کشمکش و اختلاف میان جناحها و باندهای حکومتی بار دیگر تشدید گشته است. یک سرِ این اختلاف، ائتلاف روحانی رفسنجانیست که از حمایت کامل گروههای موسوم به اصلاحطلب، انسجام نسبی و حمایتهای بینالمللی برخوردار است و سرِ دیگر آن طیفی از گروههای پراکندهی موسوم یا منتسب به اصولگرایان است که فاقد انسجام درونیاند. کشمکش و اختلاف میان اینها در لحظه حاضر، قبل از هر چیز در زمینه سیاست خارجی بهویژه در مورد مذاکره با آمریکا و مساله هستهای تبلور یافته است. در حالیکه جناح روحانی – رفسنجانی، در اساس از ایجاد رابطه با آمریکا، عقبنشینی کامل از مواضع “ضد آمریکایی” رژیم در گذشته، تغییر استراتژی در این زمینه و عادیسازی مناسبات فیمابین تا حد بازگشت به دوران پیش از انقلاب – ولو با تغییراتی در این زمینه – دفاع میکند و آن را وسیله برون رفت نظام از معضلات متعدد اقتصادی و مالی، راه نجات آن، و به سود خویش میبیند، جناح رقیب اما با این نگرش مخالف است و تندروترین گروههای وابسته به این جناح که در عین حال از لحاظ مواضع سیاسی، از بقیه به خامنهای نزدیکتر هستند، موضوع مذاکره با آمریکا را حداکثر یک عقبنشینی تاکتیکی، در حد دادوستد امتیازات به منظور استحکام و تقویت مواضع استراتژیکی رژیم میدانند.
۱۳۹۲ آذر ۲۸, پنجشنبه
۱۳۹۲ آذر ۴, دوشنبه
محدودیتها و موانع دولت روحانی در توافقات هستهای
اگرچه کشاکش حکومت اسلامی با قدرتهای بزرگ جهان سرمایهداری بر سر مسایل هستهای – بویژه پس از آغاز تحریمهای بینالمللی – یکی از دلمشغولیهای مهم سران حکومت بوده است، اما با آغاز دوران ریاستجمهوری روحانی بهشدت بر اهمیت آن افزوده گردید.
شعارهای روحانی در جریان انتخابات ریاستجمهوری و گرهزدن رفع مشکلات اقتصادی به این بحران، و تاثیری که کاهش بحران در سیاست خارجی میتواند بر تثبیت و یا تقویت موقعیت جناح روحانی – رفسنجانی در درون حاکمیت در لحظهی کنونی و آینده بگذارد، از جمله عواملی هستند که مذاکرات هستهای ایران با گروه ۵ بعلاوه یک را بیش از هر زمان دیگر زیر ذرهبین برده و واکنشهای متعددی را از سوی جناحهای گوناگون بورژوازی حاکم بر ایران بههمراه آورده است. تضادهایی که بر سر این مورد و پس از تعارفهای اولیهی بعد از انتخابات، هم اکنون سر باز کردهاند، آنقدر عمیق هستند که خامنهای رهبر حکومت اسلامی را نیز در همین مدت کوتاه مجبور به چندین واکنش کرده است.
هماکنون دو دیدگاه اصلی در درون حکومت اسلامی بر سر مذاکرات هستهای وجود دارد، دیدگاههایی که هر کدام ریشه در منافع گروه خاصی از بورژوازی ایران داشته و هر کدام از این دیدگاهها نمایندگی آن را بردوش میکشند.
برچسبها:
انتخابات,
حکومت اسلامی,
روحانی,
مذاکرات هستهای
۱۳۹۲ آبان ۱۰, جمعه
تضاد لاینحل ساختار جمهوری اسلامی
اگر در طول سالهای گذشته، هرگاه که یک جناح از نمایندگان سیاسی طبقه حاکم بر ایران در راس دستگاه اجرائی جمهوری اسلامی قرار میگرفت، میبایستی گاه چند سالی بگذرد تا تضادهای درونی هیات حاکمه به یک نزاع علنی و پردامنه بیانجامد، با به قدرت رسیدن روحانی، تنها گذشت چند روزی کافی بود تا جمهوری اسلامی بار دیگر این تناقض لاینحل درونی خود را برملا سازد.
منازعه و کشمکش جناحها و فراکسیونهای طبقه حاکم، در طول نزدیک به سه ماهی که از تشکیل کابینه جدید میگذرد، یک لحظه متوقف نشده است. در طول تمام این مدت، هر گروه و دستهای در تلاش بوده است تا جائی که در قدرت دارد، سیاستهای گروه رقیب را خنثا و چنانچه بتواند آنها را به شکست بکشاند.
در حالی که روحانی با حمایت گروههای وابسته به رفسنجانی و جریان موسوم به اصلاحطلب، حتا فراکسیون اکثریت مجلس و تایید گاه آشکار و گاه ضمنی خامنهای در تلاش است مناسبات بینالمللی جمهوری اسلامی را بهبود بخشد تا با لغو تحریمها و حمایت قدرتهای امپریالیست، رژیم را از بحران اقتصادی و مالی وخیمی که درگیر آن است، نجات دهد، گروههای دیگری از هیات حاکمه که پشت سر آنها دستگاههای قدرتمند نظامی و امنیتی و لااقل بخشی از سران دستگاه روحانیت قرار دارند، مستقیم و غیرمستقیم به مخالفت و کارشکنی با این سیاست برخاستهاند. در همین چند روز اخیر، در حالی که گروهی از هیات حاکمه برای تحقق سیاست آشتی با دولت آمریکا خواهان برچیده شدن شعار مرگ بر آمریکا از تبلیغات دولتی شده است، گروهی دیگر، طبل مخالفت با آمریکا را بیشتر به صدا درآورده است. گروهی بیلبوردهای تبلیغاتی ضد آمریکایی در تهران نصب میکند و گروه دیگر اقدام به برچیدن آنها مینماید. گروهی خواستار تعطیل مراسم سالروز اشغال سفارت آمریکاست، گروه دیگر در تدارک برگزاری گستردهتر این مراسم با راهپیمایی و تظاهرات ضد آمریکایی شده است. در حالی که روحانی برای بزک کردن چهره زشت و زنستیز جمهوری اسلامی وعدههای توخالی برای کاستن از دامنه فشار و سرکوب زنان سر میدهد، دستگاه پلیسی رژیم، سرکوب را تشدید کرده و فرمانده کل پلیس آن را سیاستی اعلام میکند که کسی قادر به تغییر آن نیست.
برچسبها:
تضاد لاینحل,
جمهوری اسلامی,
روحانی,
طبقه حاکم
۱۳۹۲ مهر ۲۵, پنجشنبه
اجلاس ژنو، نتایج و چشم انداز
در حالی که حسن روحانی سرنوشت سیاست های داخلیاش را به حل نزاع هستهای و بحرانهای بینالمللی جمهوری اسلامی گرده زده است، اجلاس نمایندگان جمهوری اسلامی و قدرتهای بزرگ چهانی پیرامون نزاع هستهای در روزهای ٢٣ و ٢۴ مهرماه در ژنو برگزار گردید. وزیر خارجه جمهوری اسلامی در آغاز این اجلاس طرح جدید رژیم را که ظاهرا متمایز از طرحهای پیشین است، با عنوان “پایانی بر یک بحران غیرضروری، آغازی برای افقهای جدید” ارائه داد. از محتوا و جزئیات این طرح هنوز چیزی به بیرون درز پیدا نکرده است و معاون وزیر خارجه اعلام نمود که “این طرح محرمانه است و محرمانه باقی خواهد ماند تا به توافق نهائی برسیم.” گرچه دیپلماسی سری، راه و رسم همیشگی دولتهای سرمایهداری در سیاست خارجی و بده و بستانهای مخفیانه به دور از چشم توده مردم بوده و هست، اما تاکید ویژه بر مخفی ماندن این طرح در تمام مراحل مذاکرات، قاعدتا باید حاوی مسائل جدیدی باشد که نفع جممهوری اسلامی در آشکار نشدن آنهاست. اظهار نظر نمایندگان دولتهای ذینفع در این مذاکرات که فضای اجلاس را مثبت و خوشبینی خود را از روند حل مسائل مورد اختلاف، گاه صریح و گاه با قید احتیاط اعلام کردهاند، همین واقعیت را بازتاب میدهد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از پایان مذاکرات ، با حضور در نشست خبری طرح جدید ایران را جامعترین طرحی توصیف کرد که تاکنون ارائه شده است. وی افزود: در این دور از مذاکرات به طرز بیسابقهای به جزئیات پرداخته شده است. در بیانیه مشترک نیز آمده است که این مذاکرات در تاریخ ۷ و ۸ نوامبر در ژنو ادامه مییابد.
۱۳۹۲ مهر ۱۱, پنجشنبه
آیا یخ روابط جمهوری اسلامی و آمریکا در حال آب شدن است؟
هیچگاه سفر روسای جمهور حکومت اسلامی به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، تا این اندازه انعکاس خبری نیافته بود. حتا سفر اول خاتمی با پیشنهاد گفتوگوی تمدنها و یا احمدینژاد با “هالهی نوری” که او را احاطه کرده بود، هرگز تا این اندازه در رسانههای جهانی و حتا ایرانی بازتاب پیدا نکردند. اگرچه در ظاهر این توجه، به سخنرانیها، مصاحبهها و دیدارها بهویژه دیدار ظریف با جان کری و گفتوگوی تلفنی روحانی و اوباما برمیگردد، اما علت اصلی، ریشه در وضعیتی دارد که این دیدارها و در یک کلام “سیاست خارجی دولت روحانی” را زیر ذرهبین رسانهها قرار داده است و آن از یکسو به وضعیتی برمیگردد که بر خاورمیانه حاکم شده (که حتا شیپور جنگ و مداخله مستقیم دولتهای امپریالیستی در جنگ داخلی سوریه به گوش رسید) و از سوی دیگر به بحرانهای داخلی جمهوری اسلامی ربط پیدا میکند. بحرانهایی بیسابقه که حسن روحانی راه اصلی گذر از آنها را بهبود روابط خارجی و رفع تحریمهای بینالمللی اعلام کرده است.
۱۳۹۲ شهریور ۲۹, جمعه
روحانی و رویکردش نسبت به اصلاح طلبان
حسن روحانی در واپسین روزهای پیش از انتخابات ٢۴ خرداد ٩٢، با به چالش کشیدن سیاست خارجی دولت احمدی نژاد و نیز دادن وعده هایی در مورد بهبود وضعیت معیشتی مردم، تغییر در رویکرد سیاست خارجی، حل بحران اتمی، کاهش و یا متوقف ساختن تحریم های بانکی و نفتی، باحمایت جناحهائی از بورژوازی ایران، “اپوزیسیون” رفرمیست جمهوری اسلامی و نیز تبلیغات وسیع رادیو- تلویزیونهائی از نمونه بی بی سی توانست نظر بخشی از توده های معترض جامعه را به سوی خود جلب نماید. با اتخاذ چنین رویکردی، روحانی بر رقبای خود پیشی گرفت و قادر شد به جای احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری بنشیند. از ٢۴ خرداد تا به امروز سه ماه گذشته است. طی این مدت دست کم آنهایی که با امید به تحقق شعارهایی که حسن روحانی در مناظره های تلویزیونی وعده اش را داده بود، در انتظار نشسته اند تا ببینند او نسبت به وعده های داده شده چه رویه و اقداماتی را در پیش گرفته و یا خواهد گرفت.
۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه
“بازنگری در سیاست خارجی” ادعای توخالی روحانی
هر تلاش هیئت حاکمه برای غلبه بر بنبستهایی که با آن روبهروست، به علت تضادهای درونی جمهوری اسلامی با موانع و بنبستهای جدیدی برخورد میکند.
شیوه برخورد به نزاع هستهای و نهاد تصمیمگیرنده آن در مذاکرات، به یک معضل جدید رژیم تبدیل شده است.
در دوران احمدینژاد بر سر شیوه برخورد جمهوری اسلامی به این نزاع و نهادی که ظاهرا تصمیمگیرنده آن بود، اختلاف قابلملاحظهای وجود نداشت. اکنون، اما با به قدرت رسیدن روحانی، نزاع هستهای به نزاع و مجادله درونی رژیم منجر شده است.
روحانی که میداند با ترکیب کنونی شورای امنیت ملی، قدرت تصمیمگیری و مانور بر سر این مسئله را در مذاکره با قدرتهای جهانی نخواهد داشت، برای پیشبرد سیاست خود در عرصه بینالمللی، در تلاش است، ابتکار عمل و تصمیمگیری در مورد نزاع هستهای را از دست شورای امنیت ملی درآورد و در دست خود متمرکز سازد. او به این استدلال متوسل شده است که مسائل مربوط به پرونده هستهای در زمره سیاستهای کلی رژیم نیست، بنابراین حل و فصل آن بر عهده اوست و باید به وزارت امور خارجه تحت امر وی واگذار گردد. اما اعضای شورای امنیت ملی رژیم که عمدتا متشکل از سران و فرماندهان ارگانها و نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی وابسته به گروههای رقیب است، با این انتقال مرکز تصمیمگیری به مخالفت برخاستهاند. از همینروست که هنوز نه توافقی بر سر نماینده جمهوری اسلامی در مذاکرات صورت گرفته و نه تاریخی برای از سر گیری این گفتگوها تعیین شده است.
روشن است که بالاخره، باندهای درونی رژیم ناگزیرند بر سر این نزاع درونیشان به نحوی به توافق برسند، اما همین اختلاف و نزاع نشانه آشکاری از لاینحل بودن معضلیست که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان میباشد. واقعیت قضیه این است که پرونده هستهای، گروگان نزاع جمهوری اسلامی با قدرتهای جهانی در مورد سیاست خارجیست. بنابراین نه میتواند مجزا از کل نزاع مرتبط با سیاست خارجی حل و فصل گردد و نه گروههای رقیب روحانی حاضرند قدرت تصمیمگیری بر سر این مسئله را از دست بدهند.
شیوه برخورد به نزاع هستهای و نهاد تصمیمگیرنده آن در مذاکرات، به یک معضل جدید رژیم تبدیل شده است.
در دوران احمدینژاد بر سر شیوه برخورد جمهوری اسلامی به این نزاع و نهادی که ظاهرا تصمیمگیرنده آن بود، اختلاف قابلملاحظهای وجود نداشت. اکنون، اما با به قدرت رسیدن روحانی، نزاع هستهای به نزاع و مجادله درونی رژیم منجر شده است.
روحانی که میداند با ترکیب کنونی شورای امنیت ملی، قدرت تصمیمگیری و مانور بر سر این مسئله را در مذاکره با قدرتهای جهانی نخواهد داشت، برای پیشبرد سیاست خود در عرصه بینالمللی، در تلاش است، ابتکار عمل و تصمیمگیری در مورد نزاع هستهای را از دست شورای امنیت ملی درآورد و در دست خود متمرکز سازد. او به این استدلال متوسل شده است که مسائل مربوط به پرونده هستهای در زمره سیاستهای کلی رژیم نیست، بنابراین حل و فصل آن بر عهده اوست و باید به وزارت امور خارجه تحت امر وی واگذار گردد. اما اعضای شورای امنیت ملی رژیم که عمدتا متشکل از سران و فرماندهان ارگانها و نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی وابسته به گروههای رقیب است، با این انتقال مرکز تصمیمگیری به مخالفت برخاستهاند. از همینروست که هنوز نه توافقی بر سر نماینده جمهوری اسلامی در مذاکرات صورت گرفته و نه تاریخی برای از سر گیری این گفتگوها تعیین شده است.
روشن است که بالاخره، باندهای درونی رژیم ناگزیرند بر سر این نزاع درونیشان به نحوی به توافق برسند، اما همین اختلاف و نزاع نشانه آشکاری از لاینحل بودن معضلیست که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان میباشد. واقعیت قضیه این است که پرونده هستهای، گروگان نزاع جمهوری اسلامی با قدرتهای جهانی در مورد سیاست خارجیست. بنابراین نه میتواند مجزا از کل نزاع مرتبط با سیاست خارجی حل و فصل گردد و نه گروههای رقیب روحانی حاضرند قدرت تصمیمگیری بر سر این مسئله را از دست بدهند.
برچسبها:
ادعای توخالی,
جمهوری اسلامی,
روحانی,
سیاست خارجی,
عرصه بینالمللی
۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سهشنبه
کابینه روحانی و سیاستهای آن
حسن روحانی رئیسجمهور رژیم حاکم بر ایران که همچون تمام پیشینیان خود، با ادعای بهبود اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زمام امور دستگاه اجرائی دولت دینی را برعهده گرفته است، روز یکشنبه ۱۳ مرداد، وزرای پیشنهادی خود را که ترکیبی از اصلیترین جناحها و گروهبندیهای سیاسی وابسته به جمهوری اسلامی بود به مجلس معرفی نمود.
