۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

اجلاس استانبول هم با شکست پایان یافت

گویا این یک روند عادی شده است که نمایندگان قدرت‌های جهانی موسوم به ۵ به اضافه ۱، هر چند وقت یک بار به اتفاق نمایندگان جمهوری اسلامی ضیافتی برپا کنند، گپی بزنند و جلو دوربین‌ها عکسی از آن‌ها گرفته شود و بعد پی کار خودشان بروند. بهانه و توجیه آن هم مذاکرات برای حل و فصل مسایل مورد اختلاف طرفین است.

این بار میزبان آن‌ها ترکیه بود و محل اجلاس‌شان استانبول. دو روز گپ زدند و خبرگزاری‌ها، حدس و گمان‌های خود را از آن‌چه که در پشت پرده‌ی اجلاس می‌گذرد، انتشار دادند. سرانجام روز شنبه‌ی این هفته ضیافت به پایان رسید و آشکار شد که مذاکراتی در کار نبود. گپی زده شد و به خیر و خوشی، اوضاع به روال گذشته ادامه یافت.

خبرنگاران که دیدند باز هم آن‌ها با دست خالی از اجلاس خارج شده‌اند، در مصاحبه‌های خود، اصرار، پشت اصرار که از زبان آن‌ها کلمه‌ی شکست را بشنوند. اما بالاخره آن‌چه که دستگیرشان شده، نه شکست، بلکه بدون نتیجه ماندن مذاکرات، مأیوس‌کنندگی آن و اعلام آمادگی طرفین بر ادامه‌ی مذاکرات در ضیافت بعدی بود که عجالتاً تاریخی برای آن تعیین نشده است.

کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا مذاکرات را نومیدکننده نامید و گفت برای اجلاس بعدی هم برنامه‌ریزی نکرده‌ایم، اما اگر ایران بخواهد مذاکرات ادامه پیدا کند. ما هم مایل به ادامه‌ی گفتگو هستیم. نماینده‌ی جمهوری اسلامی نیز در جا آمادگی ایران را برای ادامه‌ی گفتگو اعلام نمود. جمهوری اسلامی‌ آن‌قدر حاضر به ادامه‌ی گفتگو هست تا وقتی که کاترین اشتون خسته شود.

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

سران قوای رژیم، یکدیگر را به قانون‌شکنی متهم می‌کنند

تضادها و اختلافات درونی هیئت حاکمه که بازتاب بحران همه جانبه‌ی جمهوری اسلامی‌ست، به یک معضل لاینحل طبقه حاکم بر ایران تبدیل شده است. باندهای درونی هیئت حاکمه هر چه تلاش می‌کنند روابط درونی‌شان را ظاهراً آرام جلوه دهند، کارساز نمی‌افتد. اختلاف میان مجلس و دولت بر سر مدیریت بانک مرکزی که با عقب‌نشینی مجلسیان از تصمیم پیشین‌شان به نفع احمدی‌نژاد حل شده بود، با مخالفت شورای نگهبان رژیم بر سر این که مجلس هم در تأیید رئیس کل بانک مرکزی نقشی داشته باشد، به اختلاف وسیع‌تری در میان نهادهای حکومتی و باندهای درونی آن انجامید. مجلس، مصوبه را به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داد که حساب احمدی‌نژاد را برسد. مجمع هم از اختیارات احمدی‌نژاد بیش از آن‌چه که در مجلس تصویب شده بود کاست و در مصوبه خود، سران مجلس و قوه قضاییه را در مجمع عمومی بانک مرکزی جای داد و نزاع دولت و مجلس را نیز بر سر صندوق موسوم به توسعه‌ی ملی یا همان صندوق ذخیره ارزی به نفع مجلس حل کرد.

