یک‌سره کردن کار احمدی‌نژاد، اتخاذ نکرده، از خود وی نیز برای غلبه بر هرج و مرج کنونی کاری ساخته نیست، به مجلس توصیه کرد که فعلا به “گرایش‌ها و روش‌های دولت توجه، و به گونه‌ای قانون‌گذاری کرد که اجرای قانون برای دولت آسان و تسهیل شود.” اما گویا در یک لحظه متوجه می‌شود که مجلسیان ناراضی‌اند و لذا می‌افزاید البته قانون فصل الخطاب است.”هنگامی که قانون به تصویب رسید، دولت هم باید با همه توان و بدون بهانه‌گیری، بر اساس آن عمل کند.”

رئیس مجلس نیز که گویا هنوز نمی‌خواهد بپذیرد، اظهارات خامنه‌ای مبنی بر فصل‌الخطاب بودن قانون، فعلا اعتباری برای احمدی‌نژاد ندارد، و اصلا خود خامنه‌ای و دولت دینی سرمنشاء بی‌قانونی‌ست، در پی پایان این اجلاس گفت: “پس از بیان شفاف و صریح ایشان که اتمام حجت و تکلیف بود، دیگر تخطی از قانون هیچ توجیه نداشته، بهانه پذیر پذیر نبوده و قابل اغماض نیست.”

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

فساد دولتی و گندیدگی نظم حاکم

پس از بروز علنی اختلاف میان خامنه‌ای و احمدی‌نژاد بر سر عزل یا ابقاء مصلحی وزیر اطلاعات که به شکافی عمیق در رأس قدرت حاکم انجامید، باند خامنه‌ای با آغاز یک سلسله اقدامات و یورش‌های فزاینده علیه باند احمدی‌نژاد، فشار علیه شخص وی را نیز تشدید نموده است. احمدی‌نژاد که تا پیش از این رویداد، در نزاع‌ها و دعواهای درون حکومتی حرف اول را می‌زد و برندۀ هر منازعه بود، پس از آن و در موج حملات پی در پی رقیبان و تیرهایی که از هر طرف به سویش پرتاب شده و می‌شود، به شدت و به نحو بی سابقه‌ایی در تنگنا قرار گرفته است. وی که در پرتو حمایت‌های ولی فقیه، در طول شش سال ریاست جمهوری اش، نیمه سلطنتی برای خود برپا ساخته بود، تنها یک اقدام ولی فقیه کافی بود تا سلطنت وی درهم ریخته و پایان بگیرد. رئیس جمهور محبوبِ نظام و مورد حمایت بی چون و چرای رهبر حکومت، اکنون نه فقط “اقتدار” واعتماد به نفس خود را از کف داده است و به نوعی فلج و انزوا دچار گشته، بلکه عملاً به اتخاذ موضعی انفعال آمیز و تسلیم طلبانه دچار گشته است.

در جریان همین حملات فزاینده اصول گرایان طرفدار خامنه‌ای است که باند احمدی‌نژاد امروز به سوء استفاده از “بیت المال” متهم شده و از آن به عنوان جریان “انحرافی”، “فاسد” وقدرت طلب یاد می‌شود. در همین رابطه است که اسناد جدیدی از سوء استفاده‌های کلان مالی عناصر دولتی و نزدیکان احمدی‌نژاد انتشار یافته است. این اسناد اگر چه تنها بخشی از سندهای موجود در مورد دزدی‌ها و سوءاستفاده مقامات دولتی است که انتشار علنی یافته است، با این وجود همین اسناد نیز، عمق فساد دولتی و تبهکاری اقتصادی مقامات و مسئولین دولتی را که با استفاده از موقعیت و نفوذ خود، ده‌ها میلیارد تومان از ثروت‌های جامعه را مفت و مجانی به جیب زده‌اند، برملا می‌سازد.