روز ۲۴ مرداد، ۱۵ وزیر پیشنهادی وی رای اعتماد گرفتند و مجلس به ۳ وزیر پیشنهادی، وزرای آموزش و پرورش، علوم و ورزش و جوانان رای اعتماد نداد.
نتیجه رای به کابینه روحانی روشن ساخت که دستهبندیهای درونی هیات حاکمه بر سر چه مسائلی با یکدیگر اشتراک نظر و توافق عملی دارند، در کجا اختلاف روحانی با گروههای رقیب که در فراکسیونهای مجلس متشکلاند، به ویژه فراکسیونهای اصولگرا، آغاز میشود و بالاخره سیاستهای مشخص روحانی چه خواهد بود.
مهمترین عرصهای که جناحها و گروههای سیاسی وابسته به جمهوری اسلامی، بیشترین توافق را با یکدیگر دارند، عرصه اقتصادی است. همه معترفاند که اوضاع اقتصادی به آن درجه بحرانیست که موجودیت رژیم را تهدید میکند و بر سر ادامه سیاست اقتصادی نئولیبرال نظرشان واحد است.
روحانی به هنگام معرفی وزرای پیشنهادی خود در مجلس گفت: “همه میدانیم کشور در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی قرار دارد و فشارهای بینالمللی نیز بر مشکلات افزوده است. نقطه اصلی تمرکز این فشارها نیز بر اقتصاد قرار گرفته است” و اضافه کرد: “اقدامات ضروری ۶ ماهه اول شروع به کار دولت با این هدف انجام خواهد شد تا به برقراری ثبات و آرامش در اقتصاد کشور کمک کند”. وی در نطق خود قبل از رای گیری مجلس برای رای اعتماد، بار دیگر تاکید کرد که: “وضع فعلی کشور در همه زمینهها دشوار و پیچیده است. در عرصه اقتصاد با تورم بالا، نرخ سرمایهگذاری پایین، رکود بنگاههای تولید، نقدینگی بالا و دیگر مسائل اقتصادی مواجه هستیم”. کسی از درون اعضای فراکسیون های مجلس با این ارزیابی مخالفتی نداشت.
لذا وزرای اقتصادی وی، همه رای اعتماد گرفتند. حتا وزیر نفت که پروندههای فساد مالی دوران وزارت پیشیناش هنوز در دادگاههای بینالمللی و داخلی در جریان است و در مجلس نیز افشاگریهای جدیدی علیه وی صورت گرفت، توانست با حمایت فراکسیون اصولگرایان موسوم به رهروان ولایت، رای اعتماد بگیرد.
روز ۲۴ مرداد، ۱۵ وزیر پیشنهادی وی رای اعتماد گرفتند و مجلس به ۳ وزیر پیشنهادی، وزرای آموزش و پرورش، علوم و ورزش و جوانان رای اعتماد نداد.
نتیجه رای به کابینه روحانی روشن ساخت که دستهبندیهای درونی هیات حاکمه بر سر چه مسائلی با یکدیگر اشتراک نظر و توافق عملی دارند، در کجا اختلاف روحانی با گروههای رقیب که در فراکسیونهای مجلس متشکلاند، به ویژه فراکسیونهای اصولگرا، آغاز میشود و بالاخره سیاستهای مشخص روحانی چه خواهد بود.
مهمترین عرصهای که جناحها و گروههای سیاسی وابسته به جمهوری اسلامی، بیشترین توافق را با یکدیگر دارند، عرصه اقتصادی است. همه معترفاند که اوضاع اقتصادی به آن درجه بحرانیست که موجودیت رژیم را تهدید میکند و بر سر ادامه سیاست اقتصادی نئولیبرال نظرشان واحد است.
روحانی به هنگام معرفی وزرای پیشنهادی خود در مجلس گفت: “همه میدانیم کشور در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی قرار دارد و فشارهای بینالمللی نیز بر مشکلات افزوده است. نقطه اصلی تمرکز این فشارها نیز بر اقتصاد قرار گرفته است” و اضافه کرد: “اقدامات ضروری ۶ ماهه اول شروع به کار دولت با این هدف انجام خواهد شد تا به برقراری ثبات و آرامش در اقتصاد کشور کمک کند”. وی در نطق خود قبل از رای گیری مجلس برای رای اعتماد، بار دیگر تاکید کرد که: “وضع فعلی کشور در همه زمینهها دشوار و پیچیده است. در عرصه اقتصاد با تورم بالا، نرخ سرمایهگذاری پایین، رکود بنگاههای تولید، نقدینگی بالا و دیگر مسائل اقتصادی مواجه هستیم”. کسی از درون اعضای فراکسیون های مجلس با این ارزیابی مخالفتی نداشت.
لذا وزرای اقتصادی وی، همه رای اعتماد گرفتند. حتا وزیر نفت که پروندههای فساد مالی دوران وزارت پیشیناش هنوز در دادگاههای بینالمللی و داخلی در جریان است و در مجلس نیز افشاگریهای جدیدی علیه وی صورت گرفت، توانست با حمایت فراکسیون اصولگرایان موسوم به رهروان ولایت، رای اعتماد بگیرد.
برچسبها:
حسن روحانی,
دولت دینی,
رئیسجمهور,
کابینه روحانی
۱۳۹۲ مرداد ۱۱, جمعه
دولت روحانی، نوزادی که پیش از تولد، فلج بودن آن محرز است
این روزها بحث و اختلاف بر سر ترکیب و چینش کابینه روحانی و سیاستهای دولت آینده بالا گرفته است. طرفداران رفسنجانی و نیروهای موسوم به اصلاحطلب، سخت به تکاپو افتاده و لیستهایی از افراد مورد نظر خود را برای اشغال وزارتخانهها انتشار داده و در نشریات خود پیرامون وزرای روحانی به گمانهزنی میپردازند. پیدرپی جلسات “مشورتی” و “هماهنگی” برگزار میکنند و ضمن اظهار نظر در مورد مشکلاتی که “کشور” در هشت سال گذشته دچار آن گشته است، برخی سیاستهای دولت احمدینژاد را به نقد میکشند. از تجدیدنظر و تغییرات ضروری در این عرصهها سخن میگویند و آمدن روحانی را وسیله خروج از این مشکلات میدانند. آنها از “فضای عقلانی” که باید ایجاد شود، از “سیاستهای عقلانی” که باید اتخاذ گردد، از مدیریتها و جهتگیریهایی که باید عوض شود، از قوانینی که باید تغییر کند، از احیای نهادهای دوره اصلاحطلبان و بالاخره از “تعامل” با آمریکا و اروپا سخن میگویند. اینها، جناح مقابل را اقلیتی میدانند که بایستی خود را با خواستهای “اکثریت” که در “انتخاب” روحانی تجلی یافته است، هماهنگ سازند. طرفداران رفسنجانی و نیروهای اصلاحطلب، خود را آماده میکنند که در سایه “دولت تدبیر و امید” روحانی، “اقبال” بیشتری بدست آورند، فعالیت های خود را “وسعت” دهند و با اشغال پستهای مهم و پولساز، نقش فعالتری در “مدیریت” امور کشور ایفا کنند. در یک کلام، ائتلاف غیر رسمی که در جریان انتخابات ریاستجمهوری، میان باند رفسنجانی و گروهای موسوم به اصلاحطلب شکل گرفت و در حمایت از روحانی تبلور یافت و سرانجام پیروزی وی و “حماسه سیاسی” دلخواه خامنه ای را رقم زد، سهم خود را از قدرت و ثروت طلب میکند و از هم اکنون با باند خامنهای وارد کشمکش شده است.
از همان فردای “انتخاب” روحانی و تحقق “حماسه سیاسی”، چگونگی برخورد به انتظارات و مهار شرایطی که این “انتخاب” همراه خود آورده بود به مشغلهی ذهنی باند خامنهای تبدیل شد.
۱۳۹۲ تیر ۲۷, پنجشنبه
افشاگریهای اسنودن وگرایش روزافزون امپریالیسم به ارتجاع سیاسی
افشاگریهای ادوارد اسنودن در یک ماه اخیر پیرامون اقدامات پلیسی – جاسوسی دولت آمریکا و دولتهای اروپایی، علیه مردم این کشورها و سراسر جهان، بازتاب بینالمللی گستردهای داشت و پرتو نوینی بر سیاستهای داخلی و خارجی این دولتها در افکار عمومی مردم جهان افکند.
اسنودن پیمانکار فنی پیشین آژانس امنیت ملی آمریکا که قبل از آن نیز کارمند سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا (سیا) بوده است، در طول یک ماهی که از آمریکا متواری شده است، اسناد بسیار مهمی از برنامههای فوق سری تجسس و تعقیب و مراقبت الکترونیک مخفیانه بسیار گسترده دولت آمریکا را علیه مردم آمریکا و دیگر کشورهای جهان، در مطبوعات، به ویژه در روزنامه انگلیسی گاردین انتشار داده است.