احمدی‌نژاد که کلاً مخالف هر گونه دخالت و حتا نظارت‌های صوری ارگان‌های دیگر، در مؤسسات مالی و پولی‌ست، از این تصمیم برافروخته شد. روز دوشنبه‌ی این هفته‌ نامه‌ای برای تک تک نمایندگان مجلس ارسال نمود و سپس آن را علناً انتشار داد. در این نامه، احمدی‌نژاد، مجمع تشخیص مصلحت نظام را که متشکل از سران نهادها و ارگان‌های رژیم، به علاوه‌ی گروهی دیگر از منتخبان خامنه‌ای‌ست، به قانون‌شکنی متهم کرد.

۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

از جرقه حریق برخاست – کار، نان، آزادی، محرک قیام بود

بحران اقتصادی جهان سرمایه‌داری همچون توفانی که همه چیز را در هم می‌کوبد، نظام سرمایه‌داری را در چنبره‌ی خود گرفته است. این بحران، موج وسیعی از اعتصابات و تظاهرات کارگران و زحمتکشان را در سراسر جهان در پی داشته است. قیام کارگران و زحمتکشان تونس حلقه دیگری از زنجیر به هم پیوسته‌ی این مبارزات است.

در ظاهر امر، در تونس آرامش برقرار بود. سرمایه‌داران جهان، ثبات اوضاع را در این کشور می‌ستودند. فوروم اقتصادی جهان و صندوق بین‌المللی پول، چند ماهی پیش از این، مدال طلای شاگرد اول موفق اجرای دستورالعمل‌های اقتصاد نئولیبرال در آفریقا را به طبقه‌ی سرمایه‌دار حاکم بر تونس اعطا کرده بودند.

هیئت اجرایی صندوق بین‌المللی پول در گزارش سپتامبر سال ۲۰۱۰ یعنی ۴ ماه قبل از آغاز قیام، با خرسندی اعلام نمود که تونس به خوبی از پس بحران جهانی برآمده است و این نشان‌دهنده‌ی مدیریت درست اقتصاد کلان و اصلاحات ساختاری در طول یک دهه‌ی گذشته است. مقامات تونسی سیاست‌های به موقع برای مقابله با بحران را اتخاذ نمودند. تولید ناخالص داخلی در ۲۰۰۹، رشدی بیش از ۳ درصد داشت. بخش مالی تحت تأثیر بحران جهانی قرار نگرفت. صندوق بین‌المللی پول، سپس چشم‌انداز سالی بهتر و پررونق‌تر را برای تونس در ۲۰۱۰ پیش‌بینی می‌کرد.

۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

مرگ کارتن خواب‌ها و راه‌حل دولت پلیسی

همه ساله با فرارسیدن معضل زمستان و سرما، گروهی از مردم فقیر، بی‌خانمان و معتاد که زندگی‌شان در خیابان‌ها و کوچه ها سپری می‌شود، در نتیجه‌ی سرما و یخ‌زدگی می‌میرند. آنگاه خبری از این مرگ و میرها در روزنامه‌ای درج می‌شود. بحث هزاران کارتن‌خواب، آن هم فقط در تهران به میان کشیده می‌شود و اقداماتی که گویا باید برای نجات آن‌ها از سرمای زمستان انجام بگیرد و نمی‌گیرد. سپس نهادهای دولتی و مقاماتی که ظاهرا مسئولیتی در این زمینه دارند، به اظهارنظر می‌پردازند و هر کدام مسئولیت را بر عهده‌ی دیگری قرار می‌دهد. کاری انجام نمی‌گیرد و گروهی از این انسان‌های موسوم به کارتن‌خواب می‌میرند، زمستان به پایان می‌رسد. کارتن خواب‌ها فراموش می‌شوند تا زمستانی دیگر.

امسال هم به روال سال‌های گذشته تاکنون تعدادی از این کارتن‌خواب‌ها با رسیدن اولین موج سرما جان خود را از دست داده‌اند. از مرگ این انسان‌های فقیر و بی‌خانمان در سراسر ایران هیچ‌گاه آماری انتشار نمی‌یابد. اگر هم آماری منتشر می‌شود فقط مختص تهران است.

در این هفته، مرکز تحقیقات پزشکی قانونی، ضمن اعلام این خبر که در ۹ ماهه‌ی امسال دو هزار و ۶۳۳ تن بر اثر سوء مصرف مواد مخدر فوت کرده‌اند، افزود: “هر ساله در فصل پایانی سال، کارتن‌خواب‌ها و بی‌خانمان‌هایی که در معرض سرمای شدید قرار می‌گیرند، دچار سرمازدگی و در برخی موارد با مرگ مواجه می‌شوند. در سال‌ جاری نیز بر اساس آمارهای پزشکی قانونی تعداد افراد فوت شده بر اثر سرمازدگی ۹ تن اعلام شده است.” وی ادعا کرد “نهادهای اجتماعی و حمایتی نظیر شهرداری و بهزیستی با پیش‌بینی امکانات و اقامتگاه‌های شبانه از بروز چنین حوادثی جلوگیری می‌کنند. شهروندان تهرانی در صورت مشاهده کارتن‌خواب‌ها با شماره‌های ۱۳۷ و ۱۲۳ تماس حاصل کنند.” اما تماس حاصل کنند که چه بشود؟

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

جمهوری اسلامی در هراس از انقلاب تونس

هر انقلابی که در جهان رخ می‌دهد، مرتجعین را در سراسر جهان دچار وحشت می‌کند. آن‌ها در همه جا ترس و اضطراب خود را نشان می‌دهند. انقلاب توده‌های زحمتکش تونس با شعار کار، نان، آزادی که به سرنگونی رژیم دیکتاتوری و فرار رئیس جمهور این کشور انجامید، برای ایجاد دگرگونی‌های اساسی ادامه دارد. این انقلاب، بیش از همه، رژیم‌های استبدادی و اسلامی خاورمیانه را در ترس و هراس فرو برده است. آن‌ها نگرانند که انقلاب توده‌های زحمتکش تونس به الگویی برای توده‌های فقیر، بیکار، گرسنه و محروم از آزادی در این کشورها تبدیل شود.

نگرانی جمهوری اسلامی از انقلاب مردم تونس، مضاعف است. از یک سو، این انقلاب علیه همان نظمی برپا گردید که در ایران نیز حاکم است. نظام سرمایه‌داری، سیاست اقتصادی نئولیبرال و دیکتاتوری عریان طبقه حاکم. از سوی دیگر هر پیروزی مردم تونس، ضربه‌ای‌ست به اسلام‌گرایی، گروهای مرتجع اسلام‌گرا و رژیم‌های اسلامی.

این نگرانی در این هفته، حتا در رسانه‌های تبلیغاتی رژیم کاملا مشهود بود. در حالی که در تمام جهان خبر نخست خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها به رویدادهای انقلابی تونس اختصاص داشت، در ایران خبر نخست و بحث اصلی رسانه‌های رژیم، مسابقات فوتبال و برنده شدن تیم ایران بود. همین ترس و نگرانی در سخنرانی این هفته‌ی احمدی‌نژاد در یزد نیز آشکار بود. او در مورد قیام مردم تونس گفت: “کار برای خدا و اخلاص را فراموش نکنید و ذره‌ای از قله احکام الهی و اسلام ناب و ارزش‌های ناب متعالی کوتاه نیایید. خواست مردم تونس برپایی مناسبات و احکام اسلام ناب محمدی است.” وی همچنین گفت: “شعارهای آزادی، صیانت از کرامت انسانی، حقوق بشر، چون برای خدا سر داده نمی‌شود، به بشریت صدمه وارد می‌آورد.