یکی از شگردهای راهزنانه و شناخته شده مقامات دولتی این است که با ایجاد و ثبت شرکت‌های خصوصی، پروژه‌های بزرگ مالی و اقتصادی را به همین شرکت‌هائی که خود تأسیس نموده‌اند واگذار می‌کنند و این شرکت‌ها نیز در اجرای اینگونه پروژه‌ها از حمایت‌ها و امتیازات گوناگون دولتی از جمله وام‌ها و کمک‌های مالی و امتیازت دیگری نظیر آن بهره‌مند می‌شوند و سودهای بسیار هنگفتی را به جیب می‌زنند. شرکت “سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران” (سمگا) که در سال ۸۸ توسط اطرافیان اسفندیار رحیم مشائی تاسیس گردید و به ثبت رسید، یکی از همین شرکت‌هاست که از حمایت‌های ویژه دولت برخوردار بوده و توانسته است قراردادهای بسیار بزرگی را نصیب خود سازد. روال شکل‌گیری و تأسیس این شرکت نیز بدین گونه بوده است که یک مقام دولتی (جهان گیری) از یک سازمان دولتی (سازمان میراث فرهنگی و گردشگری) جدا می‌شود و شرکت خصوصی “سمگا” را تأسیس می‌کند.

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

سیاست های امپریالیستی ومواضع باراک اوباما

باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده ی آمریکا روز ۲۹ اردیبهشت (۱۹ مه) سخنانی را در رابطه با خاورمیانه و آفریقای شمالی و تحولات این مناطق از جهان ایراد کرد. وی در این سخنان به ایران هم اشاره نمود و گفت که آن چه در تونس و مصر و برخی دیگر از کشورهای عرب خاورمیانه اتفاق افتاد با تظاهرات مسالمت آمیز مردم ایران آغاز شد. در پایان وی به مسئله فلسطین و صلح با اسرائیل نیز پرداخت.

باراک اوباما و جناحی از بورژوازی امپریالیستی که وی نمایندگی اش را اکنون در رأس ایالات متحده بر عهده دارد زمانی موفق شدند جناح دیگر را در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا کنار بزنند که سیاست های آن به رهبری جرج بوش به ویژه در صحنه ی بین المللی، از جنگ در افغانستان و عراق گرفته تا کودتا در ونزوئلا یا حمایت بی چون و چرا از اسرائیل با شکست مواجه شده بودند. اوباما و جناحش بر چنین زمینه ای قدرت را به دست گرفتند. آنان دیگر نمی توانستند مانند جناح شکست خورده سخن بگویند و هر روز چهره ی امپریالیسم را در کریه ترین شکل و شمایلش به جهانیان نشان دهند. چنین بود که اوباما که شعار انتخاباتی اش “بله ما می توانیم” (تغییر ایجاد کنیم) بود، توانست با تغییر تاکتیک ها و لحن حتا جایزه ی صلح نوبل را نیز دریافت کند. گویی او که هنوز بر حضور نیروهای نظامی آمریکایی در افغانستان پای می فشارد و خروج از باتلاق عراق را زمان بندی کرده است بیش از دیگران مستحق چنین جایزه ای بود!

به هر حال اکنون با توجه به بالا رفتن سطح آگاهی مردم در اکثر نقاط گیتی، امپریالیست ها و نمایندگانشان نمی توانند مانند صد یا پنجاه سال پیش سخن بگویند. زمانی که انگلستان مهار مصر را در سال ۱۹۵۶ از کف داد، نخست وزیر وقت آن که آنتونی ادن نام داشت در مورد جمال عبدالناصر، رهبر آن تحولات چنین گفت:”امیدوارم که وی نابود شود یا به قتل برسد. برای من اصلاً مهم نیست که پس از مرگ وی هرج و مرج بر مصر حاکم گردد.” ادن جای وینستون چرچیل را گرفت که پیش از وی نخست وزیر انگلستان بود. چرچیل نیز در رابطه با بیداری مصریان و مردم کشورهای عربی در سال ۱۹۵۱ چنین گفته بود:”این عرب های بی شرم باید دوباره به جوی های کنار خیابان انداخته شوند.”

۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه

افزوده‌های جدید به لیست تخلفات

در جمهوری اسلامی که یک رژیم استبدادی‌ست، سوء استفاده‌های مالی و سیاسی، زد و بند، دزدی، پارتی‌بازی و انواع و اقسام خلاف‌کاری‌ها، یک امر رایج و مرسوم است. از آن‌جایی که در این دستگاه حکومتی، باندها و دسته‌بندی‌های متعددی وجود دارد، هر یک از آن‌ها پرونده‌های فراوانی از گروه‌های دیگر را در اختیار دارد که از آن می‌تواند برای تسویه حساب‌های سیاسی بهره‌گیری کند.

اکنون چندین هفته است که تسویه حساب با دسته‌بندی وابسته به احمدی‌نژاد آغاز شده است. برخی از وابستگان به این گروه، هم اکنون به اتهامات متعدد از سوء استفاده مالی گرفته تا جن‌گیری و جاسوسی، دستگیر و روانه زندان شده‌اند. پرونده‌های تعداد دیگری از آن‌ها، یکی پس از دیگری برملا می‌شود. در این هفته، معاون اجرایی احمدی‌نژاد، بقایی، زیر فشار برای کناره‌گیری قرار گرفته بود.

سایت‌های متعدد وابسته به جمهوری اسلامی گزارش کردند که وی “به دلیل تخلفات عدیده” به ۴ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شده و حضور وی در دولت غیر قانونی‌ست. در مورد محتوای این تخلفات اخبار متناقضی انتشار یافته، اما خود وی در یک نشست خبری با خبرنگاران گفت: “این حکم برای تخلف، جرم، جنایت و سوء استفاده مالی نیست. یک حکم اداری‌ست، درباره خروج آثار از ثبت آثار تاریخی ملی است.” وی در عین حال افزود: این حکم متعلق به ۶ ماه پیش است و نسبت به آن اعتراض کرده‌ام. هر چه هست، این اول ماجراست. از هم اکنون سایت عماریون از گروه‌های حزب‌اللهی وابسته به وزارت اطلاعات، لیستی از سوء استفاده‌های مالی وی را در مورد هزینه ۵۷ میلیون تومانی سفر نوروزی به هندوستان، واگذاری رستوران‌های ایجاد شده در نتیجه‌ی تغییر اماکن میراث، به افراد خاص از آشنایان، صدور مجوز آژانس‌های جهانگردی به افراد خاص، تأسیس شرکت‌هایی با عناوین مختلف، به منظور عقد قراردادهای سازمان میراث فرهنگی و گردش‌گری، بدون انجام مناقصه و غیره را به عنوان ضمیمه خبر، انتشار داده است و افزوده است “در صدد فرصت و حجتی‌ است که دلایل اخراج نامبرده از وزارت اطلاعات و صدا و سیما را منتشر کند.”

۱۳۹۰ خرداد ۳, سه‌شنبه

هذیان‌گویی احمدی‌نژاد: ایران تنها کشوری‌ست که هیچ خانوار گرسنه‌ای در آن نیست

سرمنشأ تمام معضلات اجتماعی و مصایب کنونی بشریت، نظام سرمایه‌داری‌ست که گروهی سرمایه‌دار انگل و مفت‌خور را بر سرنوشت و مقدرات انسان‌ها حاکم کرده و تلاش بشریت را برای غلبه بر این معضلات و پیشرفت تاریخی سد کرده است.

بحران اقتصادی، بیکاری، فقر، گرسنگی، تبعیض، نابرابری، ستم و استثمار، شکاف عمیق فقر و ثروت در درون هر جامعه و در مقیاس جهانی، همه ذاتی نظمی هستند که بنیادش بر طبقات کارگر و سرمایه‌دار قرار گرفته است. همین نظم است که امروز، با بحرانی جهانی روبروست و ورشکستگی خود را در انظار عموم زحمتکشان سراسر جهان به نمایش گذاشته است. تضادها و تناقضات لاینحل این نظام به درجه‌ای رشد کرده است که هر تلاش طبقه حاکم سرمایه‌دار برای تخفیف آن‌ها مدام با شکست پایان یافته است.

فجایعی که این نظم در ایران به بار آورده است، حد و مرز ندارد. با این وجود، از آن‌جایی که در این‌جا، جمهوری اسلامی، عرصه‌ی حاکمیت خداست، به همان میزان که فجایع سرمایه‌داری در این کشور عظیم‌ترند، راه حل آن‌ها نیز چنان سهل و ساده است که با یک سخنرانی و یا گفتگوی رسانه‌ای نیز حل شده و پایان یافته‌اند.

احمدی‌نژاد که همان‌گونه که همگان آگاهند از این امتیاز و ویژگی منحصر به فرد در درون جمهوری اسلامی برخوردار است که امام زمان با او رابطه‌ی نزدیک و صمیمی دارد و هر روز به شکل شبحی نورانی بر او ظاهر شده و وی را همراهی می‌کند، و علاوه بر این بر طبق گزارشات رسمی که اخیراً انتشار یافته با اجنه و ارواح نیز سر و سّری دارد، در این هفته بر صفحه‌ی تلویزیون ظاهر شد تا دستور دهد که تمام معضلات اجتماعی سریعاً محو و نابود شوند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

خبر انتقال زندانیان زن گوهردشت کرج به زندان قرچک ورامین، گزارشات منتشر شده از وضعیت ضد انسانی حاکم بر زندان کارون اهواز، گسترش پدیده تجاوز به زندانیان جوان و پخش مواد مخدر در میان محکومین جرایم عادی، کشتار زندانیان قزلحصار در ٢٤ اسفند ٨٩، اعتصاب غذای زندانیان سیاسی گوهر دشت کرج در اعتراض به وضعیت نامناسب زندان و نیز انتشار ده ها خبر دیگر مبنی بر شرایط ضد انسانی حاکم بر زندان های جمهوری اسلامی، یک بار دیگر موضوع زندان و نگرانی از سرنوشت زندانیان را به بحث روز جامعه تبدیل کرده است.

زندان یکی از آشکارترین نمادهای جور و ستم در نظام های طبقاتی است. اگرچه نظام های استبدادی از زندان به عنوان یکی از ابزار های متعارف سرکوب توده ها سود می برند، اما، این نماد سرکوب و به بند کشیدن انسان ها، در حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ابعاد فاجعه باری به خود گرفته است. اعمال شکنجه، تجاوز، عدم امنیت و کشتار زندانیان در زندان های جمهوری اسلامی، آنچنان وسیع و گسترده است که از این منظر، قابل قیاس با هیچ یک از نظام های استبدادی حاکم بر دیگر کشورهای جهان نیست.

بیش از سه دهه است که توده های مردم ایران، زیر سیطره رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. این رژیم که بر بستر ارتجاع دینی حاکمیت یافت، از همان روزهای نخست قدرت گیری، به سیاست سرکوب و اعمال خشونت عریان در جامعه روی آورد. نظام سیاسی حاکم بر ایران به دلیل خصلت دینی اش، در مقابل مطالبات اولیه فردی و اجتماعی توده های مردم ایران قرار گرفت. کارگران، زنان، جوانان، دانشجویان، نویسندگان و دیگر اقشار جامعه که برای کسب آزادی، برابری، رهایی زندانیان سیاسی و تحقق یک زندگی انسانی به انقلاب روی آوردند، پس از سرنگونی نظام دیکتاتوری و سلطنتی حاکم بر ایران، با هیولایی به نام جمهوری اسلامی مواجه شدند. نظامی که نه تنها به هیچ یک از مطالبات آزادی خواهانه و برابری طلبانه توده های مردم ایران وقعی نگذاشت، بلکه به دلیل تناقض آشکار ارتجاع دینی اش با مجموعه آزادی های فردی و اجتماعی، از همان فردای قیام ٢٢ بهمن ٥٧، کشتار و سرکوب عریان توده های مردم ایران را در راس برنامه های خود قرار داد.