مهم ترین این اسناد، در افشای برنامه پلیسی – جاسوسی دولت آمریکا موسوم به پریسم است که به لحاظ وسعت دامنه آن در هیچ کجای جهان نظیر نداشته است. برنامهای که پایههای آن را دولت بوش در سال ۲۰۰۱ گذاشت. کنگره آمریکا در سالهای بعد، موادی به آن الحاق نمود و اوباما به آن ابعادی فراتر از گذشته داد. در پی اقدامات تروریستی ۱۱ سپتامبر اسلامگرایان در آمریکا، در سال ۲۰۰۱ برنامه ضد تروریسم موسوم به پاتریوت به اجرا گذاشته شد که دست دولت آمریکا را در اقدامات سرکوبگرانه و جاسوسی به بهانه مبارزه با تروریسم کاملاً باز گذاشت. اما از آنجایی که مجوز دادگاه مراقبتهای جاسوسی خارجی آمریکا (فیسا) را نداشت و ظاهراً غیر قانونی بود، در سال ۲۰۰۷، از طریق قانون آمریکایی حمایت، برنامه پریسم عملی گردید. در سال ۲۰۰۸ کنگره آمریکا اصلاحاتی درآن به عمل آورد و شرکتهایی را که برای جمعآوری اطلاعات با سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا همکاری میکنند، از تعقیب قضایی مصون ساخت. این اصلاحات به سازمانهای پلیسی و جاسوسی آمریکا اجازه داد، بدون کسب مجوز تلفن، ای – میل و دیگر ارتباطات شهروندان آمریکایی را کنترل کنند. در سال ۲۰۱۲، کنگره آمریکا ادامه این برنامه را به مدت ۵ سال دیگر تمدید نمود.
برچسبها:
اسنودن,
افشاگری,
افکار عمومی,
دولت آمریکا
۱۳۹۲ تیر ۱۳, پنجشنبه
اعتدال کارساز نیست، چشمانداز، تشدید تضادها و بحرانهاست
رژیمهای سیاسی دیکتاتوری عریان هر آنچه رسواتر و بیاعتبارتر باشند، نیاز بیشتری به جنجالهای تبلیغاتی بر سر حمایت و پشتیبانی مردمی دارند.این ماجراییست که در جمهوری اسلامی همواره شاهد آن بودهایم. نمایش مضحکی که دستگاه استبدادی حاکم بر ایران بر آن نام انتخابات نهاده است، سرانجام در ۲۴ خرداد خاتمه یافت و حکومت اسلامی، مرتجعی دیگر از میان مقامات امنیتی خود را به نام حسن روحانی، به عنوان رئیس جمهور آتی دولت دینی اسلامگرا به مردم معرفی نمود. اما گویی تازه اصل ماجرا آغاز شده است. جار و جنجال تبلیغاتی رژیم و گروههای رنگارنگ وابسته به طبقه حاکم، “اصولگرا”، “اصلاحطلب”، “اعتدالگرا” و تمام جیرهخواران ریز و درشت هیئت حاکمه در مورد حمایت تودهای از نظام سیاسی حاکم، تمام آن چیزیست که همچنان ادامه دارد.
خامنهای که شعار امسال رژیماش را حماسه سیاسی و اقتصادی اعلام کرده بود، نمایش انتخاباتی را تحقق حماسه سیاسی نامید و آن را نه فقط دلیلی بر حمایت و پشتیبانی مردم از حکومت اسلامی معرفی نمود، بلکه ادعا کرد که مخالفین جمهوری اسلامی نیز “به نظام و انتخابات آن اعتماد دارند”. رفسنجانی مدعی شد که “ایران، دمکراتترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبههای نمیتوانند به آن وارد کنند”. خاتمی چاپلوسی در آستان خامنهای را به نهایت خود رساند و گفت: “حقاً و انصافاً باید از آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب که زمینه تحقق این حمانسه را فراهم نمودند، قدردانی کرد”. باندهای ریز و درست اصولگرا نیز چیزی از این بابت فروگذار نکردند. چپهای لیبرال هم پیروزی مقام امنیتی جمهوری اسلامی را به فال نیک گرفتند، اما با این تفاوت که آن را نه بزرگ مردم ایران به خامنهای نامیدند.
هدف رژیم هم از برپایی خیمهشببازی انتخاباتی چیزی جز این نبوده و نیست که از آن ابزاری تبلیغاتی به نفع خود بسازد و ادعا کند که اکثریت مردم ایران طرفداران جمهوری اسلامی هستند.
خامنهای که شعار امسال رژیماش را حماسه سیاسی و اقتصادی اعلام کرده بود، نمایش انتخاباتی را تحقق حماسه سیاسی نامید و آن را نه فقط دلیلی بر حمایت و پشتیبانی مردم از حکومت اسلامی معرفی نمود، بلکه ادعا کرد که مخالفین جمهوری اسلامی نیز “به نظام و انتخابات آن اعتماد دارند”. رفسنجانی مدعی شد که “ایران، دمکراتترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبههای نمیتوانند به آن وارد کنند”. خاتمی چاپلوسی در آستان خامنهای را به نهایت خود رساند و گفت: “حقاً و انصافاً باید از آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب که زمینه تحقق این حمانسه را فراهم نمودند، قدردانی کرد”. باندهای ریز و درست اصولگرا نیز چیزی از این بابت فروگذار نکردند. چپهای لیبرال هم پیروزی مقام امنیتی جمهوری اسلامی را به فال نیک گرفتند، اما با این تفاوت که آن را نه بزرگ مردم ایران به خامنهای نامیدند.
هدف رژیم هم از برپایی خیمهشببازی انتخاباتی چیزی جز این نبوده و نیست که از آن ابزاری تبلیغاتی به نفع خود بسازد و ادعا کند که اکثریت مردم ایران طرفداران جمهوری اسلامی هستند.
برچسبها:
اعتدال,
تشدید تضادها,
جمهوری اسلامی,
چشمانداز
۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه
از نمایش انتخاباتی تنها “مضحکهای” باقی مانده است
حذف رفسنجانی از دایرهی کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری، فردی که در دورههایی حتا بیش از خامنهای در حکومت اسلامی نقش داشته است، نه اقتدار حکومت اسلامی که نشانهی ناتوانی و ضعف مفرط حکومتیست که در بحرانهایی بیسابقه گرفتار آمده است. یکروز پیش از اعلام رسمی اسامی کاندیداهای “احراز صلاحیت شده” از سوی شورای نگهبان و در حالی که خبر رد صلاحیت رفسنجانی در میان حکومتیها پیچیده بود، علی مطهری نماینده مجلس گفت: “اگر هاشمی رد صلاحیت شود، اصل انقلاب و نظام زیر سوال میرود”. غلامعلی رجایی از اعضای سابق سپاه و از نزدیکان هاشمی نیز که یک روز پیش از اعلام صلاحیتها نوشته بود: “هاشمی شناسنامه انقلاب است و هیچ عاقلی مهر باطل به شناسنامه خود نمی زند”، روز بعد نوشت: ” به گمان من مهمترین خبرتلخ پس از ارتحال امام این خبر بود که با شگفتی دهان به دهان گشت: صلاحیت آیتالله هاشمی رفسنجانی برای شورای نگهبان احراز نشد!”.
وقتی افرادی هم چون مطهری و رجایی که پیوندهایی عمیق با نظام اسلامی دارند از زیر سوال رفتن حکومت و باطل شدن شناسنامهاش سخن میگویند، تنها میتوان بر پاره پاره شدن و عمق شکافهای درونی حکومتی انگشت گذاشت که غرق در بحران است و در نتیجهی بنبستی که به آن دچار شده، تنها یک راه، یعنی ادامهی سیاستهای کنونی، برایاش باقی مانده است. سیاستی که برپایهی سرکوب در داخل و تنش در سیاست خارجی استوار است و این سیاست را تنها کسی میتواند پیش ببرد که در هماهنگی کامل با خامنهای باشد. اما چرا رفسنجانی از نمایش انتخاباتی حذف گردید؟!
وقتی افرادی هم چون مطهری و رجایی که پیوندهایی عمیق با نظام اسلامی دارند از زیر سوال رفتن حکومت و باطل شدن شناسنامهاش سخن میگویند، تنها میتوان بر پاره پاره شدن و عمق شکافهای درونی حکومتی انگشت گذاشت که غرق در بحران است و در نتیجهی بنبستی که به آن دچار شده، تنها یک راه، یعنی ادامهی سیاستهای کنونی، برایاش باقی مانده است. سیاستی که برپایهی سرکوب در داخل و تنش در سیاست خارجی استوار است و این سیاست را تنها کسی میتواند پیش ببرد که در هماهنگی کامل با خامنهای باشد. اما چرا رفسنجانی از نمایش انتخاباتی حذف گردید؟!
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۷, جمعه
“انتخابات” چیزی را به نفع مردم تغییر نخواهد داد
پرده نخست نمایش انتخاباتی رژیم استبدادی جمهوری اسلامی با ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری پس از ۵ روز با صحنههایی خندهآور و تماشایی به پایان رسید. در آغاز، کلاه مخملیها، کفنپوشها، باجی خانمهای حزبالهی و دیگر اجزا و عناصر بیطبقهی وابسته به باندهای حکومت اسلامی در وزارت کشور حضور یافتند تا با قیافههای عجیب و غریب خود، توجه امت حزبالله را به “حماسه سیاسی” که در حال رخ دادن است، جلب کنند. در پی آن سرشناسترین جنایتکاران از قماش فلاحیان و پورمحمدی ظاهر شدند و سرانجام نوبت به رهبران سیاسی آنها، بازیگران اصلی صحنه رسید که در واپسین ساعات و دقایق آخرین روز، در حالی که جمعیتهایی “خودجوش” از هوراکشان آنها را همراهی کردند، وارد صحنه شدند و با ثبت نام، آمادگی خود را برای بر عهده گرفتن پست ریاست جمهوری اسلامی، اعلام نمودند.
ثبت نام به پایان رسید و اکنون نوبت شورای نگهبان است تا چند نفری را که قرار است، صاحب صلاحیت تشخیص دهد، در پرده دوم به جلو صحنه بفرستد.
با تمام صحنهسازیها و مقدمهچینیها چنین به نظر میرسد که باز هم مشکلی در اجرای این نمایشنامه بروز کرده است. کشمکشهای درونی باندهای وابسته به جمهوری اسلامی با وارد شدن هاشمی رفسنجانی به صحنه، یک بار دیگر از هم اکنون خیمهشببازی انتخاباتی رژیم را با معضلی جدید روبرو کرده است.
ثبت نام به پایان رسید و اکنون نوبت شورای نگهبان است تا چند نفری را که قرار است، صاحب صلاحیت تشخیص دهد، در پرده دوم به جلو صحنه بفرستد.
با تمام صحنهسازیها و مقدمهچینیها چنین به نظر میرسد که باز هم مشکلی در اجرای این نمایشنامه بروز کرده است. کشمکشهای درونی باندهای وابسته به جمهوری اسلامی با وارد شدن هاشمی رفسنجانی به صحنه، یک بار دیگر از هم اکنون خیمهشببازی انتخاباتی رژیم را با معضلی جدید روبرو کرده است.
برچسبها:
اصولگرا,
جمهوری اسلامی,
رفسنجانی,
شورای نگهبان,
نمایش انتخاباتی
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳, جمعه
“حماسه سیاسی” و فرار به جلوی احمدی نژاد
در حالیکه بیشتر از ۴۵ روز به برگزاری یازدهمین دوره “انتخابات” ریاست جمهوری در ۲۴ خرداد ۹۲ باقی نمانده است، اختلاف و کشمکش در میان مرتجعین و دو باند اصلی حکومتی یعنی باند خامنهای و دار و دسته احمدینژاد، بیش از پیش تشدید گشته و چگونگی برگزاری این مراسم نمایشی و جایگزینی احمدینژاد، به یکی از معضلات بزرگ رژیم تبدیل شده است. بهویژه آنکه احمدینژاد در ماههای پایانی دورۀ ریاست جمهوریاش، تبلیغات گستردهای را علیه جناح مقابل آغاز کرده و سعی داشته است با حمله مستقیم به عناصر وابسته به این باند، رئیس آن یعنی خامنهای را نیز از پهلو مورد حمله قرار دهد تا با بیاعتبار ساختن این جناح، برای جناح خویش اعتبار سازی کند.
احمدینژاد این را خوب میداند که پایان دوره ریاست جمهوریاش، پایان برخورداری از تمام امتیازات، اختیارات و منابع مالیست که در جایگاه رئیس جمهور در اختیار وی قرار دارد.
برچسبها:
“انتخابات”,
احمدی نژاد,
ریاست جمهوری,
مراسم نمایشی
۱۳۹۲ فروردین ۲۹, پنجشنبه
گامهای بزرگ طبقه کارگر جهانی در مبارزه طبقاتی
مبارزه طبقاتی پرولتاریا در مقیاس جهانی، پیوسته دامنه و ژرفای بیشتری به خود می گیرد. در حالی که بحران اقتصادی جهانی همچنان ادامه دارد و بورژوازی بینالمللی میکوشد بار این بحران را هر چه بیشتر بر گردهی کارگران قرار دهد، طبقه کارگر در ابعادی وسیعتر و اشکالی تعرضیتر از مبارزه به مقابله با بورژوازی و سیاستهای آن برخاسته است.
تمام تلاش بورژوازی برای غلبه بر بحران و مهار مبارزه طبقاتی تاکنون به شکست انجامیده است. این واقعیت که مبارزه طبقاتی تمام نظم موجود را از هم اکنون مورد تهدید قرار داده، چنان آشکار و انکارناپذیر است که سخنگویان و نظریهپردازان نظم سرمایهداری نسبت به عواقب وضع موجود هشدار میدهند.
مجله آمریکایی تایم در ۲۵ مارس مقالهای تحت عنوان “انتقام مارکس: چگونه مبارزه طبقاتی به جهان شکل میدهد” انتشار داد و مایکل شومان نویسنده این مقاله از جمله نوشت: “تصور بر این بود که کارل مارکس مرده و مدفون است. با فروپاشی اتحاد شوروی و جهش بزرگ چین به سوی سرمایهداری، کمونیسم در پسزمینه شگفتانگیز فیلمهای جیمز بوند و وردهای منحرف کیم یونگ اون، فرو رفت. چنین به نظر میرسید، ستیز طبقاتی که به باور مارکس تعیینکننده مسیر تاریخ است، در عصر شکوفایی تجارت آزاد و تصدی آزاد ناپدید گردد. قدرت فراگیر جهانیسازی که دوردستترین نقاط کره زمین را در حلقههای سودآور سرمایه مالی، برونسپاری و تولید صنعتی بیمرز مرتبط ساخته است، برای همگان از معلمان فنی دره سیلیکون گرفته تا دختران مزارع چینی، فرصتهای گستردهای را برای ثروتمند شدن فراهم میآورد.” چنین به نظر میرسید که سرمایهداری به وعدهی خود – ارتقای همگان به بلندیهای ثروت و رفاه – عمل میکند. چنین میاندیشیدیم. اما با گرفتار شدن اقتصاد جهانی در بحرانی درازمدت و کارگران سراسر جهان زیر فشار بیکاری، قرض و درآمدهای راکد، نقد گزندهی مارکس از سرمایهداری را مبنی بر این که سیستم ذاتاً ناعادلانه و خودتخریبگر است، به سادگی نمیتوان کنار نهاد. مارکس این نظریه را پرداخت نمود که با تمرکز ثروت جهانی در دست گروهی آزمند، نظام سرمایهداری جبراً تودهها را فقیر میکند و باعث بحرانهای اقتصادی و تشدید ستیز میان طبقات ثروتمند و کارگران میگردد.
پروندهای قطور از اتفاقات نشان میدهد که احتمالاً او حق داشت. تأسفآور است که به راحتی آمارهایی را میتوان یافت که نشان میدهد، ثروتمندان، ثروتمندتر، اما طبقه متوسط و فقرا، نه!
تمام تلاش بورژوازی برای غلبه بر بحران و مهار مبارزه طبقاتی تاکنون به شکست انجامیده است. این واقعیت که مبارزه طبقاتی تمام نظم موجود را از هم اکنون مورد تهدید قرار داده، چنان آشکار و انکارناپذیر است که سخنگویان و نظریهپردازان نظم سرمایهداری نسبت به عواقب وضع موجود هشدار میدهند.
مجله آمریکایی تایم در ۲۵ مارس مقالهای تحت عنوان “انتقام مارکس: چگونه مبارزه طبقاتی به جهان شکل میدهد” انتشار داد و مایکل شومان نویسنده این مقاله از جمله نوشت: “تصور بر این بود که کارل مارکس مرده و مدفون است. با فروپاشی اتحاد شوروی و جهش بزرگ چین به سوی سرمایهداری، کمونیسم در پسزمینه شگفتانگیز فیلمهای جیمز بوند و وردهای منحرف کیم یونگ اون، فرو رفت. چنین به نظر میرسید، ستیز طبقاتی که به باور مارکس تعیینکننده مسیر تاریخ است، در عصر شکوفایی تجارت آزاد و تصدی آزاد ناپدید گردد. قدرت فراگیر جهانیسازی که دوردستترین نقاط کره زمین را در حلقههای سودآور سرمایه مالی، برونسپاری و تولید صنعتی بیمرز مرتبط ساخته است، برای همگان از معلمان فنی دره سیلیکون گرفته تا دختران مزارع چینی، فرصتهای گستردهای را برای ثروتمند شدن فراهم میآورد.” چنین به نظر میرسید که سرمایهداری به وعدهی خود – ارتقای همگان به بلندیهای ثروت و رفاه – عمل میکند. چنین میاندیشیدیم. اما با گرفتار شدن اقتصاد جهانی در بحرانی درازمدت و کارگران سراسر جهان زیر فشار بیکاری، قرض و درآمدهای راکد، نقد گزندهی مارکس از سرمایهداری را مبنی بر این که سیستم ذاتاً ناعادلانه و خودتخریبگر است، به سادگی نمیتوان کنار نهاد. مارکس این نظریه را پرداخت نمود که با تمرکز ثروت جهانی در دست گروهی آزمند، نظام سرمایهداری جبراً تودهها را فقیر میکند و باعث بحرانهای اقتصادی و تشدید ستیز میان طبقات ثروتمند و کارگران میگردد.
پروندهای قطور از اتفاقات نشان میدهد که احتمالاً او حق داشت. تأسفآور است که به راحتی آمارهایی را میتوان یافت که نشان میدهد، ثروتمندان، ثروتمندتر، اما طبقه متوسط و فقرا، نه!
برچسبها:
پرولتاریا,
طبقاتی,
کارگر جهانی,
مبارزه,
مبارزه طبقاتی
۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه
حقیقت، دشمن جمهوری اسلامیست
گوبلز، وزیر تبلیغات رژیم فاشیست هیتلری میگفت که یک دروغ بزرگ، ولو رسوا، چنانچه
پیوسته تکرار گردد، مردم، سرانجام آن را به عنوان حقیقت باور میکنند. حقیقت، دشمن
ابدی دروغ است و از اینرو بزرگترین دشمن دولت.
شیوه عمل جمهوری اسلامی ایران از جهات متعدد شبیه رژیمهای فاشیستیست.
در تبلیغات نیز طابق النعل بالنعل همان هدف و روشهایی متداول است که در رژیم
هیتلری، تاکتیک دستگاه تبلیغاتی گوبلز را تشکیل میداد.
هر چه بحرانهای نظم اقتصادی – اجتماعی و سیاسی حاکم بر ایران عمیقتر و
وسیعتر شده است و هر چه وضعیت مادی و معنوی تودههای مردم ایران وخیمتر، سران
رژیم جمهوری اسلامی و دستگاههای تبلیغاتی آن، دروغهای بزرگتر و شاخدارتر، از
پیشرفت، پیروزی، رفاه و شادکامی مردم و دستاوردهای عظیم، تحویل مردم میدهند.
تازهترین نمونهی این دروغهای بزرگ گوبلزی نیز با وضوح هر چه تمامتر در
سخنرانیها و پیامهای نوروزی سران رژیم انعکاس یافته است.
در حالی که اکنون حتا ناآگاهترین بخش مردم، زیر فشار بحرانهای موجود
دریافتهاند که در سال ۹۱ اوضاع از جمیع جهات وخیمتر شد، آنها در پیامهای نوروزی
خود که به ارزیابی وضعیت اقتصادی – اجتماعی و سیاسی جامعه ایران و سیاستهای رژیم
اختصاص یافته بود، تماماً از پیشرفت و بهبود اوضاع، از جمیع جهات سخن گفتند.
برچسبها:
جمهوری اسلامی,
حقیقت,
دشمن,
فاشیست هیتلری,
گوبلز
۱۳۹۱ اسفند ۲۴, پنجشنبه
لحظه شماری رقبای احمدی نژاد برای پایان دوره ریاست جمهوری وی
ساختار سیاسی دولت دینی جمهوری اسلامی و انبوه تضادهای حادی که نظم اقتصادی – اجتماعی سرمایهداری ایران گرفتار آن است، طبقه حاکم را در چنان مخمصهای قرار داده که هر رخداد داخلی و حتا اتفاقات بینالمللی که ظاهراً ارتباط مستقیمی هم با مسایل جامعه ایران ندارند، به یک کشمکش و بحران جدید در درون هیئت حاکمه تبدیل میگردند.
مرگ هوگو چاوز، رئیس جمهوری ونزوئلا، نیر بر همین منوال به نزاعی جدید در درون حکومت و حملات سران دستگاه دینی به رئیس دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی مبدل شد.
در پی مرگ چاوز، احمدینژاد یک روز عزای عمومی در ایران اعلام کرد و در پیامی که انتشار داد، بر اساس دیدگاههای خرافاتی اسلامیاش، از بازگشت او به همراه امام زمان شیعیان و عیسی مسیح برای ادامه کار و برقراری عدالت سخن گفت.
این اقدامات خشم و اعتراض سران دستگاه دینی را از دو جهت برانگیخت. نخست این که چرا برای یک فرد خارجی و آن هم مسیحی عزای عمومی اعلام کرده است و مهمتر این که در پیام خود او را شهید و همتراز شخصیتهای بالای دینی و اسلامی قرار داده است.
شدیدترین حمله را آخوند محمد یزدی از وابستگاه باند خامنهای داشت که در یک گفتگوی مفصل، اقدامات احمدینژاد را محکوم کرد و او را به فرمانبرداری از خامنهای فرا خواند.
وی گفت: ایشان سخنان اختلافانگیزی را مطرح نموده، چاوز را در ردیف شخصیتهای بالای دینی قرار داده و تعبیراتی داشته مبنی بر این که وی به همراه حضرت عیسی و حضرت ولی عصر بازمیگردد و کارهای خود را انجام میدهد که باعث نگرانی حوزههای علمیه و جامعه مدرسین شده است. چون سفارش مؤکد ولی امر این است که در شرایط کنونی کشور را آرام نگه داریم، به ایشان نصیحت داریم که در مدت باقیمانده آرامش را حفظ کرده و از بیان مسایل اختلافی خودداری کند. بپذیرد که اطلاعات دینی لازم را ندارد.
برچسبها:
احمدی نژاد,
استبداد دینی,
دولت دینی,
ریاست جمهوری
۱۳۹۱ اسفند ۱۰, پنجشنبه
بنبست در سیاست خارجی، چرا و چگونه؟
“سیاست خارجی هر دولتی، پیوندی ناگسستنی با سیاست داخلی آن دارد. به بیانی دقیقتر، سیاست خارجی، ادامه و بسط سیاست داخلی یک دولت به ورای مرزهای آن کشور و مناسبات با دولتها و کشورهای دیگر است. لذا این سیاست داخلیست که خصلت سیاست خارجی و اهداف آن را تعیین میکند” (نشریه کار شماره ۶١٨ وظایف فوری انقلاب اجتماعی- سیاست خارجی حکومت شورایی).
در تعیین سیاست خارجی حکومت اسلامی، مانند دیگر دولتهای سرمایهداری، منافع بورژوازی حاکم نقشی اساسی ایفا میکند. منافع طبقهای که قدرت سیاسی را در دست خود گرفته و برای حفظ این قدرت و حراست از نظم کنونی، آماده است تا دست به هر جنایتی بزند.
از همین زاویه است که اختلافات و یا اتحادهای جمهوری اسلامی با دولتهای گوناگون نیز قابل درک میگردند. جنگ ایران و عراق یک نمونهی روشن برای کارگران و زحمتکشان ایران است، جنگی که بر سر جاهطلبیهای منطقهای طبقات حاکم بر دو کشور و یا به عبارت دقیقتر منافعی که این جاهطلبیهای منطقهای برای هر کدام از آنها داشت، به راه افتاد و نتایج آن جنگ نیز بر همگان آشکار است. حکومت اسلامی اگرچه نتوانست از جنگ پیروز بیرون بیاید، اما در عوض توانست در عرصهی سیاست داخلی و در پناه جنگ با دشمن خارجی، انقلاب را با شکست کامل روبرو سازد. جمهوری اسلامی با نابودی دستاوردهای انقلاب و از بین بردن تمامی آزادیهایی که در نتیجهی قیام تودهای بوجود آمده بود، دست به قتلعام وحشیانهی مخالفین، از جمله کمونیستها زد و این همه از جمله “برکات” جنگ برای خمینی جلاد بود.
