۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

فرمول انقراض یک ملت چیست؟

عصرایران ؛ جعفر محمدی – تقریباً از اواسط دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد ، موضوع ازدیاد جمعیت ایران ، به یکی از شاه بیت های سخنان وی تبدیل شده است و ایشان در مناسبت های مختلف ، فرصت را غنمیت می شمارد و بر لزوم افزایش جمعیت ایران و کافی نبودن دو بچه تاکید می کند. حتی در یکی دو مورد نیز آقای احمدی نژاد استان شدن برخی مناطق را منوط به تولید مثل و افزایش جمعیت کرد.

آخرین مورد از این سخنان نیز به سفر استانی دولت به کرج مربوط می شود ؛ خبر ایلنا را بخوانید:

رئیس‌جمهور در ادامه سخنان خود ضمن انتقاد از شعار دو بچه کافی است اظهار کرد: این شعار فرمول انقراض یک ملت است نه بقای آن. بسیاری از نخبگان و دانشمندان از خانواده‌های پرجمعیت بوده و همین امر موجب رشد آنها شده است.

وی ادامه داد: زمانی که خانواده‌ای شش فرزند دارد باعث کلنجار رفتن آنها و رشد استعدادهایشان می‌شود. اما اینکه گفته می‌شود فرزندان زیاد را نمی‌توان به خوبی تربیت کرد حرف صحیحی نیست چرا که مهم‌ترین وظیفه خانواده تربیت نسل آینده است.

رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه تعداد فرزند زیاد در خانواده موجب رشد نخبگی فرزند می‌شود، تصریح کرد: حالا نمی‌گویم که خانواده‌ها پنج، شش فرزند داشته باشند اما زمانی که حرف از الگوی اسلامی ـ ایرانی می‌آید باید تمام جوانب و تصمیم‌گیری‌ها را تحت تاثیر خود قرار بدهد و الا دیگران برای ما تصمیم گرفته و به خورد ما می‌دهند.

در باب سخنان رئیس جمهور نکاتی چند حائز اهمیت است:

۱ – ایشان فرموده اند که شعار دو بچه کافی است ، فرمول انقراض یک ملت است. اگر چنین باشد ، باید ملت چین که قانون تک فرزندی در کشورشان حاکم است ، رو به انقراض برود ولی می بینیم که این کشور ، همچنان رو به صعود است و قله های پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح می کند و پیش می تازد. در مقابل ، بسیاری از کشورهای آفریقایی ، از بس که نرخ زاد و ولدشان زیاد است ، در سیر کردن شکم مردمشان با حداقل تغذیه نیز مانده اند.

بنابراین ، نمی توان انقراض یا عدم انقراض یک ملت را به شعار دو بچه کافی است ، ربط داد. فرمول انقراض یک ملت ، شعار کفایت دو بچه نیست ، بلکه سوء مدیریت ها ، بی تدبیری ها ، هدر دادن سرمایه های ملی ، فراری دادن مغزهای متفکر ، تحدید آزادی های مشروع ، حذف نخبگان و تکریم کوته اندیشان ، سپردن کارهای بزرگ به انسان های کوچک ، برتری دادن مسائل فرعی بر امور اصلی و … هستند که روی هم رفته فرمول انقراض و انحطاط یک ملت را رقم می زنند و می توانند حتی تمدنی پرشکوه را به جامعه ای منحط و رو به زوال تبدیل کنند.

یک ملت وقتی رو به انقراض می رود که حتی هوایی که تنفس می کند ، آکنده از سرب و مونواکسید کربن و ذرات معلق و هزار ماده سمی دیگر باشد ، آب آلوده بخورد ، در میان امواج پارازیت های ماهواره ای روزگار بگذراند ، غذایش برنج های آلوده وارداتی گوشت های هورمونی باشد و از شادی های متعارف بی نصیب!
انقراض یک ملت زمانی رخ می دهد که سرزمین اش ، پر شود از دروغ و ریا و تملق و بداخلاقی.
این ها فرمول های انقراض یک ملت اند نه تعداد زایش هایی که زنان دارند.