پس روشن است که نگرانی احمدی‌نژاد از چیست؟

ستمگری بی اندازه ی جمهوری اسلامی برضد مهاجران افغان

در خبرهای روزهای اخیر آمده بود که حدود چهارصد هزار کودک افغان ساکن ایران همچنان از تحصیل محروم هستند و به مدرسه نمی روند. هر چند آمار دقیقی از تعداد مهاجران افغان درایران در دست نیست، اما ظاهراً حدود صد هزار دانش آموز افغان در مدارس ایران به تحصیل مشغول اند، اگر جمع این دو، تعداد واقعی کودکان افغان که باید به مدرسه بروند باشد، نتیجتاً چهار پنجم کودکان افغان به علت سیاست های ستمگرانه و حتا نژادپرستانه ی جمهوری اسلامی از یکی از ابتدائی ترین حقوق خود که همانا آموزش باشد محروم شده اند. اما سیاست های ارتجاعی جمهوری اسلامی فقط مربوط به تحصیل کودکان نمی شود، بلکه دیگر سخت گیری های رژیم موجب ازهم پاشی خانواده ها، چه افغان و چه ایرانی – افغان و فجایع دیگر از قبیل کشته شدن مهاجران در مرزها و بی حقوقی مطلق صدها هزار کارگر افغان در ایران شده است.

مهاجرت انسان ها از نقطه ای به نقطه ی دیگر به قدمت تاریخ پیدایش انسان است، بر اساس اکتشافات علمی تاکنونی نخستین انسان ها یا انسان نماها در قاره ی آفریقا پدیدار شدند و سپس به دیگر نقاط جهان “مهاجرت” کردند. البته مهاجرت های اولیه انسان ها ده ها و گاهی صدها سال به درازا می کشیده است.

در سده های هجدهم و نوزدهم میلادی برخی از قدرت های استعمارگر همچون انگلستان، فرانسه و پرتغال و غیره با جا به جایی میلیون ها انسان برده از قاره ی آفریقا به قاره ی آمریکا به “مهاجرت” سیمایی اجباری و وحشیانه دادند. در این دوران نه فقط صدها هزار انسان در کشتی ها بر اثر ازدحام و به ویژه بیماری جان دادند، بلکه در کشورهای مقصد نیز به دلیل واداشته شدن به کارهای سخت در زمین های کشاورزی، معادن و بخش های ساخت و ساز و غیره، زیر فشار کار مردند.

۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

کارگران و ناگزیری تشدید مبارزه برای افزایش دستمزد

در نظام سرمایه‌داری حاکم بر ایران، اکنون چندین سال است که اواخر هر سال عده‌ای دور هم جمع می‌شوند و تحت عنوان “شورای عالی کار” برای تعیین میزان حداقل دستمزد کارگران در سال بعد، تصمیم می‌گیرند. اما چون همه آن‌ها، مستقیم و غیرمستقیم از منافع سرمایه‌داران دفاع می‌کنند، عاقبت قضیه، نه بهبود وضعیت دستمزدها و بهبود وضعیت معیشت کارگران، بلکه کاهش دستمزد واقعی کارگران، بدترشدن وضعیت معیشت کارگران و پدیدار شدن یک فاصله و شکاف بزرگ، میان هزینه‌های زندگی و درآمد کارگران و عمیق‌تر شدن مداوم این شکاف بوده است.

در تعیین میزان حداقل دستمزد، لااقل طبق معیارهای رسمی رژیم و قانون کار آن، دو نکته باید معیار باشد و مبنا قرار بگیرد، یکی میزان نرخ تورم است که از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود و دوم اینکه این حداقل دستمزد باید به اندازه‌ای باشد که زندگی یک خانوار ۵ نفره را تامین نماید.

روال تعیین میزان حداقل دستمزد اما در حکومت اسلامی هیچگاه چنین نبوده و بر این پایه تعیین نشده است. چرا که اولاً بانک مرکزی به جای نرخ تورم واقعی، ارقام بسیار کمتری را به عنوان نرخ تورم اعلام نموده است و گاه حتا همین ارقام اعلام شده هم نادیده گرفته شده و رقم‌های پائین‌تر مبنا قرار گرفته است و ثانیاً، طبقه حاکم و نمایندگان آن در شورای عالی کار هیچگاه این موضوع را در نظر نگرفته‌اند که هزینه‌های زندگی یک خانوار پنج نفره کارگری برای تامین خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش، بهداشت و امثال آن چقدر است که برآن پایه، میزان حداقل دستمزد را تعیین کنند.