در تعیین سیاست خارجی حکومت اسلامی، مانند دیگر دولتهای سرمایهداری، منافع بورژوازی حاکم نقشی اساسی ایفا میکند. منافع طبقهای که قدرت سیاسی را در دست خود گرفته و برای حفظ این قدرت و حراست از نظم کنونی، آماده است تا دست به هر جنایتی بزند.
از همین زاویه است که اختلافات و یا اتحادهای جمهوری اسلامی با دولتهای گوناگون نیز قابل درک میگردند. جنگ ایران و عراق یک نمونهی روشن برای کارگران و زحمتکشان ایران است، جنگی که بر سر جاهطلبیهای منطقهای طبقات حاکم بر دو کشور و یا به عبارت دقیقتر منافعی که این جاهطلبیهای منطقهای برای هر کدام از آنها داشت، به راه افتاد و نتایج آن جنگ نیز بر همگان آشکار است. حکومت اسلامی اگرچه نتوانست از جنگ پیروز بیرون بیاید، اما در عوض توانست در عرصهی سیاست داخلی و در پناه جنگ با دشمن خارجی، انقلاب را با شکست کامل روبرو سازد. جمهوری اسلامی با نابودی دستاوردهای انقلاب و از بین بردن تمامی آزادیهایی که در نتیجهی قیام تودهای بوجود آمده بود، دست به قتلعام وحشیانهی مخالفین، از جمله کمونیستها زد و این همه از جمله “برکات” جنگ برای خمینی جلاد بود.
برچسبها:
بنبست,
حکومت اسلامی,
سیاست خارجی,
سیاست داخلی
۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه
بحران ذاتی ساختار جمهوری اسلامی
۳۴ سال پس از استقرار جمهوری اسلامی در ایران، طبقه حاکم همچنان درگیر حادترین تضادها و اختلافاتیست که در سراسر این دوران، لحظهای آن را آرام نگذاشتهاند.
در آخرین روزهایی که به پایان دوره ریاست جمهوری احمدینژاد باقی مانده است، نزاع درونی گروههای رقیب در هیئت حاکمه به نهایت خود رسیده است. باندهای رقیب، حمله به یکدیگر را تشدید کردهاند. کمتر روزی بدون کشمکش و نزاع میان آنها میگذرد. بحران حکومتی به درجهای رشد یافته که هر اختلاف کوچک نیز سریعاً به نزاعی بزرگ تبدیل میگردد. اختلافات، عرصه سیاسی را پشت سر نهاده و به افشاگری سوء استفادهها و فساد مالی کشیده است. از هم گسیختگی درونی دستگاه دولتی به نقطهای رسیده است که ارگانها و نهادهای رژیم به تقابل و رودررویی آشکار علیه یکدیگر برخاستهاند. تحت یک چنین شرایطی، اتوریته و اقتداری نیز برای رأس هرم رژیم استبدادی باقی نمانده است. خامنهای، درمانده و ناتوان از مهار این اختلافات، پی در پی نفرین، نصیحت و تهدید میکند، اما چارهساز نیست. حتا تهدید به خیانت هم نتوانست مانع از تشدید اختلافات و بروز علنی آنها گردد. علت آن نیز اکنون دیگر نباید بر کسی پوشیده باشد.
بازتولید مداوم این تضادها و اختلافات ریشه در بحرانهای عمیق و لاینحل جامعه ایران دارد. وقتی که یک طبقه، یک رژیم سیاسی نتواند بحرانهای جامعه را حل و یا تعدیل کند، از درون نیز با بحران روبرو میگردد. اختلاف بر سر سیاستها و شکستها به یک امر دائمی تبدیل میگردد. هر گروه و دستهای از هیئت حاکمه میکوشد دیگری را باعث و بانی شکست و نابسامانی اوضاع معرفی نماید. لذا هر چه بحرانهای جامعه ژرفتر و همه جانبهتر شدهاند، انعکاس وسیعتری در درون طبقه حاکم و تشدید اختلافات آنها یافتهاند. نظمی که تمام ارکان آن را بحران، فساد و گندیدگی فرا گرفته است، الزاماَ درگیر حادترین تضادها و اختلافات در درون هیئت حاکمه نیز خواهد بود.
در آخرین روزهایی که به پایان دوره ریاست جمهوری احمدینژاد باقی مانده است، نزاع درونی گروههای رقیب در هیئت حاکمه به نهایت خود رسیده است. باندهای رقیب، حمله به یکدیگر را تشدید کردهاند. کمتر روزی بدون کشمکش و نزاع میان آنها میگذرد. بحران حکومتی به درجهای رشد یافته که هر اختلاف کوچک نیز سریعاً به نزاعی بزرگ تبدیل میگردد. اختلافات، عرصه سیاسی را پشت سر نهاده و به افشاگری سوء استفادهها و فساد مالی کشیده است. از هم گسیختگی درونی دستگاه دولتی به نقطهای رسیده است که ارگانها و نهادهای رژیم به تقابل و رودررویی آشکار علیه یکدیگر برخاستهاند. تحت یک چنین شرایطی، اتوریته و اقتداری نیز برای رأس هرم رژیم استبدادی باقی نمانده است. خامنهای، درمانده و ناتوان از مهار این اختلافات، پی در پی نفرین، نصیحت و تهدید میکند، اما چارهساز نیست. حتا تهدید به خیانت هم نتوانست مانع از تشدید اختلافات و بروز علنی آنها گردد. علت آن نیز اکنون دیگر نباید بر کسی پوشیده باشد.
بازتولید مداوم این تضادها و اختلافات ریشه در بحرانهای عمیق و لاینحل جامعه ایران دارد. وقتی که یک طبقه، یک رژیم سیاسی نتواند بحرانهای جامعه را حل و یا تعدیل کند، از درون نیز با بحران روبرو میگردد. اختلاف بر سر سیاستها و شکستها به یک امر دائمی تبدیل میگردد. هر گروه و دستهای از هیئت حاکمه میکوشد دیگری را باعث و بانی شکست و نابسامانی اوضاع معرفی نماید. لذا هر چه بحرانهای جامعه ژرفتر و همه جانبهتر شدهاند، انعکاس وسیعتری در درون طبقه حاکم و تشدید اختلافات آنها یافتهاند. نظمی که تمام ارکان آن را بحران، فساد و گندیدگی فرا گرفته است، الزاماَ درگیر حادترین تضادها و اختلافات در درون هیئت حاکمه نیز خواهد بود.
برچسبها:
احمدینژاد,
بحران ذاتی,
جمهوری اسلامی,
حادترین تضادها,
ریاست جمهوری
۱۳۹۱ بهمن ۱۲, پنجشنبه
درسهائی از گذشته برای پيروزی آينده – به مناسبت سی و چهارمين سالگرد قيام ۲۲ بهمن
۳۴ سال پيش تودههای زحمتکش مردم ايران که از استبداد و ديکتاتوری عريان رژيم شاهنشاهی و شرايط وخيم اقتصادی به ستوه آمده بودند، برای رهائی خود به انقلاب روی آوردند. گرچه شاه يک سال پيش از سقوط خود به ويژه در شش ماه آخر سلطنتاش با اتخاذ تاکتيکهای متفاوتی اعم از تشديد سرکوب و کشتار مردم در اعتراضات خيابانی، يا دادن برخی امتيازات و عقبنشينیها سعی کرد سلطنت خود را نجات دهد، اما تودههای مردم به جان آمدهای که به انقلاب روی آورده بودند، به کمتر از سرنگونی قهرآميز شاه ورژیم سلطنتی راضی نبودند. از اينرو به رغم توصيهها و رهنمودهای خمينی که در رأس جنبش انقلابی قرار گرفته بود و در اساس خواستار يک جابجائی ساده قدرت، و انقلابی بود که امروز به آن “انقلاب مخملی” گفته میشود، دست به اسلحه بردند، پادگانها و ساير مراکز ستم و سرکوب را قهرمانانه مورد حمله قرار دادند و با قيام شکوهمند خود در ۲۲ بهمن ۵۷، دودمان پهلوی را درهم پيچيدند و نظام سلطنت را برای هميشه به گورستان تاريخ سپردند. شاه سرنگون و رژيم سلطنتی برچيده شد. به رغم سرنگونی رژيم سلطنتی و به رغم تمام قهرمانیها و از خود گذشتگی کارگران و زحمتکشان و نيروهای انقلابی که برای پايان دادن به جور و ستم و استثمار و رسيدن به آزادی و برابری به پا خاسته و دست به انقلاب زده بودند، اما اهداف انقلاب برآورده نشد و خواستها و انتظارات تودههای مردم از انقلاب نيز تحقق نيافت. بورژوازی به ياری دستگاه روحانيت به رهبری خمينی، به سرعت به بازسازی دستگاه سرکوب روی آوردند، ارگانهای سرکوب جديدی را نيز سازمان دادند، راه را برای پيشرفت انقلاب مسدود ساختند و با يورش وحشيانه به انقلاب، سرانجام آن را از پای درآوردند. ضد انقلاب، ازدرون انقلاب سربرآورد و رژيمی ارتجاعیتر و مستبدتر، جای رژيم شاه را گرفت. آنگاه شرايطی به مراتب وخيمتر و اختناقی دهشتناکتر از پيش، بر کارگران و زحمتکشان ايران تحميل گرديد.
برچسبها:
تودههای زحمتکش,
درسها,
ديکتاتوری,
سلطنت,
مردم ايران
۱۳۹۱ دی ۲۸, پنجشنبه
ارتجاع، نگران فوران خشم و نارضایتی از درون شکاف در بالا
بحران از همه سو جمهوری اسلامی را فرا گرفته است. رسوخ این بحران به درون طبقه حاکم و دستگاه دولتی، روند از هم گسیختگی رژیم را سرعت بخشیده است. شکافهای درونی هیئت حاکمه پیوسته عمیقتر شده است. در حالی که هنوز پنج ماهی به پایان دوره ریاست جمهوری احمدینژاد باقیست، جمهوری اسلامی بار دیگر با چالشی جدی از درون روبهروست.
نزاع گروههای رقیب بر سر علت شکستهای سیاستهای اقتصادی و تشدید بحرانها به کشمکشی حاد میان مجلس و دستگاه اجرایی انجامیده است. روزی نمیگذرد که سران این دو ارگان دولتی، یکدیگر را به کارشکنی متهم نکنند و شکست را به گردن یکدیگر نیاندازند. جدالهای چند روز اخیر بر سر به اصطلاح انتخابات خرداد ماه نیز به عرصه جدیدی برای افشاگری و درگیری باندهای درون جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
مرتجعین پاسدار استبداد که متجاوز از سه دهه مشترکاً سازمانده تقلبهای رسوای خیمهشببازیهای انتخاباتی در رژیم دیکتاتوری عریان طبقه حاکم بودهاند، اکنون هر یک از تلاش دیگری برای مهندسی کردن آراء و “انتخابات” سخن میگویند.
اتفاق بیسابقهای در جمهوری اسلامی نیست. معمولاً وقتی که تضادهای درونی هیئت حاکمه به درجهای حاد میشود که رژیم برای بقای خود چاره دیگری جز حذف این یا آن جناح را از گردونهی قدرت سیاسی ندارد، آنهایی که موقعیت خود را در خطر میبینند، آنگاه یادشان میآید که انتخابات در جمهوری اسلامی آزاد نیست. از تقلبهای انتخاباتی سخن میگویند و خواستار “انتخابات آزاد” میشوند. یادمان هست که یکی از بنیانگذاران رژیم استبدادی موجود، هاشمی رفسنجانی، وقتی از تقلبهای انتخاباتی به خدا شکایت کرد، که گروههای رقیب و در رأس آنها خامنهای، تصمیم گرفتند احمدینژاد را بر مسند ریاست قدرت اجرایی قرار دهند. کروبی این سردسته گروه خط امامیها که سالها با همین تقلبها بر کرسی مجلس و حتا ریاست آن تکیه زده بود، وقتی که قرار شد از گردونه قدرت حذف شود، یادش آمد که در فاصلهی کوتاهی که خواباش برد، چند میلیون رأی را به حساب رقیباش گذاشتند و سرانجام نیز رسوایی بزرگ تقلب انتخاباتی سال ۸۸ پیش آمد و اکنون همان ماجرا از نو تکرار میشود.
از تمام شواهد موجود چنین برمیآید که نه تنها قرار است، در خرداد ماه دوره ریاست جمهوری احمدینژاد به پایان برسد، بلکه جناح و گروه احمدینژاد نیز که اکنون عمدتاً در دستگاه اجرایی متشکل شدهاند، یکسره تصفیه شوند. این در حالیست که این گروه از مدتها پیش در تلاش بود، در پایان دورهی احمدینژاد، فرد دیگری را از میان خود بر کرسی ریاست جمهوری بنشاند.
احمدینژاد که میداند همان ماجرایی که در سال ۸۸ به نفع او و به زیان موسوی وجریان موسوم به سبز خاتمه یافت، اکنون همان ماجرا علیه خود وی و جناحاش در حال تکرار شدن است، به افشاگری روی آورده تا اقدامات گروههای رقیب را از طریق برملا کردن تقلبهای انتخاباتی، خنثا سازد. از همینروست که با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جمهوریاش، بر دامنه تبلیغات و افشاگریهای خود افزوده است.
نزاع گروههای رقیب بر سر علت شکستهای سیاستهای اقتصادی و تشدید بحرانها به کشمکشی حاد میان مجلس و دستگاه اجرایی انجامیده است. روزی نمیگذرد که سران این دو ارگان دولتی، یکدیگر را به کارشکنی متهم نکنند و شکست را به گردن یکدیگر نیاندازند. جدالهای چند روز اخیر بر سر به اصطلاح انتخابات خرداد ماه نیز به عرصه جدیدی برای افشاگری و درگیری باندهای درون جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
مرتجعین پاسدار استبداد که متجاوز از سه دهه مشترکاً سازمانده تقلبهای رسوای خیمهشببازیهای انتخاباتی در رژیم دیکتاتوری عریان طبقه حاکم بودهاند، اکنون هر یک از تلاش دیگری برای مهندسی کردن آراء و “انتخابات” سخن میگویند.
اتفاق بیسابقهای در جمهوری اسلامی نیست. معمولاً وقتی که تضادهای درونی هیئت حاکمه به درجهای حاد میشود که رژیم برای بقای خود چاره دیگری جز حذف این یا آن جناح را از گردونهی قدرت سیاسی ندارد، آنهایی که موقعیت خود را در خطر میبینند، آنگاه یادشان میآید که انتخابات در جمهوری اسلامی آزاد نیست. از تقلبهای انتخاباتی سخن میگویند و خواستار “انتخابات آزاد” میشوند. یادمان هست که یکی از بنیانگذاران رژیم استبدادی موجود، هاشمی رفسنجانی، وقتی از تقلبهای انتخاباتی به خدا شکایت کرد، که گروههای رقیب و در رأس آنها خامنهای، تصمیم گرفتند احمدینژاد را بر مسند ریاست قدرت اجرایی قرار دهند. کروبی این سردسته گروه خط امامیها که سالها با همین تقلبها بر کرسی مجلس و حتا ریاست آن تکیه زده بود، وقتی که قرار شد از گردونه قدرت حذف شود، یادش آمد که در فاصلهی کوتاهی که خواباش برد، چند میلیون رأی را به حساب رقیباش گذاشتند و سرانجام نیز رسوایی بزرگ تقلب انتخاباتی سال ۸۸ پیش آمد و اکنون همان ماجرا از نو تکرار میشود.
از تمام شواهد موجود چنین برمیآید که نه تنها قرار است، در خرداد ماه دوره ریاست جمهوری احمدینژاد به پایان برسد، بلکه جناح و گروه احمدینژاد نیز که اکنون عمدتاً در دستگاه اجرایی متشکل شدهاند، یکسره تصفیه شوند. این در حالیست که این گروه از مدتها پیش در تلاش بود، در پایان دورهی احمدینژاد، فرد دیگری را از میان خود بر کرسی ریاست جمهوری بنشاند.
احمدینژاد که میداند همان ماجرایی که در سال ۸۸ به نفع او و به زیان موسوی وجریان موسوم به سبز خاتمه یافت، اکنون همان ماجرا علیه خود وی و جناحاش در حال تکرار شدن است، به افشاگری روی آورده تا اقدامات گروههای رقیب را از طریق برملا کردن تقلبهای انتخاباتی، خنثا سازد. از همینروست که با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جمهوریاش، بر دامنه تبلیغات و افشاگریهای خود افزوده است.
برچسبها:
اقلیت,
جمهوری اسلامی,
خشم,
سیاستهای اقتصادی,
شکاف,
طبقه حاکم,
فدائیان
اشتراک در:
پستها (Atom)