۲ – منابع موجود ، به زحمت کفاف جمعیت کنونی را می دهد. همین که دولتمردان از مردم خواهش می کنند که در راستای همکاری با طرح هدفمندی ، حتی المقدور از گرفتن یارانه ها خودداری کنند تا منابع باقی مانده بین کسانی که نیاز بیشتری دارند توزیع شود ، نشان از کمبود منابع دارد.
همین آب را در نظر بگیرید که تن و بدن مدیران وزارت نیرو می لرزد وقتی یک سال ، باران کمتری می بارد! همین الان که شما در حال خواندن این مطلب هستید ، در خوزستان ، بسیاری از مردم در تامین آب آشامیدنی سالم ، مشکل دارند و در قم ، هنوز آب شور مردم را می آزارد و اگر خدا رحمی نیاورد و بارانی نبارد ، سال آینده در تهران نیز باید منتظر جیره بندی آب باشیم.

امروز با جمعیت ۷۵ میلیونی ، شاهد میلیون ها متقاضی مسکن هستیم و سالانه باید یک میلیون واحد مسکونی احداث شود تا به نقطه برابری عرضه و تقاضا برسیم ؛ حال اگر به جای ۷۵ میلیون جمعیت کنونی ، ۱۰۰ یا ۱۵۰ میلیون نفر بودیم چه حال و روزی داشتیم؟ و همچنین است در مسائل دیگری مانند بهداشت ، درمان ، آموزش ، اشتغال ، تغذیه و … .

مگر خود آقای احمدی نژاد نگفت که در سفرهای استانی کودکی دیده که حتی لباسی برای پوشیدن نداشته و کسانی را دیده که ۲۵ سال است میوه نخورده اند. آیا منطق حکم نمی کند ابتدا لباس و غذای همین جمعیت کنونی تامین شود و بعد اگر منابعی ماند ، به فکر نان خورهای جدید افتاد؟

۳ – این که جناب رئیس جمهور فرموده اند زمانی که خانواده‌ای شش فرزند دارد باعث کلنجار رفتن آنها و رشد استعدادهایشان می‌شود و تعداد فرزند زیاد در خانواده موجب رشد نخبگی فرزند می‌شود، مبنای علمی و حتی تجربی ندارد . ای بسا از یک خانواده پرجمعیت ، فرزندانی فاضل و دانشمند بیرون بیایند و از خانواده پرجمعیت دیگر ، مشتی دزد و معتاد و کلاهبردار تحویل جامعه شوند. همه این ها بستگی دارد به نوع تربیت و کاملاً هم مشخص است که در جامعه امروزی ما ، به ویژه در شهرها ، هر چه تعداد فرزندان کمتر باشد ، فرصت والدین و منابع مالی خانواده ، به نحو بهتری پاسخگوی نیازهای تربیتی فرزندان است.

۴ – هشدار جدی که در این باب مطرح است این که تمام تلاش های سالیان گذشته برای کنترل جمعیت و فرهنگ سازی در این خصوص ، با ترویج جمعیت گرایی در حال هدر روی است و اقداماتی مانند حذف درس تنظیم خانواده از دانشگاه ها ، برداشتن سقف تعداد افراد خانواده در اختصاص یارانه های نقدی و تبلیغ زاد و ولد حداکثری به عنوان یک ارزش اجتماعی در همین راستا ارزیابی می شود.

نکته اینجاست که افزایش زاد و ولد در این سال ها ، منجر به مشکلاتی از قبیل رشد تقاضای اشتغال و مسکن در سالیان آتی می شود و بدین سان ، ایرانیان ۲۰ سال دیگر و مسوولان وقت کشور در آن مقطع ، باید با مشکلاتی دست و پنجه نرم کنند که پیشینیان برایشان تدارک دیده اند.
البته یک نکته را هم نباید از یاد برد و آن این که عموم مردم ، با فرهنگ تنظیم خانواده آشنا هستند و در تصمیم گیری برای خانواده خود ، واقعیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را در نظر می گیرند نه سخنرانی ها را !

بنقل از سایت دفترها

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر